Leggi Libro 6 Il Re di Corasmia (che Dio abbia misericordia di lui) vide durante una passeggiata nella sua processione un cavallo molto raro, e il cuore del Re fu attratto dalla bellezza e dalla vivacità di quel cavallo. Ma Imad al-Mulk raffreddò l'interesse del Re per il cavallo nel suo cuore, e il Re scelse di ascoltare la sua parola piuttosto che fidarsi della sua vista. Come disse il saggio (che Dio abbia misericordia di lui) nell'Ilahi-nama: "Quando la lingua diventa invidiosa, il mediatore di Giuseppe troverai da un pezzo di tela grezza. Dalla mediazione dei fratelli invidiosi di Giuseppe, tanta bellezza fu nascosta e apparve brutta agli occhi degli acquirenti che 'ne erano tra i disinteressati' (Corano 12:20)." Distico 3375

M6:3375 — که حرم با هر چه دارم گو بگیر / تا بگیرد حاصلم را هر مغیر

که حرم با هر چه دارم گو بگیرتا بگیرد حاصلم را هر مغیر
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3375

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بگو که خانواده‌ام و هر آنچه دارم را بگیر؛ تا هر غارتگری بیاید و حاصل زندگی‌ام را ببرد. معنا: این بیت از زبان مردی است که برای نجات اسب خود، التماس‌کنان می‌گوید حاضر است تمام خانواده و دارایی‌اش را فدای آن اسب کند و هر غارتگری می‌تواند هرچه دارد را ببرد، تنها اسبش در امان بماند.

شرح

این بیت، روایتگر حالتی از شیفتگی و تعلق خاطر است که در نگاه اول شاید عجیب و نامتعارف جلوه کند، اما در واقع اوج اخلاص و صدق در بیان یک خواست قلبی است. مردی که اسبش در خطر است، با تمام وجود و نه از سر تعارف، بلکه با صداقت تمام اعلام می‌کند که حاضر است تمامی حرم (خانواده) و دارایی‌اش را از دست بدهد؛ بگذار غارتگران هر آنچه دارد ببرند، فقط آن اسب برایش بماند.

مولانا در این داستان، به خوبی به ما نشان می‌دهد که چگونه یک شیء، در اینجا یک اسب، می‌تواند تا سرحد جان برای کسی ارزش پیدا کند. این «تکلف نیست، نی تزویری است» که التماس‌کننده می‌گوید، کلید درک این بیت است. او ریا نمی‌کند؛ خواسته‌اش برخاسته از عمق وجود اوست، هرچند که ممکن است برای دیگران قابل فهم نباشد یا حتی ملامت‌برانگیز.

این صحنه یادآور این نکته مهم است که تعلقات انسان همیشه تابع منطق متعارف و ارزش‌گذاری‌های اجتماعی نیست. گاهی یک چیز، نه به خاطر ارزش مادی‌اش، بلکه به دلیل پیوندی عمیق و غیرقابل توضیح، برای فرد حیاتی می‌شود. اینجاست که مولانا با ظرافت خاص خود، به ژرفای نفس آدمی راه می‌یابد و تفاوت میان تعلقات سطحی و آن‌هایی که با «جان» گره خورده‌اند را به تصویر می‌کشد. همانطور که در مواضع دیگر می‌فرماید: «از زن و زر و عقارم صبر هست / این تکلف نیست، نی تزویری است.» این سخن نشان از اولویت‌بندی بی‌پرده و صریح اوست، اولویت‌بندی‌ای که از محاسبه و سوداگری به دور است و از سرِ صدقِ یک دلِ وابسته برمی‌خیزد. مولانا با این داستان‌های جزئی، ما را به تأمل در باب «ارزش» و «اولویت» در زندگی فرامی‌خواند و نشان می‌دهد که چگونه در لحظات بحرانی، پرده از روی ترجیحات حقیقی انسان برداشته می‌شود.

نکات کلیدی

  • شدت تعلق خاطر انسان به یک شیء خاص می‌تواند از هر معیار متعارفی فراتر رود.
  • صداقت در بیان خواسته‌های درونی، حتی اگر غیرمتعارف باشد، از تزویق و ریا باارزش‌تر است.
  • این بیت نشان می‌دهد که مولانا به تحلیل روان‌شناختی تعلقات انسانی، بدون قضاوت اخلاقی، علاقه‌مند است.
  • ارزش حقیقی یک چیز برای فرد، ممکن است با ارزش مادی یا اجتماعی آن کاملاً متفاوت باشد.

Sources: d6-s75 · 01:18:58 d6-s75 · 01:20:29

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.