Leggi Libro 6 La storia dei ladri notturni in cui il Sultano Mahmud si trovò in mezzo a loro di notte, dicendo: 'Sono uno di voi', e venne a conoscenza delle loro condizioni, ecc. Distico 2853

M6:2853 — آنک چندین خاصیت در ریش اوست / این گرفت ما هم از تفتیش اوست

آنک چندین خاصیت در ریش اوستاین گرفت ما هم از تفتیش اوست
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2853

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنکه چندین خاصیت در ریش او نهفته بود، این گرفتار آمدن ما نیز از پیگیری و تفتیش اوست. معنا: دزدی که پادشاه را از شب پیش می‌شناخت، به یارانش می‌گوید که پادشاهی که دیشب با ما بود و قدرت شگفت‌انگیز او در حرکت ریشش تجلی می‌کرد، همین امروز نیز اوست که ما را به دام انداخته و این بازداشت نتیجهٔ جستجو و پیگیری اوست.

شرح

این بیت، از آن زبان‌های عارفی است که مولانا در حکایت دزدان به کار می‌گیرد. پادشاهی در لباس دزدان به میانشان می‌رود و یکی از دزدان که «چشمش ره برد» و پادشاه را می‌شناسد، پس از دستگیری دزدان، رو به یارانش می‌کند و به پادشاهی که اکنون بر تخت نشسته، اشاره کرده و می‌گوید: «آنک چندین خاصیت در ریش اوست / این گرفت ما هم از تفتیش اوست». این دزدِ عارف‌نما، به نکته‌ای اشاره می‌کند که ماهیت عمل خداوند را در جهان آشکار می‌سازد.

من پیش‌تر به دفعات گفته‌ام که عارفان، برخلاف فلاسفه، از پارادوکس نمی‌گریزند؛ بلکه در آن غوطه‌ور می‌شوند. آیهٔ شریف «ما رمیت اذ رمیت» (تو تیر افکندی، ولی تو نیافکندی) نمونه‌ای درخشان از همین زبان پارادوکسیکال است. دزدان عادی فکر می‌کنند که دستگیری‌شان محصول بخت بد یا کشف پلیس است؛ اما دزدِ عارف، آن را به «تفتیش او»، یعنی پیگیری و تدبیر پادشاه نسبت می‌دهد. اینجاست که پرده از مفهوم اراده و فعل الهی برداشته می‌شود. پادشاهِ داستان، نمادی از خداوند است که در همهٔ رخدادها حاضر و ناظر است – «و هو معکم اینما کنتم» – و «فعل ما می‌دید و سرمان می‌شنود». او در تمام صحنه‌ها حضور قطعی دارد، نه حضوری مجازی.

خاصیتی که پادشاه به ریش خود نسبت می‌دهد، کنایه از اراده و قدرت بی‌کران الهی است که فوق عقل و عدل انسانی قرار می‌گیرد. در نظام عارفانه و اشعری، خداوند «لایُسئل عما یفعل» است، یعنی از آنچه می‌کند مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد. قدرت او نامحدود است و می‌تواند هرچه بخواهد انجام دهد، حتی وعده‌های خود را نیز وفا نکند. این تعریفی از خدای متکبر است که البته صوفی عاشق برای رهایی از خوف ناشی از چنین قدرتی، به دامان عشق او پناه می‌برد. آن «خاصیت» در ریش پادشاه، نشانه‌ای از همین اختیار مطلق و ارادهٔ بی‌مسئولیت است که سرنوشت مجرمان را رقم می‌زند. بنابراین، دزدِ عارف می‌فهمد که دستگیری و گرفتار آمدنشان، نه از تصادف، که از تدبیر و «تفتیش» پادشاهی است که همه‌جا حاضر است و همه چیز را می‌داند.

این بیت، درسی عمیق دربارهٔ بصیرت عارفانه به ما می‌دهد. عارف کسی است که در پشت پردهٔ ظواهر، فعل حق را می‌بیند. او «شاه‌شناس» است و می‌داند که هیچ اتفاقی در این عالم، خارج از اراده و تفتیش آن «پادشاه» رخ نمی‌دهد. او می‌بیند که حتی در میان جمع دزدان و در ظلمت شب، «با روی ماهش عشق باخت». این شناخت، او را قادر می‌سازد که نه تنها وضعیت خود، بلکه وضعیت یاران غافل خود را نیز در پرتو حضور پادشاه تفسیر کند و از همان دریچهٔ شناخت، شفاعت آنان را بجوید. این درک از «تفتیش» الهی، انسان را از قربانی بخت و اتفاق بودن رها کرده و به ساحت اراده‌ای قدسی متصل می‌سازد؛ اراده‌ای که در چشم عارف، هم عامل گرفتاری است و هم منشأ رهایی و شفاعت.

نکات کلیدی

  • بصیرت عارفانه: عارف در پسِ پردهٔ ظواهر، حضور و فعل خداوند را می‌بیند؛ او «شاه‌شناس» است.
  • ارادهٔ مطلق الهی: «خاصیت در ریش او» نمادی از قدرت و اختیار بی‌کران خداوند است که فوق درک و سنجش بشری است.
  • تدبیر الهی در تمامی وقایع: گرفتاری‌ها و رخدادهای زندگی نه تصادفی، بلکه نتیجهٔ «تفتیش» و تدبیر آگاهانهٔ خداوند است.
  • پارادوکس فعل و اراده: این بیت بازتاب «ما رمیت اذ رمیت» است؛ عمل ظاهراً انسانی، در باطن، فعل الهی است.
  • رهایی از خوف از طریق معرفت: شناخت پادشاه (خداوند) حتی در هیبت دزد، می‌تواند به شفاعت و رهایی بینجامد.

Sources: d6-s65 · 05:22:18 d6-s65 · 06:27:18

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.