Leggi Libro 6 Quell'estraneo venne a sapere della morte dell'ispettore e chiese perdono per aver riposto fiducia nelle creature e aver fatto affidamento sulle loro donazioni, e ricordò le benedizioni di Dio e si rivolse a Dio per il suo peccato. "Poi coloro che non credono nel loro Signore lo eguagliano (ad altri)". Distico 3145

M6:3145 — در رو اندر چاه کین از وی بکش / چون ازو غالب‌تری سر بر کنش

در رو اندر چاه کین از وی بکشچون ازو غالب‌تری سر بر کنش
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3145

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: برو در چاه، و کین را از او بیرون بکش؛ چون از او نیرومندتری، سرش را جدا کن. معنا: این بیت ما را به نبرد با کین و عداوت فرامی‌خواند، اما نه در دیگری، بلکه در خویشتن؛ چرا که این کین سایه‌ای از صفات درونی خود ماست.

شرح

این بیت، از مثنوی ششم، ما را به یکی از ژرف‌ترین آموزه‌های روان‌شناختی مولانا رهنمون می‌شود که با داستان شیر و خرگوش پیوند خورده است. آنجا که شیر، فریب‌خورده‌ی خرگوش، تصویر خود را در چاه می‌بیند و پنداشته که این شیری دیگر است، برای نبرد با آن به درون چاه می‌جهد و هلاک می‌شود. مولانا در اینجا این واقعه را تمثیلی می‌آورد برای «فرافکنی» (Projection) ما آدمیان.

من بارها گفته‌ام که مولوی یک روانکاو بی‌بدیل است و او در این ابیات، دقیقاً همین نکته را نشانه می‌رود: ای بسا بدی‌ها، رنج‌ها و کینه‌هایی که در دیگران می‌بینیم و می‌پنداریم از بیرون به ما می‌رسد، حال آنکه اینها سایه‌ی رذایل و کمبودهای خود ماست که در دیگری بازتاب یافته است. درست مثل شیری که تصویر خود را در چاه می‌دید و گمان می‌کرد شیری دیگر است و با آن درآویخت.

بنابراین، وقتی بیت می‌گوید: «در رو اندر چاه کین از وی بکش»، منظور این نیست که به جنگ با خصم بیرونی برخیز؛ بلکه مراد این است که به درون خویش بازگرد و آن «چاه کین» را در وجود خود بجوی و از آنجا بیرونش بکش. چرا که اگر می‌خواهی ریشه‌ی کین‌توزی و عداوت را بخشکانی، باید در خودت آن را خشک کنی، نه در دیگری.

اینکه بیت ادامه می‌دهد: «چون از او غالب‌تری سر بر کنش»، اشاره‌ای است به تسلطی که ما بر خویشتن داریم، بیش از تسلطی که بر دیگران می‌توانیم داشته باشیم. تو بر خودت غالب‌تری؛ پس سرِ این کین را که در واقع مال خود توست، در وجود خودت قطع کن. دیگران تنها آینه‌ای هستند که عیوب ما را نشان می‌دهند. به قول مولانا: «خلق زشتت اندر او رویت نمود / چون تو را او صفحه آینه بود». وقتی قُبح و زشتی خویش را در دیگری دیدی، نباید آینه را بشکنی یا بر آن غضب کنی؛ بلکه باید خودت را اصلاح کنی.

مولانا این را به تمثیل ستاره‌ای که در آب می‌تابد نیز بیان می‌کند: اگر ستاره‌ای را در آب ببینی و به گمان اینکه نحس است، برای محو کردنش خاک در آب بریزی، ستاره در آسمان باقی است و تو تنها تصویر آن را پنهان کرده‌ای. نحسی از بین نرفته است. درمان باید در جایگاه اصلی باشد، نه در سایه. کین و عداوت در دیگری، تنها عکس و سایه‌ی کین درونی خود ماست. این درس بزرگی است که ما را از سرزنش بی‌حاصل دیگران بازمی‌دارد و به خودکاوی و خودسازی فرامی‌خواند. ای کسی که زندانی «شش جهت» دنیا شده‌ای و در همه سو خطا می‌کنی؛ «آن عداوت اندر او عکس حق است» که از صفات قهر الهی مشتق شده، اما «آن گنه در وی ز جنس جرم توست».

نکات کلیدی

  • بدی‌هایی که در دیگران می‌بینیم، غالباً بازتابی از نقایص و کینه‌های درونی خودمان است (فرافکنی).
  • نبرد با کین و عداوت باید در درون خویش آغاز شود؛ «چاه کین» در وجود خود ماست، نه در دیگری.
  • دیگران، آینه‌ای هستند برای نشان دادن عیوب ما؛ بجای سرزنش آینه، خود را اصلاح کنیم.
  • ریشه‌کن کردن کین، به معنای غلبه بر خود است، نه غلبه بر دشمن بیرونی.
  • درمان نحسی و عداوت در ریشه‌ی اصلی آن در آسمان جان است، نه در سایه‌ی آن بر آب.
  • مولانا یک روانکاو بی‌بدیل است که از طریق داستان‌ها و تمثیل‌ها، حقایق عمیق روان بشری را برملا می‌کند.

Sources: d6-s70 · 27:09:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.