Leggi Libro 6 Il completamento del libro Al-Muwatta' al-Karim (Il Sentiero Onorevole) Distico 106

M6:106 — کی بیایید از جهت تا بی‌جهات / تا ندراند شما را گرگ مات

کی بیایید از جهت تا بی‌جهاتتا ندراند شما را گرگ مات
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:106

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بیایید از جهان دارای جهت و محدود به سوی جهان بی‌حدّ و بی‌جهت بشتابید، تا گرگ مات (گمراهی و جمود) شما را در هم ندرَد و از پا نیندازد. معنا: این بیت دعوتی است به فراتر رفتن از مرزهای جهان مادّی و ادراک حسّی، به سوی عالمی بی‌شکل و بی‌حدّ که در آن رستگاری از غلبهٔ جمود فکری و معنوی حاصل می‌شود.

شرح

این بیت، از آن دست سخنان مولاناست که اوجِ مرامِ او را دربابِ معرفت نشان می‌دهد. او خطاب به ما می‌گوید: «بیایید از جهت تا بی‌جهات / از صورت بیایید به بی‌صورتی / از جهت بیایید به بی‌جهتی». این یک دعوت آشکار است به رهایی از زندانِ قالب‌ها، از محدودیتِ جهات، و از هر آنچه صورت و شکلی دارد. «بی‌صورتی»، همانطور که پیش‌تر هم گفته‌ام، یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌هایی است که در مثنوی مطرح می‌شود؛ اینکه این جهانِ باصورت از بی‌صورت بیرون آمده است. دعوت به بی‌جهات، یعنی دعوت به گذر از عالَمِ محسوس و مقیّد، به سوی آن حقیقتِ نامحدود و ازلی که در هر جهتی نمی‌گنجد و خود خالقِ همه جهات است. این یک فراخوانِ وجودی است برای دست کشیدن از تعینات و رسیدن به اصلِ بی‌تعینِ هستی.

من می‌گویم مولانا در اینجا در حالِ ترسیمِ خطراتِ گران‌سنگی است که جانِ آدمیان را تهدید می‌کند. او می‌گوید اگر از جهت به بی‌جهات نیایید، «تا نرانَد شما را گرگ مات». این «گرگ مات» چه موجودی است؟ گرگِ مات نمادِ جمودِ فکری و معنوی است، نمادِ آن سکون و حیرتی که آدمی را در چاهِ تعلقات و عاداتِ فکری و عملی زندانی می‌کند. ما در نمازمان هر روز ده بار می‌گوییم «اهدنا الصراط المستقیم»، نه فقط به دلیل گمراهی در عمل، که از جهتِ گمراهی در فهم. تعلقات و محبت‌ها چنان بر دل می‌نشینند که چشم و گوش را می‌بندند و راهِ کج را راست می‌نمایانند. این «مات شدن» همان است که قرآن از آن به «اثاقلتم الی الارض» یاد می‌کند؛ یعنی سنگینیِ روح به زمین و چسبیدن به آن. آن چنان که سرِ آدمیان در چاهِ مادّیات پایین می‌افتد و دیگر رغبت و حتی توانِ سر برآوردن و دیدنِ آفتابِ حقیقت را ندارد. گرگ مات شما را از دیدنِ آن «ستارهٔ بی‌جهت» که مولانا از آن سخن می‌گوید، باز می‌دارد؛ ستاره‌ای که تجلیِ کلامِ حق است و تأثیرِ خود را بر «گوش‌های وحی‌جو» می‌گذارد.

به گمانِ من، مولانا در اینجا به نقدِ «فکر» و «عقلِ جزوی» نیز می‌پردازد. او در همین نزدیکی می‌گوید: «فکر کو؟ آنجا همه نور است پاک / بهرهٔ توست این لفظ فکر ای فکرناک». در عالَمِ بی‌جهات، که عالَمِ نورِ مطلق است، جایی برای فکر کردن، به معنای حرکت از مجهول به معلوم، نیست. فکر برای کسی است که با ظلمت و ابهام روبروست؛ اما در عالمِ حق، همه چیز نورِ پاک است، همه چیز حاضر و روشن است. پس اگر قرار باشد با «فکر» به بی‌جهات سفر کنیم، این سفر به مات شدن می‌انجامد، زیرا ابزارِ فکر برای آن ساحت طراحی نشده است. عقلِ بشر، با همهٔ تیزی و فضولیِ خود، در این ساحت «پای سست» می‌شود. آنجا که دل ویران است و تن فربه، عقل در نقدِ دنیا پیچ و تاب می‌خورد، اما در ترکِ شهوت و پرواز به بی‌جهات «هیچِ هیچ» است.

پس، دعوتِ مولانا به آمدن از جهت به بی‌جهات، دعوتی است برای رها کردنِ عقلِ حس‌محور و مادی‌گرا از دامِ خود، تا بتواند با ابزاری دیگر، یعنی عشق و شهود، به سمتِ حق پرواز کند. این رهایی، نه تنها نجات از گرگِ ماتِ جمود است، بلکه ورود به ساحتِ نامتناهی نور و حضوری است که هرگونه قید و بند را درهم می‌شکند.

نکات کلیدی

  • دعوت به گذر از محدودیت‌های جهان مادّی و ادراکات حسّی (جهت) به سوی حقیقتِ نامحدود و بی‌شکل (بی‌جهات).
  • «گرگ مات» نمادی است از جمود فکری، کوری معنوی و فلج شدن روح در دامِ تعلقات و عادات، که مانع رسیدن به بی‌جهات می‌شود.
  • در عالمِ بی‌جهات (عالمِ حق)، همه چیز «نورِ پاک» است و جایی برای «فکر کردن» به معنای حرکت از مجهول به معلوم نیست؛ این قلمرو شهود است نه منطق.
  • عقل جزوی، با آنکه «سرتیز» است، در برابر عظمتِ بی‌جهات «پای سست» است و نمی‌تواند به تنهایی رهنمون شود.
  • رهایی از جهت، نه تنها نجات از جمود است، بلکه ورود به ساحتِ نامتناهی و حضورِ مطلق است.
  • مولانا از تمثیل و تصویر برای بیان این حقایقِ نامتناهی استفاده می‌کند تا «عقل منجمد» را به حرکت وا دارد.

Sources: d6-s03 · 00:55:33 d6-s03 · 00:57:31 d6-s03 · 01:03:15 s09 [04:40]

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.