Leggi› Libro 5› La metafora del pensiero quotidiano che sorge nel cuore come un nuovo ospite che arriva a casa all'inizio del giorno, e l'eccellenza dell'ospitalità, l'accoglienza dell'ospite che fa i capricci e tiranneggia il padrone di casa› Distico 3687
M5:3687 — فکر در سینه در آید نو به نو / خند خندان پیش او تو باز رو
M5:3687
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
هر فکر و حالتی که به دلت راه مییابد، چه خوب و چه بد، مانند مهمانی تازه است؛ با آن با خوشرویی و گشادهرویی روبرو شو.
مولانا در این بخش از مثنوی، افکار و احساسات درونی انسان را به مهمانانی تشبیه میکند که پیوسته از راه میرسند. او توصیه میکند که سالک باید میزبان خوبی برای این «مهمانان» باشد، حتی اگر ناخوشایند و «ترشرو» به نظر برسند.
این بیت به طور مشخص دستورالعملی برای مواجهه با این حالات درونی است. همانطور که در مهماننوازی، شخص با روی گشاده به استقبال مهمان میرود، باید با هر فکری که در ذهن و دل پدیدار میشود نیز با گشادهرویی برخورد کرد. این پذیرش و خوشرویی، کلید تحول درونی است. مولانا معتقد است که مقاومت یا بدخلقی در برابر افکار منفی، تنها وضعیت را بدتر میکند. در مقابل، استقبال از آنها باعث میشود یا پیام و موهبتی که در خود پنهان کردهاند آشکار شود، یا اگر هم خیری در آنها نباشد، به آرامی و بدون آسیبرساندن بگذرند و در عوض، فضیلتِ «خوشخویی» را در ما تقویت کنند.
- نو به نو
- تازه به تازه، پیدرپی، یکی پس از دیگری
- خند خندان
- با لبخند، با خوشرویی و چهرهٔ گشاده
- باز رو
- به استقبال برو، پیشواز کن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.