Leggi Libro 6 L'arrivo di Ja'far (che Dio sia soddisfatto di lui) per prendere la fortezza da solo e la consultazione del re della fortezza per respingerlo. E il ministro disse al re: 'Attento, arrenditi e non agire con temerarietà ignorante, perché quest'uomo è potente e ha una grande forza da Dio nella sua anima', fino alla fine. Distico 3085

M6:3085 — پس زنی گفتش ز چشم عبهری / که ز دستت رفت حسرت می‌خوری

پس زنی گفتش ز چشم عبهریکه ز دستت رفت حسرت می‌خوری
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3085

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه زنی با چشمانی نرگس‌سان به موسی گفت: «تو بینایی‌ات را از دست دادی و اکنون حسرت می‌خوری؟» معنا: این بیت، پرسش زنی از حضرت موسی را پس از بازگشتش از کوه طور روایت می‌کند که به او می‌گوید، از دست دادن بینایی ظاهری‌اش مایه حسرت است؛ این نشان‌دهندهٔ درک سطحی از فداکاری و نادیده گرفتن عظمت تجربه‌های معنوی است.

شرح

این بیت، از آنجا می‌آید که مولانا ماجرای بازگشت حضرت موسی را از کوه طور روایت می‌کند. پس از تجلی الهی بر چهرهٔ موسی، سیمای او چنان نورانی شده بود که حتی همسرش هم تاب نگاه کردن به آن را نداشت. خداوند به موسی فرمان داد که با خرقهٔ خویش، نه پارچه‌ای بیگانه، نقابی بسازد تا نور چهره‌اش چشم دیگران را نیازارد؛ چرا که تنها چیزی که از جنس خود او بود می‌توانست آن نور فراگیر را در خود نگه دارد و تخفیف دهد. مولانا این را تمثیلی می‌آورد تا بگوید تجلیات الهی چنان نافذند که نیاز به پرده‌ای از جنس خود دارند. اینجاست که آن زن، با نگاهی کاملاً زمینی، به موسی می‌گوید: «پس تو بینایی‌ات را از دست دادی و اکنون حسرت می‌خوری؟»

واژهٔ «عبهری» که در اینجا آمده، معادل «نرگس» در زبان عربی است. نرگس، به دلیل شکل خاص گلبرگ‌ها و مرکز آن، همواره در ادبیات فارسی به چشم تشبیه شده است. پس «چشم عبهری» یعنی چشمانی نرگس‌سان. اما نکته اینجاست که آن زن، با دیدی ظاهربین و مادی، از دست دادن بینایی جسمانی را برای موسی یک خسارت بزرگ می‌داند و گمان می‌کند که موسی باید از این بابت حسرت بخورد. او به هیچ وجه قادر به درک آن نیست که موسی در ازای این «از دست دادن»، به چه نور و معرفت و بصیرت بی‌مانندی دست یافته است.

مولانا در جای دیگری این را به مجاهدت مردان طریق تشبیه می‌کند که در ابتدا شاید نان و متاع اندکی در راه خدا می‌دهند، اما در نهایت «جان» می‌بازند؛ یعنی به بالاترین مرتبهٔ فداکاری می‌رسند. زنِ داستان موسی نیز همین‌گونه است: او ارزش جان و بصیرت معنوی را نمی‌شناسد و فقط فقدان یک عضو جسمانی را می‌بیند. این بیت، به زیبایی و با ایجاز تمام، تفاوت عمیق میان درک سطحی و مادی‌گرایانه با فهم عمیق و روحانی از مقام و دستاوردهای اولیای حق را به تصویر می‌کشد. مولانا پیوسته در مثنوی به این شکاف میان جهان‌بینی عامیانه و شهود عارفانه اشاره می‌کند.

نکات کلیدی

  • نگاه‌های زمینی و معنوی به فداکاری و از خودگذشتگی بسیار متفاوت‌اند.
  • آنچه در ظاهر از دست می‌رود، می‌تواند دریچه‌ای به سوی گشایش‌های والاتر روحی باشد.
  • جمال و نور الهی چنان نافذ است که تاب دیدن مستقیم آن تنها با حجابی از جنس خود ممکن می‌شود.
  • مولانا دائماً بر تفاوت بین درک سطحی و بصیرت عمیق در مواجهه با حقایق تأکید می‌کند.
  • مسیر مجاهدت روحانی با حساب و کتاب خسارات مادی درک نمی‌شود، بلکه با نثار جان آغاز می‌گردد.

Sources: d6-s69 · 09:06:00 d6-s69 · 11:22:00 d6-s69 · 15:00:00 d6-s69 · 16:31:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.