Leggi› Libro 5› La storia di quella mucca che è sola su una grande isola. Dio l'Altissimo riempie quella grande isola di piante e fiori che sono il cibo della mucca. Fino a sera quella mucca mangia tutto e diventa grassa come un pezzo di montagna. Quando scende la notte, non dorme per l'ansia e la paura: "Ho pascolato tutta la pianura, cosa mangerò domani?" Così si assottiglia per questa ansia. Poi, al mattino, si alza e vede tutta la pianura più verde e rigogliosa di prima; mangia di nuovo e diventa grassa; poi la notte la stessa ansia la coglie. Sono anni che vede così e non si fida› Distico 2855
M5:2855 — باز زفت و فربه و لَمتُر شود / آن تنش از پیه و قوّت پُر شود
M5:2855
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
با طلوع خورشید و دیدن مرتع سرسبز، گاو دوباره با حرص و ولع میچرد و تا شب، بدنش از فرط خوردن، فربه و پر از چربی و انرژی میشود.
این بیت نقطهٔ اوج چرخهٔ روزانهٔ گاو را به تصویر میکشد. پس از آنکه شب را با غصه و ترس از گرسنگی به صبح رسانده و چون «خلال» (چوب نازک) لاغر شده، با دیدن لطف بیپایان خداوند که دشت را دوباره سبز کرده، تمام اضطرابش را فراموش میکند و با حرص و ولعی حیوانی (که مولانا آن را «جوع البقر» مینامد) به چریدن مشغول میشود.
نتیجهٔ این فراموشی و زیادهروی، فربهی و سنگینی است. مولانا با استفاده از سه واژهٔ «زفت»، «فربه» و «لمتر» بر ابعاد این چاقی اغراقآمیز تأکید میکند. این چاقی صرفاً فیزیکی نیست، بلکه نماد غرق شدن کامل در نعمتهای مادی و غفلت از منبع اصلی آن، یعنی خداوند، است. این سیری و فربهی، خود زمینه را برای اضطراب شب بعد فراهم میکند. گاو (که نماد نفس انسان است) به جای آنکه از این تجربهٔ تکرارشونده درس اعتماد و توکل بگیرد، تنها میان دو قطب ترس از نداری و حرص برای برخورداری در نوسان است.
- لَمتُر
- بسیار بزرگ، عظیمالجثه، ستبر
- زفت
- درشت، ستبر، کلفت
- پیه
- چربی حیوان
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.