Leggi Libro 6 La storia dei ladri notturni in cui il Sultano Mahmud si trovò in mezzo a loro di notte, dicendo: 'Sono uno di voi', e venne a conoscenza delle loro condizioni, ecc. Distico 2884

M6:2884 — شد اسیر آن قضا میر قضا / شاد باش ای چشم‌تیز مرتضی

شد اسیر آن قضا میر قضاشاد باش ای چشم‌تیز مرتضی
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2884

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن قضا [یعنی تقدیر الهی]، فرمانروای تقدیر را اسیر خویش ساخت؛ پس شاد باش ای چشم تیزبین مرتضی [که این راز را دریافته‌ای]. معنا: این بیت به معمایِ اسارتِ تقدیرکننده‌ی مطلق (خداوند) در تقدیر خویشتن می‌پردازد و به چشم بصیرت سالک که این حقیقت ژرف را درمی‌یابد، مژده‌ی شادباش می‌دهد.

شرح

این بیت در ادامهٔ بیتی می‌آید که از حاکمیت قاضی و حاکمیت شاهد بر قاضی سخن می‌گوید. مولانا با یک بازی کلامی زیبا و عمیق، معنای «قضا» را از قضاوت دادگاهی فراتر می‌برد و آن را به تقدیر و قضای الهی می‌کشاند. در اینجا «میر قضا» کسی نیست جز خود خداوند، تقدیرکننده‌ای که بر همه چیز حاکم است.

شگفتی اینجاست که مولانا می‌فرماید: «شد اسیر آن قضا میر قضا». چگونه ممکن است فرمانروای مطلق، خالق بی‌همتا، اسیرِ چیزی شود؟ پاسخ در همینجاست که خداوند خود را در قید و بند تقدیرات خویش قرار می‌دهد؛ گویی خالق، تابع مخلوق خود می‌شود. این اسارت، ضعف نیست، بلکه نهایت جمال و قدرت است؛ جلوه‌ای از آن «لطف و قهر»ی که خود را در چرخه‌ای از تعینات محدود می‌کند. این همان راز خودبسندگی و خودآفرینی است که در آن، صادر اول، خود را در صورت‌های متکثر عالم محبوس می‌بیند.

بیت با یک بشارت عظیم به پایان می‌رسد: «شاد باش ای چشم‌تیز مرتضی». «مرتضی» لقبی است که هم برای پیامبر اکرم و هم برای حضرت علی به کار می‌رود و نماد بارز چشم تیزبین و بصیرت بی‌مانند است. این شادباش، نه به هر کسی، بلکه به آن تیزچشمی است که می‌تواند از پس پردهٔ علل و اسباب بگذرد. دیدگان ما معمولاً «سبب‌بین»اند؛ ما دستکش را می‌بینیم و می‌پنداریم اوست که کارساز است، اما چشم تیزمرتضی، دستی را می‌بیند که در پس این دستکشِ اسباب، به کار و گردش است. آنکه این راز را، این ظرافت و معمایِ هستی را در می‌یابد، سزاوار شادمانی است، زیرا به مقامی از معرفت دست یافته که او را به مسبب‌الاسباب نزدیک می‌کند.

نکات کلیدی

  • تقدیر الهی (قضا) گاهی خود، تقدیرکننده‌ی مطلق (میر قضا) را اسیر خویش می‌کند.
  • این «اسارت» به معنای محدودیت یا ضعف خداوند نیست، بلکه نمایشگر خودبسندگی و جمال اوست.
  • چشم تیز مرتضی نماد بصیرت و بینشی است که می‌تواند این راز عمیق الهی را درک کند.
  • دیدن دست (مسبب‌الاسباب) در پشت دستکش اسباب (علل ظاهری)، نتیجهٔ این بصیرت است.
  • این درک، نه اندوه، بلکه شادمانی و مژده به سالک راه حقیقت است.

Sources: d6-s66 · 00:08:50 d6-s66 · 00:10:43

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.