Leggi Libro 6 Il biasimo delle usanze obsolete che impediscono il gusto della fede e sono indice di debolezza di sincerità, e che sono briganti per centomila stolti, così come erano briganti per quel che era effeminato e non osava passare e l'effeminato chiese al pastore: 'Questo tuo gregge mi nuoce in modo strano'. Disse: 'O uomo, e c'è in te una vena di mascolinità, tutti ti sono sacrificati, e se sei effeminato, ognuno di loro è un drago per te'. C'è un altro effeminato che, quando vede il gregge, subito torna indietro e non osa chiedere, temendo che se chiedesse, il gregge gli si avventerebbe addosso e lo morderebbe. Distico 205

M6:205 — زین دو ره گرچه همه مقصد توی / لیک خود جان کندن آمد این دوی

زین دو ره گرچه همه مقصد تویلیک خود جان کندن آمد این دوی
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:205

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با اینکه از این دو راه، سرانجام مقصد تویی، اما این دوگانگی و تردید، خودِ جان کندن است. معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که حتی اگر هر دو راه به سوی خدا ختم شوند، رنج انتخاب و تردد میان آن دو، به مثابه جان کندن است.

شرح

این بیت در بستر ابیاتی می‌آید که مولانا از «دو شاخه اختیارات خبیث» و تردید حاصل از آن به درگاه حق فغان می‌کند. من بر این باورم که مولانا در اینجا یک نکتهٔ بسیار عمیق را مطرح می‌کند: آدمی که میان دو راه قرار می‌گیرد، حتی اگر هر دو راه نهایتاً به معشوق و مقصد نهایی ختم شوند، انتخاب میان آن‌ها برایش «جان کندن» است. این‌طور نیست که چون مقصد یکی‌ست، پس انتخاب هم آسان باشد؛ نه، این دودلی، این تردد، خودِ عذاب است.

مولانا از این «اختیار» که مایهٔ تحیر و «جان کندن» است، به خداوند پناه می‌برد. او نمی‌خواهد این اختیار را تقویت کند، که این خلاف نظر کسانی چون اقبال لاهوری است. بلکه می‌خواهد از آن رها شود. او آرزو می‌کند که به حالتی «ماقبل دوران اختیار» یا «فراتر از اختیار» برسد. او به صراحت می‌گوید: «ده امانم زین دو شاخه اختیار». این تمنا، یادآور آرزوی برخی صوفیه است که می‌خواستند همچون فرشتگان باشند؛ نیک، اما نه مختار. فرشتگان شر ندارند، زیرا اختیاری برای شر ورزیدن ندارند. مولانا از خداوند می‌خواهد او را از این «دوی» و دوگانگی برهاند، چرا که «جذب یک راهی صراط المستقیم / به ز دو راه تردد ای کریم». این تردید، گرچه در ظاهر راه به سوی خداست، اما در باطن جز مشقت نیست.

در واقع، درد مولانا این نیست که یکی از این دو راه غلط است؛ درد این است که باید انتخاب کند. این بار سنگین انتخاب، حتی اگر مسیرها هر دو نیک باشند، نفس انسان را می‌فرساید. انسان مختار بودن را نیک می‌داند، اما پیامدهای این نیک‌بودن، این ثروت، می‌تواند «سهمگین و استخوان‌شکن» باشد. و این همان چیزی است که مولانا آن را «اختیار خبیث» می‌نامد؛ نه از آن رو که اختیار بد است، بلکه از آن رو که می‌تواند به خبث و تباهی و مهم‌تر از آن، به جان‌کاه‌ترین تردیدها آغشته شود.

نکات کلیدی

  • حتی اگر هر دو راه به سوی خدا رهنمون شوند، درد انتخاب و تردید میانشان برای سالک به مثابه جان کندن است.
  • مولانا از بار سنگین اختیار که منجر به تحیر و دودلی می‌شود، به خداوند پناه می‌برد و آن را «اختیارات خبیث» می‌نامد.
  • این بیت بیانگر آرزوی رهایی از جبر اختیار و رسیدن به حالتی فراتر از آن است، مشابه با وضعیت فرشتگان که نیک هستند اما مختار نیستند.
  • تردید میان دو راه، حتی اگر هر دو حق باشند، فی‌نفسه یک عذاب و مشقت روحی است.
  • مولانا «صراط المستقیم» و یک‌راهیِ قاطع را بر تردد و دوگانگی برتری می‌دهد.

Sources: d6-s06 · 00:15:22 d6-s06 · 00:18:20 d6-s05 · 26:28:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.