Leggi Libro 1 L'obiezione dei discepoli al ritiro del visir Distico 638

M1:638 — ور تو می‌بینی که پایت بسته‌اند / بر تو سرهنگانِ شه بنشسته‌اند

ور تو می‌بینی که پایت بسته‌اندبر تو سرهنگانِ شه بنشسته‌اند
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:638

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر می‌بینی که پاهایت بسته شده‌اند، و سرهنگان شاه بر تو مسلط گشته‌اند. معنا: این بیت به تجربهٔ سیطره و قدرت مطلق الهی اشاره دارد که ما را به فروتنی و خشوع فرا می‌خواند، نه به بی‌عملی یا ستم بر دیگران.

شرح

این بیت، از نظر من، در ادامهٔ تبیین مولانا از ماهیت وجودی انسان و نسبت او با حق مطلق می‌آید. پیش از این مولانا فرموده بود که «ما چو ناییم و نوا در ما ز توست»، و «ما عدم‌هاییم و هستی‌ها نما / تو وجود مطلقی هستی ما». او در این سیاق، هستیِ ما را در قیاس با هستیِ مطلق، عَدَم و نیستی می‌خواند؛ ما همچون نی توخالی هستیم و دم از او می‌یابیم. حال، در این بیت، او به یک نکتهٔ کلیدی و بسیار مهم اشاره می‌کند: تجربهٔ «جباریت» حق. می‌گوید اگر تو در وجود خودت می‌بینی که پاهایت بسته شده‌اند و سرهنگانِ شهریار بر تو مستولی گشته‌اند، این یک تجربهٔ وجودیِ عمیق است که انسان در مقابل اراده و قدرت لایزال الهی احساس می‌کند.

من قویاً معتقدم که مولانا در اینجا به هیچ وجه در حال ترویج جبر فلسفی نیست که سلب مسئولیت کند. او خود در همین مثنوی تصریح می‌کند: «این نه جبر، این معنی جباری است / ذکر جباری برای زاری است». این بیان به معنای آن نیست که انسان مختار نیست و مسئولیت اعمالش بر دوش او نیست؛ بلکه اشاره به مرتبهٔ وجودیِ انسان در برابر خداوند دارد. "جباری"، همان سلطه و سیطرهٔ بی‌بدیل حق است که انسان در لحظاتی از سلوک و معرفت، آن را به وضوح درمی‌یابد؛ احساس می‌کند که هستی‌اش، قدرتش، و حتی اراده‌اش، همگی مستعاری از جانب اوست.

نکتهٔ اصلی در اینجاست که هدف از این درک جباریت چیست؟ مولانا به روشنی پاسخ می‌دهد: «ذکر جباری برای زاری است». یعنی این شناخت قدرت و سیطرهٔ الهی باید به انسان، فروتنی، خشوع، و تضرع (زاری) ببخشد. این شناخت، انسان را از تکبر و نخوت باز می‌دارد و به او می‌فهماند که در مقابل آن وجود مطلق، او هیچ است و همه چیز از اوست. این تجربه، نه به بی‌عملی می‌انجامد و نه به توجیه ستم.

از پیِ این بیت، مولانا نتیجه‌گیری اخلاقی مهمی می‌کند که در همین سیاقِ ضبط‌شده در سخنرانی من آمده است: «پس تو سرهنگی مکن با عاجزان». این یعنی اگر تو احساس می‌کنی در برابر قدرت خداوند، خودت چون اسیری هستی که پاهایش بسته‌اند و سرهنگان بر تو مسلط‌اند، پس چگونه به خود اجازه می‌دهی که با دیگران، با آنان که عاجزند، رفتاری چون یک سرهنگِ سلطه‌جو داشته باشی؟ این یک چرخشِ اخلاقیِ حیرت‌انگیز است. تجربهٔ فروتنی در برابر حق، باید به شفقت و عدمِ ستم بر خلق منجر شود. پس، این بیت دعوتی است به عمقِ توحید افعالی، اما نه برای از بین بردن اختیار و مسئولیت، بلکه برای تزکیهٔ نفس، ایجاد زاری، و نهایتاً، تربیت اخلاقی.

نکات کلیدی

  • تجربهٔ جباریت الهی (قدرت مطلق خداوند) با جبر فلسفی (نفی اختیار) متفاوت است.
  • درک جباریت حق، هدفش ایجاد فروتنی و تضرع (زاری) در انسان است.
  • احساس بسته بودن دست‌وپا در برابر قدرت الهی، نباید به بی‌عملی یا ستم بر دیگران منجر شود.
  • مولانا این تجربه را به تربیت اخلاقی پیوند می‌زند: کسی که خود در برابر حق احساس عجز می‌کند، نباید بر عاجزان دیگر ستم کند.
  • این بیت تأکید می‌کند که هستی و ارادهٔ انسان، هرچند واقعی است، اما در نهایت از مبدأ الهی سرچشمه می‌گیرد.

Sources: d1-s04 · 01:25:25 d1-s04 · 01:26:38 d1-s04 · 01:29:28

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.