Leggi Libro 6 Il rimprovero di Yusuf il Veritiero (pace su di lui) con l'imprigionamento per alcuni anni a causa della sua richiesta di aiuto a qualcun altro che a Dio, e il suo dire: "Ricordami presso il tuo signore", con la sua conferma. Distico 3502

M6:3502 — گفت سلطان اسپ را وا پس برید / زودتر زین مظلمه بازم خرید

گفت سلطان اسپ را وا پس بریدزودتر زین مظلمه بازم خرید
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3502

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سلطان فرمان داد: «این اسب را بازگردانید! سریع‌تر مرا از این گناه و ستمی که بر گردنم خواهد افتاد، رهایی بخشید.» معنا: سلطان پس از آنکه پی به فریبِ مردِ حیله‌گر برد، دستور می‌دهد اسب را بازگردانند تا از پیامد گناه و ستمی که متوجه او می‌شد، برکنار بماند.

شرح

این بیت از آن بخش‌های مثنوی است که ظاهراً ساده می‌نماید، اما مولانا از خلال آن پرده از حقایق عمیق هستی‌شناختی و الاهیاتی برمی‌دارد. در این داستان، سلطان ابتدا فریب می‌خورد و سر گاو را بر اسب نمی‌شناسد، سپس به یکباره از غفلت درآمده و ماهیتِ فریب را درمی‌یابد. فرمان او برای بازگرداندن اسب و رهایی از «مظلمه»، یعنی از بار گناه و ستمی که دامنگیر او می‌شد، نقطهٔ آغاز تأمل است.

نکتهٔ کانونی اینجاست که مولانا بلافاصله می‌پرسد: «آخه این شاه یه دفعه پیش خودش فکر نکرد یه ذره که یعنی چی که سر گاو گذاشتن روی اسب؟» این پرسش بنیادین، اشاره به پدیده‌ای وسیع‌تر دارد: اینکه گاه خداوند چشم دل ما را بر حقایق می‌بندد یا از آن غافل می‌سازد. غفلتی که سلطان را در ابتدا کور کرده بود تا این تناقض آشکار (سر گاو بر اسب) را نبیند، تنها یک حادثهٔ تصادفی نیست. بلکه می‌توان آن را تجلی «مکر حق» دانست که در قرآن نیز به آن اشاره شده: «و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین». خداوند در این عالم، نه فقط دفع مکر مکاران می‌کند، بلکه خود «مکار» است، یعنی گاهی حقیقت را واژگونه می‌نمایاند یا پرده‌ای بر چشم جان می‌کشد تا حکمتی بزرگ‌تر متحقق شود. او سحر حلال می‌کند، قبض و بسط بر دل‌ها می‌آورد، چشمی را می‌بندد و چشمی را می‌گشاید.

این «مکر حق» در واقع نوعی صحنه‌گردانی الهی است. عالم، صحنهٔ بازی و عمل اوست و ما، گرچه فاعل و مسئول افعال خویشیم، اما در چرخهٔ تقدیری بزرگ‌تر جای گرفته‌ایم. مولانا در اینجا به عظمت «شهره‌زاو» یعنی خداوند، معمار این جهان، اشاره می‌کند که «ابدان را مناسب ساخته» و هر عضوی را در جای خود آفریده است. چگونه ممکن است چنین معماری، «بر جسم اسب او عضو گاو» بگذارد؟ این تناقض، خود راهی است به معرفت که فریب نیز در قلمرو ارادهٔ اوست، تا سرانجام به آگاهی و بصیرت بیانجامد. این قبض و بسط‌های الهی است که دل‌ها را می‌گرداند، گاهی ماه را چون کابوسی می‌نمایاند و گاه قعر چاه را چون روضه‌ای دلگشا. پیامبر نیز با گفتن «رب ارنا الاشیاء کما هی» از همین سحر حلال الهی رهایی می‌جست و درخواست حقیقت بی‌پرده می‌کرد.

این بیت، یادآور آن است که در پس هر ظاهربینی و هر فریب، دست پنهان تدبیر الهی در کار است که ما را از غفلت به بیداری و از جهل به معرفت رهنمون می‌شود. مظلمهٔ آن مرد حیله‌گر، در ابتدا بر چشم سلطان سایه افکنده بود، اما نهایتاً به ابزاری برای کشف حقیقت و حکمت بدل گشت.

نکات کلیدی

  • ظواهر امور ممکن است ما را فریب دهند و پشت هر رویدادی، تدبیر پنهان الهی در کار است.
  • غفلت از حقایق گاهی خواست خداوند است، بخشی از «مکر حق» برای رسیدن به حکمتی بالاتر.
  • خداوند معمار بزرگ عالم است؛ تناقض در خلقت ظاهری، نشانه‌ای است برای بیداری باطنی.
  • «قبض و بسط» (بستن و گشودن) چشم دل، از ویژگی‌های تدبیر الهی است که ادراک ما را شکل می‌دهد.
  • حتی فریب و نادرستی ظاهری نیز می‌تواند ابزاری برای رشد و کشف حقیقت باشد.

Sources: d6-s77 · 52:45 d6-s77 · 29:24 d6-s77 · 44:50

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.