Leggi Libro 6 Il signore disse in sogno al mediatore l'ammontare del debito di quell'amico che era venuto, e indicò il luogo dove l'argento era stato sepolto, e mandò un messaggio agli eredi di non considerarlo molto e di non riprenderne nulla, e anche se non ne accettava nulla o ne accettava solo una parte, di lasciarlo lì affinché chiunque volesse lo prendesse, perché 'ho fatto voti a Dio che nemmeno un grano di quell'argento sarebbe tornato a me o ai miei familiari', ecc. Distico 3533

M6:3533 — که وفای وام او هستند و بیش / تا که ضیفم را نگردد سینه ریش

که وفای وام او هستند و بیشتا که ضیفم را نگردد سینه ریش
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3533

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن (گوهرها و زر و سیم) برای وفای وام او (آن مهمان) است و حتی بیشتر از آن، تا سینهٔ مهمان من آزرده نشود. معنا: این بیت بیانگر وصیت سخاوتمندانهٔ یک مرد ثروتمند درگذشته است که ثروتی فراتر از وام یک دوست نیازمند کنار گذاشته تا او را از هرگونه رنجش و شرمندگی برهاند.

شرح

ما در این بیت، در ادامهٔ داستانی قرار داریم که حکایت از سخاوت بی‌کران و فرازمانی یک مرد ثروتمند دارد که پس از مرگش نیز، دغدغهٔ خاطر دوستان و وام‌دارانش را از یاد نبرده است. خواجه‌ای درگذشته، در عالم رؤیا به یک واسطه پیغام می‌دهد و محل گنجینه‌ای از زر و گوهر را نشان می‌دهد که برای ادای دین دوست نیازمندش کنار نهاده است.

نکتهٔ کلیدی در این بیت، آن «بیش» است که مولانا بر آن تأکید می‌ورزد: «که وفای وام او هستند و بیش». یعنی نه فقط به اندازهٔ وام آن دوست، بلکه فراتر از آن، مال و ثروت کنار گذاشته است. این «بیش» نشانه‌ای از سخاوت متعالی و بی‌حدومرز است. این بخشش، فقط یک ادای دین خشک و خالی نیست؛ یک عطیهٔ سرشار است که کرامت نفس دهنده و گیرنده را پاس می‌دارد.

«تا که ضیفم را نگردد سینه ریش». این جمله اوج دغدغهٔ اخلاقی مولانا را به تصویر می‌کشد. هدف تنها پرداخت وام نیست، بلکه هدف متعالی‌تر این است که آن «ضیف»، آن مهمان نیازمند، حتی اندکی «سینه ریش» نشود. «سینه ریش شدن» در فرهنگ ما کنایه از آزرده‌خاطر شدن، رنج کشیدن، یا شرمنده گشتن است. خواجهٔ درگذشته با این کلام، نشان می‌دهد که تا چه حد به کرامت انسانی و حفظ آبروی دوستش اهمیت می‌دهد. این دغدغه، دغدغهٔ یک عارف است که از حد قوانین خشک و حسابگری‌های صرفاً مادی فراتر می‌رود.

در اینجا، من باید به تمایز میان نگاه فقهی و نگاه عرفانی اشاره کنم. در فقه اسلامی – دست کم در فقه شیعی و گمان قوی دارم در اهل سنت نیز چنین است – شخص نمی‌تواند بیش از یک سوم اموال خود را برای غیر وارثان وصیت کند و همچنین، پرداخت بدهی‌ها مقدم بر هر وصیتی است. اما مولانا، در اینجا، با یک خواب، تمام ثروت خواجه را در مسیر یک خیر اخلاقی قرار می‌دهد و می‌گوید او نذرها با ذوالجلال کرده بود که هیچ حبه‌ای از این مال به او و متعلقانش بازنگردد. این از نظر فقهی ممکن است فاقد «حجیت» باشد، زیرا وصیت بر تمام اموال نافذ نیست و خواب نیز دلیل فقهی به شمار نمی‌آید. اما مولانا این را بیان می‌کند تا بر بُعد اخلاقی، معنوی و وفای به عهد تأکید کند. آنچه در اینجا «حجت» می‌یابد، نه قانون خشک، که عهد درونی با خداوند و دغدغهٔ بی‌کران برای آسایش روح دیگری است. خواجه چنان نذری کرده که هیچ برگشتی در کار نیست، حتی اگر گیرنده نخواهد، مال همچنان متعلق به اوست و وارثان را نیز از تصرف در آن منع می‌کند. این رویکرد، تجلی نگاهی است که حقیقت را در فراسوی چارچوب‌های صرفاً ظاهری و قانونی می‌بیند و ارادهٔ باطنی را بر شکل ظاهری تفوق می‌بخشد.

نکات کلیدی

  • سخاوت متعالی و فراتر از حدود مادی و قانونی.
  • اهمیت حفظ کرامت و رفع آزرده‌خاطری شخص دریافت‌کنندهٔ کمک.
  • وفای به عهد باطنی و نذر به خداوند، حتی پس از مرگ.
  • برتری دغدغه‌های اخلاقی و معنوی بر ملاحظات صرفاً فقهی.
  • ثروت به مثابه ابزاری برای تحقق نیت‌های پاک و آرامش‌بخش.

Sources: d6-s78 · 46:00:00 d6-s78 · 47:22:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.