Leggi Libro 1 L'obiezione dei discepoli al ritiro del visir Distico 613

M1:613 — لذّت انعامِ خود را وا مگیر / نُقل و باده و جامِ خود را وا مگیر

لذّت انعامِ خود را وا مگیرنُقل و باده و جامِ خود را وا مگیر
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:613

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: لذت موهبت‌های خود را از ما دریغ مکن؛ / شیرینی و شراب و جام خود را از ما باز مگیر. معنا: این بیت، که ادامهٔ بحث نیستی ذاتی انسان است، درخواستی است عاجزانه از هستی مطلق برای استمرار بخشش و فیض‌بخشی، چرا که انسان به خودی خود وجودی ندارد و تنها به واسطهٔ انعام الهی است که متحقق می‌شود و لذت هستی را می‌چشد.

شرح

این بیت در بطن یکی از مهم‌ترین مباحث مولوی در دفتر اول جای دارد: بحث «نیستی ذاتی» انسان و رابطهٔ او با هستی مطلق. مولانا در اینجا انسان را به «نی» تشبیه می‌کند؛ یک شیء توخالی که به خودی خود فاقد صداست و تنها با دَمِ نای‌زن است که نوا سر می‌دهد. او در ابیاتی پیش از این به صراحت می‌گوید:

ما چو ناییم و نوا در ما ز توست ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست

ما عدم‌هاییم و هستی‌ها نما تو وجود مطلقی هستی ما

این یعنی ما انسان‌ها، از حیث وجودی، «نیست» هستیم و هستی ما تنها نمودی از وجود مطلق حق است. این نیست‌بودگی، نه ضعف و حقارت، که حقیقت وجودی ماست. در چنین بستری است که مولانا به درگاه حق مناجات می‌کند: «لذت هستی نمودی نیست را، عاشق خود کرده بودی نیست را.» او می‌گوید تو خودِ نیستی را عاشق هستی کرده‌ای، به آن طعم وجود بخشیده‌ای و آن را در معرض انعام بی‌کران خود نهاده‌ای. اکنون که این لذت وجود را چشانده‌ای و این موهبت‌های پیوسته را کرامت کرده‌ای، آن‌ها را از ما باز مگیر. «نقل و باده و جام» در اینجا نمادهای متعالیِ همین «لذت هستی» و انعام بی‌وقفه الهی‌اند. این درخواست، نه برای لذایذ مادی صرف، بلکه برای استمرارِ اصلِ هستی و ادامه‌ی فیض وجود است که تمام زندگی ما از آن برمی‌آید.

این همانا توحید افعالی است که عرفای ما از آن سخن می‌گویند: اینکه هر فعل و حرکتی که از ما سر می‌زند، در حقیقت از مبدئی بالاتر نشئت می‌گیرد. مولانا این را با تمثیل «شیر علم» (شیر روی پرچم) توضیح می‌دهد: «ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم.» ما همچون شیری بر پرچم، تنها وقتی به حرکت درمی‌آییم که بادی از جانب هستی مطلق در ما بوزد. بنابراین، هستی، حرکت و لذت ما، همه «از داد اوست» و مستقل از او هیچ نداریم. این نیایش، اقراری عمیق به این وابستگی وجودی است و درخواستی برای تداوم این رابطهٔ حیاتی.

نکات کلیدی

  • وجود و بقای انسان کاملاً وابسته به فیض و انعام مداوم الهی است.
  • لذت هستی، نه حق ما، بلکه عطیه‌ای است که از جانب هستی مطلق به ما بخشیده شده.
  • انسان به مثابه «نی»ای توخالی است که تنها با دَمِ الهی به نوا درمی‌آید؛ نوا و حرکت ما از اوست.
  • «نقل و باده و جام» نمادهای تجلی مستمر لذت هستی و عنایت بی‌کران الهی هستند.
  • این بیت، نمایانگر «توحید افعالی» است؛ یعنی همهٔ افعال و حرکات ما از مبدأ الهی نشئت می‌گیرد.

Sources: d1-s04 · 01:25:25 d1-s04 · 01:26:38 d1-s04 · 01:29:28

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.