Leggi Libro 6 Il completamento del libro Al-Muwatta' al-Karim (Il Sentiero Onorevole) Distico 31

M6:31 — گر پلیدی پیش ما رسوا بود / خوک و سگ را شکر و حلوا بود

گر پلیدی پیش ما رسوا بودخوک و سگ را شکر و حلوا بود
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:31

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر پلیدی نزد ما مایه رسوایی است، همان پلیدی برای خوک و سگ، شکر و حلواست. معنا: این بیت بیان می‌کند که آنچه در نظر انسان ناپسند و پلید است، در دستگاه آفرینش بی‌هدف نیست و برای موجوداتی دیگر، مایهٔ حیات و گوارا است.

شرح

من بارها گفته‌ام که جهان‌بینی مولانا، برخلاف برخی دیگر از شاعران بزرگ ما، جهانی است که عیب و نقص در آن راه ندارد. این بیت یکی از مصادیق درخشان این دیدگاه است. مولانا در اینجا به نکته‌ای دقیق اشاره می‌کند: آنچه ما انسان‌ها آن را «پلید» یا «رسوا» می‌شماریم، در واقع در نظام پهناور هستی جایگاه خود را دارد و حتی برای موجوداتی دیگر همچون خوک و سگ، همچون «شکر و حلوا»، یعنی عین گوارایی و مطلوبیت است.

این سخن، بی‌تردید، تبیینی ژرف از «تدبیر الهی» در خلقت است. خداوند، این جهان را به گونه‌ای ساخته که برای هر «زهر»، «پادزهری» و برای هر «پلیدی»، «مطعمی» قرار داده است. فضولات و نجاسات که نزد ما مکروه و نجس‌اند، در نظر سگ و خوک عین مطلوبیت هستند و غذای آن‌ها را تشکیل می‌دهند. این یعنی، هیچ چیز در عالم عبث و بی‌فایده آفریده نشده است؛ هر جزئی از این پیکر عظیم، کارکرد و غایتی دارد، حتی اگر آن کارکرد از نگاه ما انسان‌ها پنهان یا ناپسند باشد.

مولانا در واقع، می‌خواهد ما را متوجه نسبیت ارزش‌ها در این جهان کند. آنچه در «بازار یفعل ما یشا» (اشاره به آیه‌ی «یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ») مقبول یک نوع از موجودات است، ممکن است برای نوعی دیگر، ناپسند باشد و بالعکس. این دیدگاه، نگرشی است که به جای «شکایت» از عالم، به «حکایت» و تبیین حکمت‌آمیز آن می‌پردازد. جدایی ما از آن اصل، ما را به این سوءتفاهم می‌کشاند که گمان کنیم در عالم نقصی هست، در حالی که نقص در دید ماست، نه در آفرینش.

از این روست که مولانا در ادامه می‌گوید که «گر پلیدان این پلیدی‌ها کنند / آب‌ها بر پاک کردن می‌تنند». یعنی حتی وجود پلیدی‌ها نیز بی‌حساب نیست و تدبیری برای پاک‌سازی آن‌ها نیز اندیشیده شده (آب‌های مطهر). این همان نظام دقیق و بی‌نظیر آفرینش است که تضادها را نه برای ویرانی، بلکه برای کمال و بقا در کنار هم می‌نشاند.

نکات کلیدی

  • آنچه نزد انسان پلید است، در دستگاه آفرینش کارکردی حیاتی برای موجودات دیگر دارد.
  • این بیت مثالی روشن از تدبیر و حکمت الهی در نظم گیتی است که هیچ چیز در آن عبث نیست.
  • ارزش‌گذاری‌ها در جهان هستی نسبی‌اند؛ مطلوب یک موجود، می‌تواند ناپسند دیگری باشد.
  • مولانا جهان را کامل می‌بیند و حتی «پلیدی» را جزئی از حکمت کلی می‌داند که جایگاه خود را دارد.
  • این دیدگاه، زمینه را برای فهم مفهوم "تضاد" در جهان‌بینی مولانا فراهم می‌کند که اضداد برای تکمیل یکدیگر آفریده شده‌اند.

Sources: d6-s01 · 00:58:30

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.