Leggi Libro 6 La supplica di quel cercatore di tesori a Dio Onnipotente dopo molte ricerche, impotenza e disperazione: 'O Custode di ciò che si manifesta, rivela ciò che è nascosto'. Distico 2289

M6:2289 — من ز دیگی لقمه‌ای نندوختم / کف سیه کردم دهان را سوختم

من ز دیگی لقمه‌ای نندوختمکف سیه کردم دهان را سوختم
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2289

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من از هیچ دیگی لقمه‌ای نیندوختم (هیچ سودی نبردم). فقط دستم را سیاه و دهانم را سوزاندم (آبرویم رفت و رنج کشیدم). معنا: این بیت بیانگر حسرت و پشیمانی از تلاش‌های بیهوده‌ای است که نه تنها حاصلی نداشته، بلکه فقط رنج و بدنامی به بار آورده است.

شرح

این بیت، بی‌تردید، یکی از آن ابیات مثنوی است که از همان آغازِ آشنایی من با این اقیانوس بیکرانِ حکمت، در جان و ذهن من جای گرفت. سال‌های جوانی، در خواندن «کشکول شیخ بهایی» غرق بودم، کتابی جامع که از هر فن و دانش، چون جواهری در خود داشت. از طریق آن، با قطعاتی از مثنوی آشنا شدم که همچون بذر در خاک حاصلخیز روح می‌نشست. این بیت یکی از همان اولین‌ها بود.

من این بیت را همیشه معادل و هم‌تراز با آن تعبیر دلنشین سعدی می‌بینم که می‌گوید: «گرگ دهن‌آلوده یوسف‌ندریده». حکایت آن گرگی که دهانش به خون آلوده است، اما در حقیقت یوسف را پاره نکرده؛ نمادی از بدنامی و رسوایی بدون ارتکاب جرم واقعی یا بدون رسیدن به مقصود. مولانا در این بیت، همین معنا را از زبان درویش گنج‌جو بیان می‌کند که داستانش در مثنوی آمده است. آن درویش، پس از تضرع فراوان و دیدن خوابی که او را به سوی گنجی هدایت می‌کرد، با عجله و بدون تأمل کافی، به تفسیری نادرست از دستورالعمل گنج‌نامه دل می‌سپارد و آغاز به تیراندازی می‌کند. سال‌ها بی‌وقفه تیر می‌اندازد، اما هیچ گنجی نمی‌یابد. این تلاش‌های بی‌حاصل نه تنها او را به مقصد نمی‌رساند، بلکه در شهر رسوایش می‌کند، نزد حاکم می‌برد و مایه استهزا می‌شود.

حسرت و پشیمانی درویش از آنجاست که او نه تنها از «دیگِ» تلاش‌هایش «لقمه‌ای نندوخته»، یعنی هیچ سودی نبرده و به گنج دست نیافته است، بلکه «کف سیه کرده» (که کنایه از دست‌های سیاه شده از پخت و پز بی‌حاصل و در نهایت، بدنامی و آبروریزی است) و «دهان را سوخته»، یعنی رنج و عذاب تحمل کرده است. او درمی‌یابد که شتاب‌زدگی و عدم رجوع به منبع اصلی (خداوند، که خود الهام‌بخش اولیه بود) او را به این وضعیت اسفناک کشانده است. مولانا پیشتر در این داستان به اهمیت تأنی و آهستگی اشاره می‌کند، آنجا که آفرینش جهان در شش روز را تعلیمی برای انسان می‌داند تا عجول نباشد. این درویش، در حقیقت، درسِ صبر و بازگشت به اصل را فراموش کرده بود.

این بیت، تصویری روشن از نتیجهٔ تلاش‌هایی است که با شتاب و بدون هدایتِ صحیح پیش می‌رود. درویش می‌بیند که هم رنج کشیده و هم آبرویش را برده است، بدون آنکه حتی ذره‌ای به مقصود نزدیک شود. اعترافی است به بی‌حاصلی یک راه طی شده و اشتباه در انتخاب مسیر یا روش، که گویی سرانجامش جز ندامت و سیاه‌رویی نیست. درسی است بزرگ برای سالکان و طالبان هر گنجی، چه مادی و چه معنوی، که راه را باید از رهبر پرسید و در هر گره، دوباره به او رجوع کرد تا از رنجِ بی‌حاصل و آبرویِ رفته در امان ماند.

نکات کلیدی

  • تلاش بی‌حاصل، نه تنها سودی ندارد، بلکه مایه رنج و بدنامی است.
  • شتاب‌زدگی و عدم رجوع به منبع اصلی هدایت (خداوند)، انسان را به نومیدی و رسوایی می‌کشاند.
  • درس «تأنی و آهستگی» از آفرینش جهان، برای جلوگیری از پشیمانی‌های بزرگ در زندگی است.
  • این بیت، نقد رویکردهای سطحی و بی‌ریشه در جستجوی اهداف بزرگ است.

Sources: d6-s54 · 09:11:00 d6-s54 · 10:30:00 d6-s54 · 08:17:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.