Leggi Libro 6 Il sarto raccontò delle battute e gli occhi stretti del Turco si chiusero per la forza della risata, e il sarto colse l'occasione Distico 1697

M6:1697 — لابه کردش ترک کز بهر خدا / لاغ می‌گو که مرا شد مغتذا

لابه کردش ترک کز بهر خدالاغ می‌گو که مرا شد مغتذا
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:1697

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ترک به خیاط التماس کرد و گفت: «تو را به خدا بیشتر شوخی کن و داستان خنده‌دار بگو، که این سخنان برای من به منزلهٔ غذا شده است.»

معنا: این بیت از زبان ترکی سخن می‌گوید که چنان شیفتهٔ سخنان و شوخی‌های خیاط شده که از او می‌خواهد به شوخی‌هایش ادامه دهد، زیرا این شوخی‌ها را غذای روح خود می‌داند و از حقیقت حال خود غافل مانده است.

شرح

این بیت، گویی یک نمایشنامهٔ کامل است که در آن، مولانا با چیرگی بی‌بدیل، صحنهٔ غفلتِ آدمی را به تصویر می‌کشد. ما در اینجا با "ترک"ی روبروییم که مغلوبِ "خیاط"ِ روزگار گشته است. خیاط در اینجا نمادِ تمام فریب‌ها، سرگرمی‌ها و "لاغ"هایی است که جهان بر سر ما می‌آورد؛ همان "چند جویی لاغ و دستان فلک" که مولانا در ادامهٔ این حکایت می‌گوید. این خیاط چرب‌زبان، با داستان‌های خنده‌دار و سخنان بی‌مایه، حواس ترک را چنان پرت کرده است که او سراپا غرقِ در این "فشار" (سخنان یاوه) شده، چشمانش از فرط خنده بسته شده و هوش از سرش پریده است.

من این صحنه را همیشه نمادی از حال و روز خودمان می‌بینم، "ما آدمیان که به لهو و لاغ فربه گشته‌ایم". در حقیقت، مولانا می‌خواهد بگوید که این ترک، شمایلِ غفلت‌زدهٔ هر یک از ماست. او پارچهٔ گرانبهای خود — که تمثیلِ "عمر"، "انرژی" و "سرمایهٔ وجودی" ماست — را به دستِ خیاطی سپرده که کارش دزدیدن است. اما "ترک" چنان در لذتِ لحظه‌ایِ شوخی‌ها و خنده‌ها غرق می‌شود که نه تنها متوجه دزدی نیست، بلکه خود، با اصرار، از خیاط می‌خواهد که به این روند ادامه دهد: "لاغ می‌گو که مرا شد مغتذا". اینجاست که عمق فاجعه نمایان می‌شود؛ آدمی، زهرِ غفلت را به جای شربتِ جان، "غذای روح" خود می‌پندارد و فعالانه آن را طلب می‌کند.

این "مغتذا"، این "غذای روح"، چیزی نیست جز سرگرم شدن به ظاهر و دور شدن از باطن. مولانا در جایی دیگر می‌گوید: "چون که از حد بگذرد رسوا کند". خدا ستارالعیوب است و دزدیِ خیاط در ابتدا پنهان می‌ماند، اما اگر این دزدی‌ها و فریب‌خوردگی‌ها از حد بگذرد، خودِ خداوند پرده‌بردار می‌شود. این نشان می‌دهد که غفلتِ ترک، تنها یک اشتباه ساده نیست، بلکه انتخابِ نوعی تغذیهٔ روحیِ باطل است که عواقب جبران‌ناپذیری دارد. این دقیقاً همان وضعیتی است که مولانا با تأکید بسیار به آن اشاره می‌کند: "تو خودت خنده‌بین‌تر از هر افسانه‌ای هستی، ای که بر لب گور خراب خویش ایستاده‌ای." چه طنزی تلخ‌تر از اینکه انسان در لب گور، همچنان خنده‌دارترین افسانه باشد، در حالی که سرمایه‌اش به تاراج می‌رود؟

این داستان، با هشداری صریح به ما یادآور می‌شود که "می‌درد، می‌دوزد این درزی عام / جامه صد سالگان طفل خام". بسیاری از ما، حتی با گذشت سال‌ها و کهولت سن، همچنان "طفل خام" باقی می‌مانیم، چرا که به جای جستجوی "وصل خویش"، خود را به "لاغ" و "دستان" روزگار می‌سپاریم. این تفاوت اساسی است بین کسی که "ابن‌الوقت"ِ حقیقی است و در هر لحظه به اصل خود رجوع می‌کند، و کسی که ابن‌الوقتِ باطل است و زمان حال را صرفِ غفلت و فریب می‌کند. این "ترک" نه تنها از اصل خود دور افتاده، بلکه با کمال میل، از اسبابِ دوری بیشتر، طلبِ "مغتذا" می‌کند.

نکات کلیدی

  • بیت، تمثیلی از فریبندگی جهان و غفلت انسان است؛ خیاط نماد جهان فریبکار و ترک نماد انسان فریب‌خورده.
  • غفلت انسان به حدی می‌رسد که شوخی‌ها و سرگرمی‌های پوچ را "غذای روح" خود می‌پندارد و فعالانه به دنبال آن است.
  • سرمایه‌های وجودی (عمر، انرژی) انسان همچون پارچهٔ ترک، در سایهٔ لهو و لاغ به تاراج می‌رود.
  • مولانا انسانی را که در حال غفلت است، "خنده‌بین‌ترین افسانه" می‌خواند که در عین زیان‌دیدگی، به مضحک‌ترین شکل ممکن، سرگرم شده است.
  • داستان هشداری جدی است که بسیاری از "پیر طفلان" (انسان‌های مسن اما خام و بی‌تجربه) نیز قربانی فریبکاری زمانه می‌شوند.
  • برخلاف "ابن‌الوقت" حقیقی که در حال زندگی می‌کند و به اصل می‌پیوندد، ترک حال خود را صرف غفلت و دوری از خود کرده است.

Sources: d6-s37 · 00:47:11 d6-s37 · 00:50:50 d6-s37 · 00:54:55

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.