Leggi Libro 6 Riguardo al fatto che questo inganno non era solo dell'Indù, ma ogni essere umano è affetto da tale inganno in ogni fase, eccetto chi Dio protegge. Distico 344

M6:344 — صورتی را چون بدل ره می‌دهند / از ندامت آخرش ده می‌دهند

صورتی را چون بدل ره می‌دهنداز ندامت آخرش ده می‌دهند
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:344

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هنگامی که انسان به شکلی از امور دنیوی دل می‌سپارد، / سرانجام از سر پشیمانی آن را با ده انگشت پس می‌زند (ده می‌دهد). معنا: این بیت تجربهٔ رایج انسان را در دل‌بستن به ظواهر و لذات فانی دنیا شرح می‌دهد که در نهایت به بیدار شدن از توهم و طرد آن دل‌بستگی‌ها از سر ندامت منجر می‌شود.

شرح

این بیتِ عمیقِ مثنوی، از آن دست حکمت‌هایی است که مولانا در باب سرشت ناپایدار دل‌بستگی‌های بشری به «صور» و «ظواهر» عالم می‌سراید. می‌فرماید هر صورتی، هر شکلی، هر دل‌بستگی‌ای، هر لذت و شیرینی‌ای که آدمی از سرِ هوس به دل خویش راه می‌دهد و بدان متعلق می‌شود، سرانجام کار، پس از آشکار شدن تلخی‌ها و ناکامی‌هایش، مورد «ده‌دادن» قرار می‌گیرد. این «ده‌دادن» که مولانا بارها در مثنوی به کار می‌برد، تعبیری است از پس زدن چیزی با تمام توان، طرد کردنش با ده انگشت، به تمسخر گرفتنش و در نهایت از بی‌ارزش شمردنش. دلِ فریب‌خورده در نهایت می‌گوید: «ای کاش هرگز دنبال این شیرینیِ هوسناکانه نرفته بودم تا اکنون این تلخیِ ناکامانه را نمی‌چشیدم.»

این حکایت، روایتِ حالِ کسانی است که هنوز در میانهٔ راهِ سلوکند، قدمی راسخ و صدقی قاطع ندارند؛ دائم در رفت و آمدند، توبه می‌کنند و توبه می‌شکنند، یک قدم پیش می‌نهند و یک قدم پس می‌کشند. از نظر مولانا، اینان در حقیقت «درجا می‌زنند» و به جایی نمی‌رسند. مولانا این وضعیت را با تمثیل جاودانهٔ پروانه و آتش تبیین می‌کند. پروانه، آتشِ سوزان را از دور، به خیال «نور» می‌بیند و با طمعِ سود و جذبهٔ نسیان، خود را به آن می‌زند. بال‌هایش می‌سوزد، رنجور و گریان فرار می‌کند؛ اما به دلیل نداشتن حافظه —آنچنان که در باور قدما بود— یادش می‌رود که این نور نبود، بلکه نار بود. دوباره طمع و فراموشی، او را به سمت همان آتش می‌کشاند، و این دور باطل تا جایی ادامه می‌یابد که اگر پروانه به بخت نیک از سوختن کامل رهایی یابد، تازه آن زمان، با عقلی که شاید کار افتاده باشد، آتش را «ده می‌دهد» و می‌گوید: «تو سوزنده‌ای و مرا روشن نمی‌کنی.»

این بیت بر معرفت کلیدی «بی‌صورتی» در مثنوی تأکید دارد. مشکل آدمی در گرویدن به «صورت‌ها» است؛ صورت‌هایی که ماهیتی گذرا و فانی دارند و از بی‌صورتیِ حق دورند. هر دل‌بستگی‌ای به این صورت‌ها، ناگزیر به رنج و ندامت می‌انجامد، چرا که آنچه اصالت دارد و سرچشمهٔ هستی است، از قید صورت‌ها رهاست. این تجربهٔ ندامت و طرد، تفاوت عمیقی با آن «دعای بی‌خودان» دارد که مولانا در جای دیگر شرح می‌دهد؛ حالتی که سالک از خودیِ خویش فانی شده و از درخواست و خواهش نیز گذشته است، چه رسد به ندامت از آنچه خواسته.

بد نیست در اینجا اشاره کنم که زیست‌شناسان و تکامل‌گرایان در باب رفتار پروانه و تمایلش به خودسوزی در آتش، پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند؛ چرا که این رفتار، آشکارا «ضد بقا» و «غیر تکاملی» است و با اصل بقای «اصلح» در تضاد است. این بحث‌های علمی نیز جایگاه خود را در فهم ابعاد حیرت‌انگیز خلقت دارند و نشان می‌دهند که حتی تمثیل‌های عارفانه تا چه حد می‌توانند به بحث‌های عمیق هستی‌شناسانه و علمی راه گشایند.

نکات کلیدی

  • دل‌بستگی به لذات و ظواهر دنیوی، پایانی جز پشیمانی و طرد آن ندارد.
  • تعبیر «ده‌دادن» نمادی از نفی و رد قاطع چیزی است که پیشتر مشتاقانه پذیرفته شده بود.
  • چرخهٔ توبه و توبه‌شکنی، نتیجهٔ نداشتن قدم صدق و بی‌ثباتی در راه سلوک است.
  • تمثیل پروانه و آتش، نمایانگر فریب‌خوردگی انسان توسط ظواهر فریبنده و نسیانِ عواقب آن است.
  • ریشهٔ این پشیمانی، دلبستن به «صورت‌ها» است؛ در حالی که رهایی در اتصال به «بی‌صورتی» است.

Sources: d6-s09 · 00:09:13 d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:11:22 s09 [04:40]

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.