Leggi Libro 6 L'esempio del guercio è come quello straniero, 'Amr' di nome, cui fu detto di andare da un negozio all'altro a causa di questo, e lui non capì che tutti i negozi sono uno in questo senso, che non si vende pane a 'Amr' – lo rimedia qui. 'Ho sbagliato, il mio nome non è 'Amr''. Se faccio penitenza e rimedio a questo negozio, otterrò pane da tutti i negozi di questa città. E se, senza rimedio, sono ancora chiamato 'Amr', e passo oltre questo negozio, sono privo e guercio, e ho considerato questi negozi separati l'uno dall'altro. Distico 3239

M6:3239 — بر یکی خر بار لعل و گوهرست / بر یکی خر بار سنگ و مرمرست

بر یکی خر بار لعل و گوهرستبر یکی خر بار سنگ و مرمرست
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3239

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بر پشت یک خر، بار لعل و گوهر است؛ بر پشت خری دیگر، بار سنگ و مرمر است. معنا: این بیت به سادگی بیان می‌کند که در جهان، بارها و ارزش‌های متفاوتی وجود دارد؛ همان‌طور که خری گوهر حمل می‌کند، خری دیگر سنگ.

شرح

این بیت، بی‌تردید، در امتداد همان بحث مهمی است که پیش‌تر در داستان مرد عمرنام در شهر کاشان گفتم؛ بحثی که محور آن وحدت‌بین بودن و تفاوت آن با احولی (دوبین بودن) است. اگرچه در نگاه اول ممکن است این بیت صرفاً به تفاوت ظاهری میان چیزها اشاره داشته باشد، اما در عمق، یک نکته‌ی معرفتی عمیق‌تر را بیان می‌کند: لزوم تمییز و تشخیص در عین دیدن وحدت.

مولانا پیش از آوردن این بیت می‌فرماید: «همه یک حکم ندارند.» و دقیقاً همین جاست که باید نکته‌ی اصلی را دریافت. درست است که در حکمت توحیدی، همه چیز از یک اصل و یک مبدأ سرچشمه می‌گیرد و جلوه‌های همان «بی‌صورتی» است که در «با صورت» تجلی کرده، اما این به معنای همسان‌انگاری مطلق نیست. بله، در شهر کاشان همه دکان‌ها «یکی» بودند در بی‌نان دادن به عمر. آنجا وحدت در یک کنش واحد پدیدار شد. اما اینجا، این بیت به ما می‌آموزد که هرچند همه چیز مظهر حق است، اما این مظاهر از حیث کیفیت و ارزش یکسان نیستند.

بر پشت یکی خر، بار لعل و گوهر است؛ یعنی ارزشمند و گران‌بهاست. بر پشت دیگری، بار سنگ و مرمر است؛ یعنی اگرچه ممکن است مفید باشد، اما ارزش معنوی و وجودی لعل و گوهر را ندارد. چشمی که تربیت شده است و «شه شناس» است، باید بتواند «شاه را در هر لباس» بشناسد، اما در عین حال، «لباس‌ها» را نیز از هم تمییز دهد. نادیده گرفتن این تفاوت‌های کیفی، خود نوعی «احولی» است. این‌که همه چیز را یکسان و برابر فرض کنیم، یک ساده‌سازی افراطی و گمراه کننده است. این همان خطایی است که مولانا بلافاصله بعد از این بیت هشدار می‌دهد: «بر همه چوهات و این حکمت مران.» یعنی با یک چوب، همه را نرانی. یک حکم واحد را بر همه‌ی این مظاهر جاری نکنی.

این بینش، تفاوتی اساسی میان نگاه عرفانی و نگاهی است که ممکن است به نوعی وحدت‌گرایی سطحی و بی‌ریشه بیفتد. عرفان، با تمام تأکیدش بر وحدت وجود و توحید، هرگز به این معنا نیست که ما از تفاوت‌های ماهوی و کیفی اشیاء و افراد غافل شویم. خیر، بلکه بالعکس، بصیرت عارف، به او امکان می‌دهد که ضمن دیدن «دریای معانی» در پس «کف روی آب»، بتواند جنس هر «کف» را نیز بشناسد. این‌که برخی نفوس «بار لعل و گوهر» می‌برند و برخی دیگر «بار سنگ و مرمر»، واقعیتی است که حکیم نباید از آن چشم بپوشد. این بیت به ما می‌گوید که درک عمیق از هستی، مستلزم دیدن تفاوت‌ها در بستر وحدت، و تشخیص کیفیت‌ها در میان انبوه صورت‌هاست؛ چرا که آن «آب» واحد، می‌تواند در «جو»ی خاصی «غنچه» بدهد و در «جو»یی دیگر، فقط تصویر «ماه» را بازتاب دهد.

نکات کلیدی

  • درک هستی مستلزم تشخیص تفاوت‌های کیفی (لعل و گوهر در برابر سنگ و مرمر) در عین دیدن وحدت بنیادین است.
  • همه چیز، گرچه مظهری از یک حقیقت واحد است، اما از لحاظ ارزش و کیفیت یکسان نیست؛ از «یک چوب راندن» همه چیز اشتباه است.
  • بینش عرفانی فراتر از ساده‌سازی‌های افراطی است که همه‌ی مظاهر را همسان می‌شمارد.
  • بصیرت «شه‌شناس» یعنی شناخت «شاه در هر لباس»، اما در عین حال، شناخت و تمایز میان خود لباس‌ها نیز.
  • مولانا به ما می‌آموزد که ارزش‌گذاری و تمییز میان جلوه‌های مختلف هستی، جزء ضروری درک جامع توحید است.

Sources: d6-s72 · 00:54:10

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.