Leggi› Libro 5› La storia della serva che giaceva con l'asino della padrona. Lei lo aveva addestrato, come una capra o un orso, a fare sesso come un essere umano, e inseriva una zucca nel pene dell'asino per non superare il limite. La padrona se ne accorse, ma non vide il dettaglio della zucca. Con un pretesto, mandò la serva lontano, poi si unì all'asino senza la zucca e morì ignominiosamente. La serva tornò tardi e lamentò: "O mia vita, o luce dei miei occhi, hai visto il pene ma non la zucca, hai visto la virilità ma non il resto." "Ogni imperfetto è maledetto" – cioè, ogni sguardo e comprensione imperfetti sono maledetti. Altrimenti, i corpi imperfetti visibili sono benedetti, non maledetti. Leggi: "Non c'è colpa per il cieco". Ha negato la colpa, la maledizione, il rimprovero e l'ira› Distico 1382
M5:1382 — در میان خانه آوردش کشان / خفت اندر زیر آن نر خر ستان
M5:1382
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
زن، خر را به داخل خانه کشاند و برای آمیزش، در زیر آن حیوان نر که آماده و مهیای جفتگیری بود، خوابید.
این بیت، لحظهی آغاز فاجعه را به تصویر میکشد. زن (خاتون خانه) که کنیز خود را در حال کامجویی با خر دیده، از روی حسادت و شهوت کور، تصمیم به تقلید از او میگیرد. اما او فقط ظاهر عمل را دیده و از نکتهی حیاتی آن – یعنی کدویی که کنیز برای کنترل و محدود کردن آلت خر به کار میبرد – بیخبر است. این بیت، شتاب و بیفکری او را در اجرای این تقلید کورکورانه نشان میدهد. او حیوان را «کشانکشان» به داخل میآورد و فوراً «میخوابد»، که نشان از غلبهی کامل شهوت بر عقل دارد.
مولانا از این داستان بسیار تکاندهنده و غریب برای بیان یک اصل مهم عرفانی و اخلاقی استفاده میکند: خطر تقلید ظاهری و سطحی از اهل معرفت. عمل کنیز، هرچند ناپسند، با «دانش» و تدبیری (کدو) همراه بود که او را از هلاکت حفظ میکرد. اما خاتون فقط صورت بیرونی را میبیند و با چشمپوشی از باطن و حقیقت امر، خود را به نابودی میکشاند. در نگاه مولانا، بسیاری از اعمال دینی و معنوی اگر بدون فهم عمیق و بصیرت باطنی (آن «کدوی» معرفت) انجام شوند، نه تنها بیثمر، که میتوانند ویرانگر باشند. این بیت، نقطهی بیبازگشت در این مسیر هلاکتبار است.
- کشان
- کشانکشان، با کشیدن بر روی زمین
- نر خر
- خرِ نر، الاغ نر
- ستان
- در اینجا به معنی آماده، مهیا، کسی که میستاند و میگیرد. در ترکیب با «خر»، به معنی خر نری است که آمادهی جفتگیری است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.