Leggi Libro 6 La storia dei tre viaggiatori: un musulmano, un cristiano e un ebreo. Trovarono cibo in un alloggio, e il cristiano e l'ebreo erano sazi e dissero: 'Mangeremo questo cibo domani'. Il musulmano era digiuno e rimase affamato perché era sopraffatto. Distico 2386

M6:2386 — راه شد هر یک پرد مانند باد / سوی آن کز یاد آن پر می‌گشاد

راه شد هر یک پرد مانند بادسوی آن کز یاد آن پر می‌گشاد
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2386

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: راه باز شد، هر یک چون باد پرواز کرد، به سوی آنکه از یادش بال گشوده بود. معنا: چون راهِ بازگشت گشوده شد، هر یک از مسافران با شتابی چون باد، به سوی سرمنشأ و مقصد حقیقی خود پرواز کرد؛ همان مقصدی که یادش همواره بال‌های اشتیاق و عزیمت او را گشوده بود.

شرح

این بیت اوج و فرود داستان تمثیلیِ مولانا در مثنوی است؛ حکایت آن سه مسافر: یهودی، ترسا و مسلمان که در کاروان‌سرایی به هم می‌رسند و بر سر حلوایی که می‌یابند و خوابی که باید ببینند، به کشمکشی درونی و بیرونی دچار می‌شوند. پس از آنکه هر یک از مسافران از رؤیای خود بازگشت، نوبت به پرواز رسید. مولانا با این بیت، نه فقط نتیجهٔ آن حکایت، بلکه اصلی بنیادین از جهان‌بینی خود را به ما می‌آموزد.

من قبلاً هم به شما گفته بودم که مولانا اعتقاد راسخ دارد که «مابقی خود استخوان و ریشه‌ای»، یعنی آدمی اندیشه و انگیزه است. در اینجا، این اصل به زیبایی تمام به تصویر کشیده می‌شود: راه که باز شد، پرواز آغاز شد. اما پرواز به سوی چه؟ «سوی آن کز یاد آن پر می‌گشاد.» این «یاد» کلیدی‌ترین واژهٔ این بیت است. این «یاد» همان خاطرهٔ ازلیِ وصل است، همان غریزهٔ بازگشت به «اصل خویش» که مولانا در بیت چهارم دفتر اول می‌فرماید: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش». این یاد، نیروی محرکهٔ درونیِ آدمی است؛ همان اراده‌ای که در معنای «مرید» و در تقابل با «طالب علم» به کار می‌بریم. سالکانِ راه، مریدانِ اراده‌اند، نه صرفاً جویندگانِ دانش.

اینکه «راه شد»، اشاره به گشایش بیرونی است. گاه قفس می‌شکند، گاه تقدیر الهی مسیری را می‌گشاید؛ اما این گشایش بیرونی، بی‌حاصل است اگر پر گشودنی از سر «یاد» در کار نباشد. پروازی که در این بیت وصف می‌شود، پروازی از جنس «مانند باد» است؛ سبک، رها، بی‌درنگ و سرشار از شوق. این همان «سبک‌روحی» مولاناست که همواره از آن دم می‌زنم. سبک‌روحی‌ای که برآمده از تعلق خاطر به اصل خویش است، نه رهایی از بار هستی.

این تمثیل سفر، همچون بسیاری از تمثیلات مثنوی، جهان را به یک «کاروان‌سرا» تشبیه می‌کند. آدمیان، ولو از شرق و غرب و ماوراء (عوالم مختلف) باشند و از نظر ظاهری در یک قفس یا کاروان‌سرا کنار هم بنشینند، اما در باطن، هر یک از هوای جنس خود پرواز می‌کنند. همان‌طور که مولانا می‌فرماید «خلق در بازار یکسان می‌روند / نیم در ذوق‌اند و نیمی دردمند»، این عالم مملو از آمیختگی‌هاست، اما این آمیختگی موقتی است. آنگاه که «شاه خرد» قفس را بشکند یا «راه گشاده شود»، هر مرغی به سوی آشیان و مقصد واقعی خود پر خواهد کشید. مقصد نهایی انسان، نه با ظاهر اعمال، که با باطن اراده‌ها و شوق‌هایش تعیین می‌شود؛ همان «یادِ» ازلیِ وصل که بال‌ها را می‌گشاید و مسیر پرواز را هموار می‌کند.

نکات کلیدی

  • مقصد نهایی هر فرد را نه اعمال ظاهری، که انگیزه و شوق درونی او تعیین می‌کند.
  • این بیت نقطهٔ اوج داستان سه مسافر است و نمادی از بازگشت هر روح به «اصل خویش».
  • «یاد» به معنای حافظه و خاطرهٔ ازلیِ وصل، نیروی محرکهٔ اصلی برای پرواز روحانی و اشتیاق به بازگشت است.
  • گشایش راه (فرصت بیرونی) بدون گشودن بال (آمادگی و ارادهٔ درونی) بی‌ثمر است.
  • این جهان مانند یک کاروان‌سرای موقت است که در آن، همراهی‌ها گذرا بوده و مقصد نهایی، بازگشت به سرمنشأ وجودی است.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00 d6-s56 · 00:28:38 s04 [46:00]

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.