Leggi Libro 6 Il completamento del libro Al-Muwatta' al-Karim (Il Sentiero Onorevole) Distico 117

M6:117 — لیک تمثیلی و تصویری کنند / تا که در یابد ضعیفی عشقمند

لیک تمثیلی و تصویری کنندتا که در یابد ضعیفی عشقمند
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:117

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما (ما سخنوران حق) آن معانی عالی را به تمثیل و تصویر درمی‌آوریم، تا آنکه هر ضعیفی که دل در گرو عشق دارد، بتواند آن را دریابد. معنا: مفاهیم عمیق و ماورایی، چون در الفاظ نمی‌گنجند، با تمثیل و استعاره بیان می‌شوند تا حتی کسانی که عقلشان در درک مستقیم آن‌ها ناتوان است، به واسطهٔ عشقشان به حقیقت، بتوانند بهره‌ای از آن ببرند.

شرح

این بیت، دریچهٔ مهمی را به شیوهٔ بیان مولانا و در واقع، شیوهٔ بیان همهٔ پیامبران و عارفان می‌گشاید. من بارها گفته‌ام که حقیقت در ساحت‌هایی فراتر از زبان و فکر قرار دارد؛ در مکان و محدوده نمی‌گنجد و ذهن ما از احاطه بر آن ناتوان است. اما آیا این به معنای سکوت مطلق است؟ بی‌تردید نه. زیرا اگر هیچ نگوییم، انسان از آن محروم می‌ماند و اگر به زبان مستقیم و فلسفی بگوییم، پایش می‌لغزد و به خطا می‌افتد. مولانا خودش در جای دیگری می‌گوید: «گر نگویم زان، گر بگویم زان بلغزد پای تو / ور نگویم هیچ از آن وای تو».

پس چاره چیست؟ چاره، همان است که در این بیت آمده: «تمثیلی و تصویری کنند». زبان ما و زبان پیامبران، یک زبان تمثیلی و تصویری است. این تصاویر و استعاره‌ها، همچون پلی عمل می‌کنند بین جهان بی‌صورت و جهان باصورت، بین آنچه ناگفتنی است و آنچه باید به طریقی گفته شود. این دقیقاً همان‌جاست که هنر و عرفان در هم می‌آمیزند؛ جایی که کلام حق، نه به شکل استدلال محض، که به شکل الهام و تمثیل ظهور می‌کند. این «وحی دل» است که مولانا از آن سخن می‌گوید، نه صرفاً «وحی حس».

نکتهٔ کلیدی در اینجا «ضعیفی عشقمند» است. همهٔ عقل‌ها، چه عقل فیلسوف باشد چه عقل یک عامی، در برابر درک بی‌واسطهٔ مراتب عالی حقیقت، ناتوان و «ضعیف» هستند. فکر، کارش روشن کردن مجهول است، اما در آن عالم بالا، همه چیز نور محض است و مجهولی نیست تا فکر در آن جولان دهد. آنجا «فکر کو؟ آنجا همه نور است پاک». پس راه چیست؟ راه، «عشق» است. اگرچه عقل ضعیف است، اما اگر دل در گرو عشق حقیقت داشته باشد، این ضعف جبران می‌شود. حقیقت در خانهٔ عاشقان را می‌کوبد. عشق، زبان باطنی را می‌گشاید و به همین دلیل است که مولانا معتقد است، مثنوی، عقل «منجمد» را «بسیل» می‌کند؛ یعنی عقل یخ‌زده و بی‌حرکت را با حرارت عشق و تمثیل، روان و جاری می‌سازد. این تمثیلات، عقل را تهییج می‌کنند و از رکود بیرون می‌آورند تا به تدریج بتواند آن معانی بلند را دریابد. این نه فقط یک روش بیانی، که یک روش معرفتی است که در آن، کارکرد قلب عاشق بر کارکرد صرفاً منطقی عقل غلبه دارد. در اینجا، مثال به معنای «مانند» نیست؛ بلکه «مثال» است که راه را برای ادراک باز می‌کند، نه اینکه مثل و نظیری برای حقیقت بیاورد.

نکات کلیدی

  • حقیقت در ساحت‌های بالاتر از زبان و عقل مستقیم است و قابل احاطه نیست.
  • بیان حقیقت از طریق تمثیل و تصویر، راهی برای انتقال معانی عمیق به انسان است.
  • عقل‌ها در برابر درک بی‌واسطهٔ حقیقت «ضعیف» هستند، اما عشق این ضعف را جبران می‌کند.
  • عقل «منجمد» با حرارت عشق و زبان تمثیل روان و جاری می‌شود (بسیل).
  • زبان مولانا و پیامبران، زبانی تمثیلی و استعاری است نه صرفاً فلسفی و استدلالی.
  • مثال و تمثیل نه به معنای مانندسازی، بلکه ابزاری برای گشایش ادراک است.

Sources: d6-s03 · 00:57:31 d6-s03 · 01:03:15 d6-s03 · 01:07:00 d6-s03 · 01:10:49 d6-s03 · 01:14:29

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.