Leggi› Libro 3› Spiegazione che il dire 'Allah' del bisognoso è proprio il 'Labbaik' (sono qui) di Dio› Distico 208
M3:208 — چون سگِ کهفی که از مردار رست / بر سر خوان شهنشاهان نشست
M3:208
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
این بیت به سگ اصحاب کهف اشاره میکند که با همراهی مردان خدا، از پستی و ناپاکی (خوردن مردار) رها شد و به مقامی والا و روحانی دست یافت.
مولانا در این بخش از مثنوی، ارزش «درد» و نیاز را در فراخواندن خداوند بیان میکند. او میگوید حتی نالهٔ نیازمندانه، اگر مانند صدای سگ هم باشد، نزد خداوند بیپاسخ نمیماند. برای اثبات این نکته، مثال سگ اصحاب کهف را میآورد.
این سگ، پیش از همراهی با آن جوانان یکتاپرست، حیوانی بود که احتمالاً از مردار تغذیه میکرد. اما همین که با «اهلالله» همراه شد و در راه حق قدم گذاشت، از آن زندگی پست و حیوانی نجات یافت («از مردار رَست»). در نتیجهٔ این همراهی، به مقامی رسید که گویی بر سر «خوان شهنشاهان» نشسته است. این «سفرهٔ شاهانه» استعارهای از فیض، رحمت و معرفت الهی است که نصیب اولیا و مقربان درگاه خداوند میشود. سگ با خدمت و همراهی خالصانه، شایستهٔ همنشینی با آنان و بهرهمندی از برکات معنوی ایشان شد.
پیام اصلی مولانا این است که همراهی با نیکان و روی آوردن صادقانه به سوی حق، میتواند پستترین موجودات را به بالاترین درجات روحانی برساند. بنابراین، نباید ناله و نیاز خود را به درگاه خدا ناچیز شمرد.
- سگِ کهف
- سگ اصحاب کهف، که در داستان قرآنی به همراه جوانان یکتاپرست به غار پناه برد.
- مردار
- لاشه، گوشت حیوان مرده که خوردن آن ناپاک شمرده میشود.
- رست
- نجات یافت، رها شد (فعل گذشته از مصدر «رستن»).
- خوان
- سفره، بهویژه سفرهٔ گسترده و مجلل.
- شهنشاهان
- پادشاهان بزرگ؛ در اینجا کنایه از اولیای الهی و مقربان درگاه حق است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.