Leggi Libro 6 Il rimprovero di Yusuf il Veritiero (pace su di lui) con l'imprigionamento per alcuni anni a causa della sua richiesta di aiuto a qualcun altro che a Dio, e il suo dire: "Ricordami presso il tuo signore", con la sua conferma. Distico 3469

M6:3469 — جوز پوسیده‌ست دنیا ای امین / امتحانش کم کن از دورش ببین

جوز پوسیده‌ست دنیا ای امینامتحانش کم کن از دورش ببین
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3469

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این دنیا همچون گردویی پوسیده است، ای انسان امین (یا ای حافظ ایمان). آزمودنش را بس کن و از دور به آن بنگر (و عبور کن). معنا: مولانا به انسان هشدار می‌دهد که ظاهر فریبنده دنیا در باطن تهی و بی‌ارزش است؛ پس باید با بصیرت از دور به آن نگریست و از وسوسه‌هایش دوری گزید.

شرح

مولانا با بصیرت خاص خود، به ما می‌آموزد که فریب ظواهر این جهان را نخوریم. او دنیا را به «جوز پوسیده» تشبیه می‌کند؛ گردویی که از بیرون سالم و فریبنده می‌نماید، اما وقتی آن را می‌شکافی، می‌بینی مغزی ندارد و از درون پوسیده است. این بیان، در ادامهٔ حکایت خوارزمشاه و اسبش می‌آید؛ جایی که عمادالملک، عیب پنهانی در اسب آشکار می‌کند و شاه را از شیفتگی آن بازمی‌دارد. نکته اینجاست که دیدِ عمادالملک «چشم مآل» بود، یعنی نگاه به فرجام و باطن، در مقابل «چشم حال» که تنها ظاهر را می‌بیند. من بارها گفته‌ام که عقل و دوراندیشی همین است: دیدن پایان کار از همان آغاز. کسی که فقط به ظاهر می‌نگرد و به شتاب داوری می‌کند، هرگز عاقل نیست. او گول «فریب فاتر» و سست دنیا را می‌خورد.

این «جوز پوسیده» تنها به مال و مقام و شهرت محدود نمی‌شود، نه! صددرصد بله، بسیاری از علوم و دانستنی‌های این جهانی نیز همین‌گونه‌اند. انسان ابتدا شیفته و مفتون آن‌ها می‌شود، اما وقتی به عمقشان می‌رود، درمی‌یابد که میان‌تهی‌اند و مغزی ندارند. دقیقاً به همین دلیل است که مولانا می‌فرماید: «امتحانش کم کن از دورش ببین». یعنی حتی با آن درگیر نشو، نخواهی که آن را بیازمایی، بلکه از دور به آن نگاهی بینداز و عبور کن، چراکه من به تو می‌گویم که این گردو مغز ندارد. این نگاه عمیق و فارغ از فریفتگی، در کلام پیامبران هم هست که دنیا را «جیفه» (مردار) خوانده‌اند.

همین وسوسه و فریب‌کاری دنیاست که شیطان در لحظهٔ مرگ، مانند یک «دیو دلال»، سراغ انسان می‌آید و می‌کوشد ایمانش را به بهای یک «ابریق آب» (ظرفی آب) بفروشد. در حالی که آن آب، خود خیالی بیش نیست و وجود خارجی ندارد. مولانا با تیزبینی نشان می‌دهد که چگونه خیالات و وعده‌های فریبنده، ابتدا چون ماه شب چهارده کامل می‌نمایند، اما سرانجام به هلالی باریک و ناچیز تبدیل می‌شوند و محو می‌گردند. اگر ما در حال سلامت و قدرت عقل، این‌گونه فریب «گردوی پوسیده» را می‌خوریم و گوهرهای گران‌بهای عمر و ایمانمان را به ازای گردکان (گردو) معامله می‌کنیم، بسیار طبیعی است که در تنگنای احتضار، فریب شیطان را بخوریم. درس مولانا این است که چشم خود را به چشم خسان (مردمان حقیر) نسپاریم، بلکه با بصیرت و نگاه دوراندیشانه، حقیقت را نظاره کنیم.

نکات کلیدی

  • دنیا در باطن تهی و بی‌ارزش است، گرچه ظاهری فریبنده دارد و باید به بصیرت به آن نگریست.
  • عقل حقیقی، همان دوراندیشی است؛ توانایی دیدن فرجام امور از همان آغازشان.
  • فقط مال و منصب نیست؛ بسیاری از علوم و جذابیت‌های دنیوی نیز در نهایت مانند «گردوی پوسیده»اند و تهی.
  • مولانا بر «دید خود» و نگاه از سر بصیرت تأکید می‌کند و از فریب خوردن توسط ظواهر و «چشم خسان» برحذر می‌دارد.
  • ایمان حقیقی نباید در لحظات سختی یا به خاطر وسوسه‌های زودگذر و خیالی فروخته شود، چراکه آن وعده‌ها پوچ‌اند.

Sources: d6-s77 · 28:48:00 d6-s77 · 41:44:00 d6-s77 · 42:30:00 d6-s77 · 43:42:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.