Leggi Libro 6 Riguardo al fatto che questo inganno non era solo dell'Indù, ma ogni essere umano è affetto da tale inganno in ogni fase, eccetto chi Dio protegge. Distico 328

M6:328 — بار خود بر کس منه بر خویش نه / سروری را کم طلب درویش به

بار خود بر کس منه بر خویش نهسروری را کم طلب درویش به
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:328

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بار مسئولیت خود را بر هیچ‌کس منه، بلکه بر خویشتن بنه. کمتر در پی سروری و ریاست باش که درویشی بهتر و والاتر است. معنا: این بیت به فرد توصیه می‌کند که بار خود را بر دوش دیگران ننهد و به خود متکی باشد؛ همچنین از طلب جاه و مقام دنیوی بپرهیزد و راه درویشی و وارستگی معنوی را برگزیند که برتر است.

شرح

این بیت، که در اوج داستان گران‌مایهٔ غلام و عروس دروغین می‌آید، درسی عظیم از مکتب مولاناست در باب خودبسندگی و پرهیز از جاه‌طلبی. مولانا در پس پردهٔ این حکایت تلخ و بیدارکننده، که دنیا را به «گنده‌پیری» تشبیه می‌کند که خود را چون «نوعروس» آراسته تا مردمان را بفریبد، انسان را به بازنگری در شیوهٔ حیات خود فرامی‌خواند.

من قویاً معتقدم که مولانا در اینجا نه فقط به امری اخلاقی، که به واقعیتی وجودی اشاره می‌کند. آنکه بار خود را بر دوش دیگری می‌افکند، در حقیقت می‌خواهد از مسئولیت حیات خویش بگریزد. «بار خود بر کس منه بر خویش نه»، یعنی از این گریز بپرهیز، یعنی در مقام انسان بودن، بار هستی خود را با تمام فراز و فرودهایش بپذیر. این بار، صرفاً بار مادی و معیشتی نیست؛ بار انتخاب‌ها، بار سرنوشت، و بار مسئولیت در قبال نفس خویش است.

سخن مولانا به همین جا ختم نمی‌شود، او نتیجهٔ منطقی چنین وضعیتی را در طلب سروری و ریاست می‌بیند. آنکه بار خویش را بر دوش دیگران می‌افکند، در پی سواری گرفتن از مردم است. این همان «نام میری و وزیری» است که در باطن خود «مرگ و درد و جان‌دهی» را پنهان کرده است. مولانا به زیبایی تمام می‌گوید: «بنده باش و بر زمین رو چون سمند / چون جنازه نک به بر گردن برند». این همان جنازه‌ای است که مردم بر دوش می‌گیرند و به گور می‌برند؛ نشانه‌ای از آنان که می‌خواهند بر گردن مردمان سوار شوند و خود را «حمال خود» کنند. آن کسان که «بار بر خلقان فکندند این کبار»، از حقیقت هستی خویش غافل‌اند.

اینجا مولانا تشبیهی دقیق و ظریف به کار می‌برد که من آن را بسیار ژرف می‌یابم: «مرکب اعناق مردم را مپا / تا نیاید نقرست اندر دو پا». نَه فقط از نظر اخلاقی، بلکه از نظر جسمی و روانی نیز، سواری گرفتن از دیگران موجب رخوت و بیماری است. این نقرس، استعاره‌ای است از بیماری‌های روح و جان که از کم‌تحرکی و فربهیِ ناشی از سواری گرفتن از خلق پدید می‌آید. انسان باید خود گام بردارد، نه اینکه دائماً بر دوش دیگران باشد.

در نهایت، مولانا این حکمت را به یک حدیث نبوی گره می‌زند که اوج بینش عارفانهٔ او را نشان می‌دهد. آن حضرت فرمودند: «جنت از اله گر همی‌خواهی ز کس چیزی مخواه». یعنی اگر بهشت و دیدار حق را می‌خواهی، از هیچ‌کس چیزی نخواه. این یک توصیهٔ صرفاً اخلاقی نیست، بلکه راهی به سوی استغنای مطلق و آزادی وجودی است. پیامبر خود ضامن بهشت و دیدار خداوند است برای کسی که از خلق بی‌نیاز شود. بله، خواستن از مردم برای کار نیک، آن هم به امر حق، طریق انبیاست، اما اینکه بار خویش را بر دوش دیگران افکنیم و آنان را به استخدام خود گیریم، این رسم کفّار است، نه رسم اولیاء. این بیت، ندایی است برای بازیافتن کرامت انسانی در خودبسندگی و رهایی از بند طمع به خلق و جاه‌طلبی‌های دنیوی.

نکات کلیدی

  • مسئولیت‌پذیری فردی، اساس کرامت انسانی است؛ بار خود را بر دوش دیگری ننهید.
  • از جاه‌طلبی و طلب سروری پرهیز کنید؛ مقام درویشی و وارستگی معنوی برتر از ریاست دنیوی است.
  • کسانی که بر گردن مردم سوار می‌شوند، در حقیقت «جنازه‌هایی» هستند که بارشان بر دوش دیگران است.
  • تن‌آسایی ناشی از سواری گرفتن از خلق، موجب بیماری‌های جسمی و روحی (نقرس) می‌شود؛ انسان باید خود گام بردارد.
  • بی‌نیازی از خلق، راهی تضمین‌شده به سوی بهشت و دیدار خداوند است؛ به تأکید پیامبر، از هیچ‌کس چیزی نخواهید.

Sources: d6-s08 · 31:45 d6-s08 · 38:14 d6-s08 · 44:26

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.