Leggi Libro 6 Ritorno alla storia del malato Distico 1369

M6:1369 — جست بنا موضعی ناساخته / گشته ویران سقفها انداخته

جست بنا موضعی ناساختهگشته ویران سقفها انداخته
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:1369

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بنا در جستجوی مکانی بود که هنوز ساخته نشده بود؛ جایی ویران که سقف‌هایش فرو ریخته بود. معنا: این بیت نشان می‌دهد که کارآفرینی و خلقت از دل «نیستی» یا فقدان برمی‌خیزد؛ بنا برای ساختن، به زمینی دست‌نخورده یا ویران نیاز دارد.

شرح

این بیت، که از نظر من کلیدی است، در راستای تبیین یکی از عمیق‌ترین مفاهیم مثنوی، یعنی «نیستی» و کارکرد آن در هستی و آفرینش، قرار می‌گیرد. مولانا اینجا با یک تمهید بسیار زیرکانه، در پی آن است که ما را به «نیستی» اُنس دهد. او می‌گوید هر صانعی، هر کارآفرینی، هر کسی که قصد خلق چیزی دارد، در حقیقت در جستجوی «نبودن» یا «فقدان» است.

ملاحظه کنید، بنا برای اینکه ساختمانی بسازد، چه می‌کند؟ به سراغ یک «موضع ناساخته» می‌رود؛ زمینی که هنوز در آن چیزی بنا نشده. یا شاید زمینی که «گشته ویران، سقف‌ها انداخته»؛ یعنی جایی که آنچه بوده، از میان رفته و به نیستی گراییده تا فضا برای هستی جدید مهیا شود. این دقیقا همان منطقی است که یک سقا کوزه‌ای را می‌جوید که «آب نیست» یا یک نجار به خانه‌ای می‌رود که «باب نیست» (در ندارد). همه اینها در جستجوی یک «عدم» هستند تا آن را به «وجود» تبدیل کنند.

مولانا در اینجا یک «حیلت لطیف» به کار می‌برد. او می‌داند که ما انسان‌ها به طور طبیعی از «عدم» و «نیستی» گریزانیم، خصوصاً از آن نوع نیستی که فقر صوفیانه یا فنای عارفانه است. اما با نشان دادن این نمونه‌های ملموس از زندگی روزمره، که در آن‌ها همه ما ناخودآگاه در پی «نیستی» هستیم تا سودی ببریم یا چیزی بیافرینیم، می‌خواهد این گریز را تلطیف کند و ما را به این نکته متوجه سازد که چقدر با «نبودن» مأنوسیم. او در واقع پلی می‌زند از «نیستیِ امکان» (مثل زمین ناساخته) به «نیستیِ عرفانی» (فنا)، تا نشان دهد که چگونه هستی‌های ما، قابلیت‌ها و ظرفیت‌های ما، در ابتدا تهی و «گدا» هستند و این جود الهی است که آن‌ها را پر می‌کند. این بیت در نهایت مقدمه‌ای می‌شود برای پذیرش آنکه سرمایه و آغاز هر وجودی در بطن نیستی نهفته است و برای هر خلاقیت و رشدی، ابتدا باید جایگاه خالی یا ویرانه‌ای یافت.

نکات کلیدی

  • خلق و آفرینش همواره از دل یک «نیستی» یا فقدان آغاز می‌شود.
  • بنا برای ساختن، به زمینی ناساخته یا ویران نیاز دارد؛ این یک اصل کیهانی است.
  • مولانا با مثال‌های روزمره، مخاطب را به مفهوم عمیق‌تر «عدم» و «فنای صوفیانه» نزدیک می‌کند.
  • این بیت نشان می‌دهد که جستجوی «نیستی» نه تنها گریزناپذیر است بلکه پیش‌شرط هر «هستی» جدیدی است.
  • مولانا از یک «حیلت لطیف» برای آشنا کردن ما با ماهیت دوسویه عدم و وجود بهره می‌برد.

Sources: d6-s28 · 40:05 d6-s28 · 37:20 d6-s28 · 41:47

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.