Leggi Libro 6 Il mediatore distribuì per tutta la città di Tabriz e raccolse un po' di denaro. Quello straniero andò a visitare la tomba dell'ispettore e raccontò questa storia sulla sua tomba a mo' di lamento, ecc. Distico 3247

M6:3247 — از پی توزیع گرد شهر گشت / از طمع می‌گفت هر جا سرگذشت

از پی توزیع گرد شهر گشتاز طمع می‌گفت هر جا سرگذشت
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3247

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مرد ضامن برای گردآوری و توزیعِ پول، در شهر گشت و از سر طمع (یا امید) سرگذشت وامدار را در هر کوی و برزن بازگفت. معنا: این بیت روایت می‌کند که چگونه مردی جوانمرد (ضامن) برای پرداخت وام دیگری، در شهر به گشت‌وگذار پرداخت و از سر امید یا اشتیاق به نفع آن وام، داستان بدهکار را برای مردم بازگو کرد تا از آنان کمک بگیرد.

شرح

بله، در این بیت از یکی از داستان‌های پُرمغز مثنوی، مولانا شرح می‌دهد که چگونه «پایمرد» یا همان مردی که ضمانت پرداخت وامی را کرده، برای جمع‌آوری پول به حرکت درمی‌آید. کلمه «توزیع» که امروز بیشتر به معنای تقسیم و پخش به کار می‌رود، در گذشته همچنین به معنای جمع‌آوری و یا پرداخت قطعه‌قطعهٔ پول‌های خرد، به‌ویژه برای امور خیریه یا ادای دین، استفاده می‌شده است. پس اینجا پایمرد در شهر می‌گردد تا از مردم برای این منظور خاص پول گرد آورد.

نکتهٔ کلیدی در این بیت، واژهٔ «طمع» است. «از طمع می‌گفت هر جا سرگذشت». این «طمع» را نباید یکسره منفی و به معنای حرص دانست. در نگاه نخست، شاید به نظر آید که این مرد از سر حرص یا توقع، داستان وامدار را بازگو می‌کند؛ اما با توجه به بافتار داستان و نقش پایمردی، می‌توان «طمع» را به معنای اشتیاق شدید به موفقیت در این امر خیر یا امیدِ وافر برای جمع‌آوری کمک تفسیر کرد. او مشتاق است که گره از کار دیگری بگشاید و این اشتیاق او را به بازگویی «سرگذشت» وامدار وامی‌دارد تا دل‌های مردم را به یاری برانگیزد. در واقع، این بیت تصویری از تلاشی است که حتی با انگیزه‌های پاک، ناگزیر از روی آوردن به عالم ظاهر و ابراز نیاز است.

اما مولانا در بیت پسین (M6:3248) همین داستان، وقتی از «کدیه‌پرست» سخن می‌گوید، اشاره‌ای ظریف و در عین حال قاطع به عدم رضایت خود از شیوهٔ «کدیه‌گری» یا همان گدایی دارد. از دیدگاه من، این یک نکتهٔ مهم اخلاقی است که مولانا مطرح می‌کند: حتی اگر نیت خیر باشد و مقصود، گره‌گشایی از کار مردم، اما روی آوردن به شیوه‌هایی چون گدایی، از نظر او چندان پسندیده نیست. گویا مولانا می‌خواهد بگوید که در عالم معنویت، اصالت با خوداتکایی و بی‌نیازی است؛ و هر نوع اظهار نیاز و تکیه بر دیگران، حتی برای امری خیر، می‌تواند رگه‌ای از نقص را در خود داشته باشد. اینجاست که مولانا از طریق یک داستان به بافتار اخلاقی عمیق‌تری وارد می‌شود.

نکات کلیدی

  • «پایمرد» در این داستان، نمادی از تعهد و تلاش برای رفع مشکل دیگری است.
  • «توزیع» به معنای گردآوری و تقسیم اندک‌اندک پول برای هدفی خاص، نشان‌دهندهٔ ساختار اقتصادی اجتماعی آن دوران است.
  • واژهٔ «طمع» در این بیت معنایی دوگانه دارد: هم می‌تواند اشاره به حرص باشد و هم به اشتیاق شدید و امید به موفقیت در عملی خیر.
  • مولانا، حتی در میان داستانی از یک عمل خیر، به شیوه‌های انجام آن توجه اخلاقی دارد و با «کدیه‌گری» میانهٔ خوشی ندارد.

Sources: d6-s73 · 04:31:31 d6-s73 · 05:40:40 d6-s73 · 06:33:33

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.