Leggi Libro 6 La storia dei ladri notturni in cui il Sultano Mahmud si trovò in mezzo a loro di notte, dicendo: 'Sono uno di voi', e venne a conoscenza delle loro condizioni, ecc. Distico 2903

M6:2903 — غالبی بر جاذبان ای مشتری / شاید ار درماندگان را وا خری

غالبی بر جاذبان ای مشتریشاید ار درماندگان را وا خری
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2903

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای خریدار (پروردگار) که بر تمام جاذبه‌گران (دنیوی) غالبی، سزاوار است که درماندگان را بازخوانی (رهایی بخشی).

شرح

این بیت، سراسر یک مناجات و درخواستی عمیق از پروردگار است؛ طلبی برای رهایی از چنگال جاذبه‌های فریبندهٔ دنیا که هر لحظه ما را به سویی می‌کشند. دنیا بازاری‌ست پر از مشتریان و جاذبه‌گرانی که در پی خرید جان ما هستند و اغلب اوقات، ما نادانسته، خود را به بهایی ناچیز به آن‌ها می‌فروشیم.

من بارها گفته‌ام که انسان‌ها در مواجهه با امور مادی، سخت حسابگر و دقیق‌اند. برای خرید یک جفت کفش، ده‌ها مغازه را زیر و رو می‌کنند تا مبادا اندکی گران‌تر بخرند. اما نوبت به خودشان که می‌رسد، خویشتن را به ارزان‌ترین بها معامله می‌کنند. مولانا به همین نکته اشاره دارد که «ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش / چون چنین خویش را ارزان فروش؟» این فاجعهٔ ارزان‌فروشی خویش است که مولانا را به این فریاد وامی‌دارد.

در اینجا، مولانا پروردگار را «مشتری» خطاب می‌کند؛ خریدار جان و دل انسان. این خود یک نکتهٔ کلیدی‌ست. خداوند، بهترین و والاترین خریدار است که جان مؤمنان را به بهایی بسیار گزاف می‌خرد؛ آن‌چنان که در قرآن آمده است: «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة». در واقع او چیزی را که از ازل هم مال خودش بوده، باز می‌خرد، اما به قیمتی بی‌نهایت برتر از اصل. این همان کیمیاگری الهی است که مس وجود ما را به زر تبدیل می‌کند.

این اندیشه پیشینهٔ طولانی دارد. در کلمات مولا علی(ع) می‌خوانیم: «لبئس المتجر ان تری الدنیا لنفسک ثمنا»؛ چه تجارت بدی که دنیا را بهای وجود خویش بپنداری. و در انجیل نیز هست که «چه سود دارد که انسانی تمام دنیا را به دست آورد، اما روح خود را از دست بدهد؟» این کلمات، بوی وحی و حقیقت می‌دهد و آدمی را به لرزه درمی‌آورد، او را به ارزش حقیقی خود واقف می‌کند.

بیت می‌گوید: «غالبی بر جاذبان ای مشتری»؛ یعنی ای پروردگار، تو بر تمام این نیروهای جذب‌کنندهٔ دنیوی، چیره و غالب هستی. هیچ جاذبه‌ای نیست که از قدرت تو فراتر رود. تو می‌توانی همهٔ آن‌ها را پس بزنی و خودت خریدارِ جان ما شوی. و آنگاه، این امید و درخواست شایسته را مطرح می‌کند: «شاید ار درماندگان را وا خری»؛ سزاوار است که این درماندگان، این گم‌کردگان در بازار دنیا، این ارزان‌فروشانِ خویشتن را بازخوانی و نجات دهی. این عین لطف و رحمت توست که دست این از پا افتادگان را بگیری و آنان را از مهلکهٔ معامله با جاذبه‌های پست دنیوی برهانی. این بیت دعوت ماست به بازگشت به قیمت اصلی خود، به فروش خویش به تنها خریدار واقعی که ارزش حقیقی ما را می‌شناسد و آن را ارج می‌نهد.

نکات کلیدی

  • دنیا بازاری پر از جاذبه‌های فریبنده است که انسان را به ارزان‌فروشی خویش وامی‌دارد.
  • ارزش حقیقی انسان، بی‌نهایت بالاتر از هر بهایی است که دنیا می‌تواند پیشنهاد دهد.
  • خداوند تنها مشتری واقعی و برتر است که جان مؤمنان را به گران‌ترین بها می‌خرد.
  • لطف و قدرت الهی بر تمامی جاذبه‌ها و اغواگری‌های دنیوی غالب است.
  • این بیت، ندای امید و درخواست رهایی برای درماندگان و گرفتارشدگان در بازار دنیاست.
  • انسان باید در قیمت‌گذاری خویشتن، به همان اندازه که بر کالاهای مادی دقت می‌کند، وسواس به خرج دهد.

Sources: d6-s66 · 00:32:17 d6-s66 · 00:35:09 d6-s66 · 00:37:30

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.