Leggi Libro 6 Continuazione della storia del povero che cercava il sostentamento senza la mediazione del lavoro Distico 1845

M6:1845 — چون شدی نومید در جهد از کلال / از جناب حق شنیدی که تعال

چون شدی نومید در جهد از کلالاز جناب حق شنیدی که تعال
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:1845

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که از کوشش و خستگی نومید شدی، از جانب حق ندای «بیا» را شنیدی. معنا: این بیت به لحظه‌ای اشاره دارد که پس از رنج و تلاش بی‌ثمر و رسیدن به اوج ناامیدی، انسان ندای مستقیم و هدایت‌بخش الهی را می‌شنود که او را به سوی خود فرامی‌خواند و به حالتی متعالی‌تر ارتقا می‌دهد.

شرح

در این بیت، مولانا به لحظه‌ای اشاره می‌کند که خستگیِ مفرط از کوشش و جدّ و جهد، انسان را به نهایت نومیدی می‌رساند؛ اما درست در همین نقطه، ندای «تعال» از جناب حق شنیده می‌شود. این «تعال» صرفاً یک «بیا»ی ساده نیست؛ «تعال» به معنای «بیا بالا» است، ندایی که دعوت به صعود و ارتقاء می‌کند، نه فقط حرکت مکانی. من بر این باورم که مولانا در اینجا به یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های قرآنی و عرفانی اشاره دارد: حقیقت «خفض» و «رفع» که کارگزار اصلی عالم است.

مولانا پس از این بیت به صراحت می‌گوید: «خافض است و رافع است این کردگار / بی‌از این دو برنیاید هیچ کار». خداوند هم فرودآورنده (خافض) است و هم بالابرنده (رافع). این دو صفت، که در ابتدای سوره واقعه نیز برای توصیف روز قیامت به کار رفته‌اند («خافضةٌ رافعةٌ»)، تنها به معنای پایین و بالا بردن فیزیکی نیستند؛ بلکه بیانگر دگرگونی‌های دائمی، زیر و رو شدن‌ها و قبض و بسط‌هایی هستند که در کل هستی و احوال انسان جریان دارد. جهان، بی‌تردید، با این دو صفت آمیخته است.

ما تجلی «خفض و رفع» را در همه جا می‌بینیم: از خفض زمین و رفع آسمان گرفته تا دگرگونی‌های خود زمین در نیمسالِ شوره و نیمسالِ سبز و تر. در گذر روزگار، این دگرگونی‌ها به صورت روز و شب، قحطی و فراوانی، صلح و جنگ ظاهر می‌شوند که همگی «از افتتان» و برای امتحان و آزمودن خلق است. حتی مزاج «ممتزج» ما انسان‌ها نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ گاه در صحت و گاه در رنجوری به سر می‌برد. این تقلب احوال، نه تنها در طبیعت و تاریخ، که در اعماق جان ما نیز اثر می‌گذارد و موجب می‌شود که «جان‌ها موطن خوف و رجا» شوند، یعنی دل‌ها همواره در بیم و امید باشند.

مولانا تصویر بسیار گویایی ارائه می‌دهد: «تا جهان لرزان بود مانند برگ / در شمال و در سموم بعث و مرگ». این جهان مانند برگی است که در بادهای شمالی (خوش‌آیند و حیات‌بخش) و بادهای سموم (سوزاننده و مرگ‌آور) همواره در لرزش و حرکت است. گاه بعث و زندگی می‌آورد و گاه مرگ و فنا. در چنین جهانی که ثبات و قرار ندارد، ندای «تعال» یک دعوت اساسی برای فرارفتن از نوسانات و چنگ زدن به ریسمان ثابت حق است. این ندا، پاسخی است به نهایت نومیدی انسانی، نه اینکه بگوید «تلاش نکن»، بلکه می‌گوید «بیا بالا، از این سطح نومیدی و خستگی فراتر رو.»

این بیت، در واقع، همانند اشاره‌ای است به داستان مرد روزی‌طلب در دفتر سوم مثنوی که با وجود تنبلی و بی‌کسبی، همچنان امیدوار به روزی حلال از سوی خداوند بود و عاقبت نیز به اذن الهی گاو به خانه‌اش آمد. این حکایت، تمثیلی است از این که حتی در اوج نومیدی از کوشش‌های ظاهری، راهی به سوی لطف و عنایت الهی گشوده است. این یکی از معدود مواردی است که مولانا به داستانی از دفترهای قبلی خود ارجاع می‌دهد که نشان از اهمیت این مفهوم «تعال» در کل منظومه فکری او دارد.

نکات کلیدی

  • در اوج نومیدی از کوشش‌های بشری، ندای «تعال» از جانب حق به گوش می‌رسد که دعوت به صعود و ارتقاء معنوی است.
  • مفهوم «خفض و رفع» بیانگر اصل اساسی دگرگونی و تحول مداوم در تمامی شئون هستی است، نه صرفاً بالا و پایین رفتن فیزیکی.
  • این دگرگونی‌ها (مانند فصول، روز و شب، صلح و جنگ) همه برای «افتتان» و امتحان خلق‌اند.
  • احوال متغیر جهان، جان‌ها را موطن «خوف و رجا» می‌کند و دل‌ها را بین بیم و امید نگه می‌دارد.
  • جهان مانند برگی است که در بادهای حیات‌بخش و مرگ‌آور، در لرزش دائمی است و ثبات ندارد.
  • مولانا در این بیت به ندرت به داستانی از دفترهای پیشین خود (مرد روزی‌طلب در عهد داوود) ارجاع می‌دهد، که اهمیت این مفهوم را برجسته می‌کند.

Sources: d6-s41 · 00:24:30 d6-s41 · 03:01:01 d6-s41 · 03:08:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.