Leggi Libro 6 Il biasimo delle usanze obsolete che impediscono il gusto della fede e sono indice di debolezza di sincerità, e che sono briganti per centomila stolti, così come erano briganti per quel che era effeminato e non osava passare e l'effeminato chiese al pastore: 'Questo tuo gregge mi nuoce in modo strano'. Disse: 'O uomo, e c'è in te una vena di mascolinità, tutti ti sono sacrificati, e se sei effeminato, ognuno di loro è un drago per te'. C'è un altro effeminato che, quando vede il gregge, subito torna indietro e non osa chiedere, temendo che se chiedesse, il gregge gli si avventerebbe addosso e lo morderebbe. Distico 200

M6:200 — الغیاث ای تو غیاث المستغیث / زین دو شاخهٔ اختیارات خبیث

الغیاث ای تو غیاث المستغیثزین دو شاخهٔ اختیارات خبیث
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:200

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای فریادرسِ دادخواهان، به فریادم رس! از این دو شاخهٔ اختیارات زیان‌بار (خبیث). معنا: مولانا از خداوند که دادرس ستمدیدگان است، یاری می‌طلبد تا او را از دردسر و دوگانگی ناشی از اختیار انسان، که می‌تواند به انتخاب‌های بد و خبیث منجر شود، رهایی بخشد.

شرح

این بیت، ای دوستان، فریاد و استغاثه‌ای است که مولانا به درگاه حضرت حق بلند می‌کند؛ فریادی از ژرفای وجود، از آنجایی که بار سنگین «اختیار» بر دوش آدمی سنگینی می‌کند. او به خداوند پناه می‌برد و خطابش می‌کند که «الغیاث ای تو غیاث المستغیث» — ای آنکه خود فریادرسِ فریادخواهان و دادرسِ دادجویان هستی، به داد من برس! اما به داد از چه؟ «زین دو شاخه اختیارات خبیث.» این تعبیر «خبیث» در اینجا بسیار پرمعناست و باید بر آن درنگ کرد.

اختیار، آن هدیهٔ بزرگ الهی که انسان را از سایر موجودات متمایز می‌کند و او را بار امانت الهی می‌سازد، در عین حال، منبع تردیدها و دوگانگی‌های جان‌فرساست. مولانا در اینجا از «دو شاخه» سخن می‌گوید؛ کنایه از آن دوراهی‌های دائمی که پیش روی انسان قرار می‌گیرد، دو راهی میان خیر و شر، حق و باطل، کمال و نقص. او این اختیار را «خبیث» می‌خواند، نه از آن رو که اختیار به خودی خود بد است — بی‌شک اختیار خیر است و نعمت — بلکه از آن جهت که پیامدهای آن، آن تصمیم‌های ویرانگر و انتخاب‌های نادرست که در سایهٔ همین اختیار صورت می‌گیرد، می‌تواند آدمی را به ورطهٔ خبث و شقاوت بکشاند. این اختیار، در حقیقت، کمینی است که انسان را در معرض امتحانات سهمگین قرار می‌دهد.

مولانا در ابیات بعدی نیز تصریح می‌کند که از «مکر دل چنان مات گشتم که بماندم از فغان»، یعنی فریبکاری‌های نفس و دل چنان او را درمانده و مات کرده که حتی توان فریاد زدن هم ندارد. و شگفت اینجاست که می‌گوید: «من که باشم؟ چرخ با صد کاروبار / زین کمین فریاد کرد از اختیار.» او خود را حقیر می‌شمارد و می‌گوید نه تنها منِ کوچک، بلکه حتی چرخِ فلک با آن عظمت و کار و بار فراوانش، از این کمینگاه اختیار فریاد برآورده است. این تعبیری عمیق است که نشان می‌دهد این چالش انتخاب، چالش فقط انسان نیست، بلکه چالشی کیهانی است.

مولانا در اینجا به آن آیهٔ مشهور قرآن اشاره می‌کند که خداوند امانت خود را بر آسمان‌ها و زمین عرضه کرد و آنها از حمل آن سر باز زدند، اما انسان آن را پذیرفت. تفسیر او از این «امانت»، همین «اختیار» است. او می‌گوید انسان ندانست که با پذیرش این امانتِ انتخاب‌گری، خود را در چه چاه ویلی می‌افکند، چرا که با همین قدرت انتخاب ممکن است دچار سوء انتخاب شود و به هلاکت افتد.

پس، مولانا از خداوند می‌خواهد که «ده امانم زین دو شاخه اختیار»، او را از این معرکهٔ تردید و تذبذب نجات دهد و به یک سر منزل مطمئن برساند. او «جذب یک راهی صراط المستقیم» را بر «دو راه تردد» ترجیح می‌دهد، چرا که این دوگانگیِ انتخاب، گرچه هر دو راه در نهایت به مقصد حق ختم شوند، «لیک خود جان کندن آمد این دوی.» این جان کندن، این تردید، برای او رزم است، نه بزم؛ یک جنگ درونی است که آسایش و آرامش را از او می‌رباید. اینجاست که مولانا از آن مقامی سخن می‌گوید که انسان آرزو می‌کند ای کاش به ماقبل دوران اختیار یا به مرتبه‌ای فراتر از آن برده شود، تا از این حیرت و جان‌سوزیِ انتخاب رهایی یابد. این یک نگاه عمیق و کم‌نظیر به گوهر اختیار در انسان است.

نکات کلیدی

  • اختیار، گرچه موهبتی الهی است، اما می‌تواند منبع تردیدها و گمراهی‌های جان‌فرسا باشد.
  • مولانا اختیار را «خبیث» می‌خواند، نه از ذات آن، بلکه از پیامدهای تلخ و امکان انتخاب‌های نادرست که به هلاکت می‌انجامد.
  • این بیت استغاثهٔ مولانا از خداوند است برای رهایی از بار سنگین و دوگانگی‌های اختیار.
  • نه‌تنها انسان، بلکه تمام عالم (چرخ فلک) نیز گویی از این «کمینگاه اختیار» فریاد می‌زند.
  • مولانا امانت الهی در قرآن را همین اختیار می‌داند که انسان ندانسته پذیرفت و خود را در معرض آزمون‌های عظیم قرار داد.
  • ترجیح صراط مستقیم یکتا بر دو راه تردد و تردید، نشان‌دهندهٔ آرزوی رهایی از کشمکش درونی انتخاب است.

Sources: d6-s06 · 00:15:22 d6-s06 · 00:18:20 d6-s05 · 25:55:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.