Leggi Libro 6 La storia dei ladri notturni in cui il Sultano Mahmud si trovò in mezzo a loro di notte, dicendo: 'Sono uno di voi', e venne a conoscenza delle loro condizioni, ecc. Distico 2872

M6:2872 — پس نبیند جمله را با طم و رم / حبک الاشیاء یعمی و یصم

پس نبیند جمله را با طم و رمحبک الاشیاء یعمی و یصم
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2872

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس کل حقیقت را با آن همه شیفتگی و ولع (یا با شتاب و حرص) نخواهد دید؛ زیرا «دوست داشتن چیزها، انسان را کور و کر می‌کند». معنا: این بیت بیان می‌کند که دلبستگی افراطی و جانبدارانه به امور، مانع از دیدن حقیقت کامل و بی‌طرفانه می‌شود، زیرا چنین تعلقاتی ادراک انسان را مختل می‌کنند.

شرح

بی‌تردید، مولانا در این بیت به یکی از کلیدی‌ترین موانع فهم حقیقت اشاره می‌کند: «غرض». او در اینجا این نکتهٔ مهم را بیان می‌کند که انسان مادامی که اسیر «غرض»‌ها و دلبستگی‌های افراطی باشد، نمی‌تواند حقیقت را به تمامه و آنگونه که هست ببیند. عبارت «طم و رم» که در بیت آمده، اشاره به همین شیفتگی، ولع، و در مواردی شتاب و حرص است که انسان را از دیدن کل تصویر باز می‌دارد.

من این را بارها گفته‌ام که غرض‌ها و تعلقات، حجاب دیده‌اند. این دقیقاً همان نکته‌ای است که مولانا در جای دیگر می‌گوید: «کین غرض‌ها پرده دیده بود / بر نظر چون پرده پیچیده بود». این پرده، هم چشم ظاهر را می‌پوشاند و هم چشم دل را. مدعیان زیادی هستند که می‌خواهند چیزی را ببینند، اما چون با غرض می‌نگرند، آن غرض برای دیده‌شان پرده می‌شود و سرّ حقیقت را نمی‌بینند. همان‌طور که مولانا می‌فرماید: «مدعی دیده است اما با غرض / پرده باشد دیده دل را غرض».

مصداق اتمّ و اکمل این غرض، «خودخواهی» یا «سلفیشنس» (selfishness) است. وقتی آدمی خود را بیش از اندازه دوست دارد، آنگاه همهٔ حق‌ها را از آن خود می‌داند و در هر خطا و لغزشی، دیگری را متهم می‌کند. این خودپسندی و خودخواهی، آنچنان حجابی بر چشم جان می‌کشد که فرد حتی واقعیت وجود خود و عیب‌های خویش را نمی‌بیند. چنین شخصی هرگز نمی‌تواند «شاهد» باشد، یعنی گواهی بی‌غرض و عادل، نه بر خودش و نه بر دیگران. خداوند خود می‌خواهد که ما «زاهد» شویم تا «غرض» را کنار بگذاریم و به «شاهد» بدل شویم، یعنی ناظری بی‌طرف، با دو چشم روشن و زبانی قاطع که حقیقت را بیان می‌کند.

همان‌گونه که منتقدان مدرنیته، از جمله هابرماس، اشاره کرده‌اند، پاره‌ای از دانش‌ها، به‌رغم ادعای رهایی‌بخشی، خود به زندانی دیگر بدل می‌شوند. مولانا این نکته را قرن‌ها پیش به زیبایی بیان کرده است. او معتقد است بسیاری از طالبان علم، «بهر عام و خاص» علم می‌آموزند؛ یعنی برای کسب شهرت، افتخار، جایزه و مورد تحسین قرار گرفتن از سوی «زندانیان» دیگر. این علم، نه تنها رهایی‌بخش نیست، بلکه «عین بند است، عین زنجیر است»، و چشم ما را نمی‌گشاید، بلکه حجاب می‌شود. علم حقیقی آن است که «راه برون‌شو» را به ما نشان دهد، چشمان ما را باز کند تا حقیقت را ببینیم و «شاهد» حق شویم.

بنابراین، این بیت، نه تنها یک هشدار اخلاقی، بلکه یک معرفت‌شناسی عمیق است. آن «چشم تیزبین» و «زبان قاطع» که مولانا برای «شاهد» حقیقی توصیف می‌کند، فقط از راه کنار نهادن همین تعلقات و اغراض میسر می‌شود. در نهایت، مقصد مولانا در این مباحث، درخواست «دیده روشن» از خداوند است: «بعد از این ما دیده خواهیم از تو بس / تا نپوشد بحر را خاشاک و خس». تا این دیده روشن حاصل نشود، انسان در قفس غرض‌های خویش محبوس می‌ماند و حقیقت کامل را از دست می‌دهد؛ زیرا همان‌طور که این ضرب‌المثل مشهور عربی در بیت می‌گوید: «حب الشیء یعمی و یصم»، دوست داشتن چیزی، آدمی را کور و کر می‌کند.

نکات کلیدی

  • دلبستگی‌های افراطی و جانبدارانه (غرض)، اصلی‌ترین مانع دیدن تمام حقیقت هستند.
  • خودخواهی و خودپسندی، بزرگ‌ترین پرده بر چشم دل است که انسان را از دیدن واقعیت خود و دیگران بازمی‌دارد.
  • برای بدل شدن به «شاهد» (گواه بی‌غرض حقیقت)، باید از تعلقات و اغراض دنیوی آزاد شد.
  • علمی که برای شهرت، مقام، یا منافع شخصی آموخته شود، چشم‌بند است، نه رهایی‌بخش؛ علم نافع چشمان انسان را به سوی حقیقت می‌گشاید.
  • ادراک حقیقی نیازمند «دیده‌ای روشن» است که از هرگونه طمع و ولع مبرا باشد.
  • ضرب‌المثل عربی «حب الشیء یعمی و یصم» در این بیت، چکیدهٔ این حکمت است که عشقِ به امور، بینایی و شنوایی انسان را سلب می‌کند.

Sources: d6-s65 · 07:53:08 d6-s65 · 08:36:18 d6-s65 · 09:15:28

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.