Leggi Libro 6 Il signore disse in sogno al mediatore l'ammontare del debito di quell'amico che era venuto, e indicò il luogo dove l'argento era stato sepolto, e mandò un messaggio agli eredi di non considerarlo molto e di non riprenderne nulla, e anche se non ne accettava nulla o ne accettava solo una parte, di lasciarlo lì affinché chiunque volesse lo prendesse, perché 'ho fatto voti a Dio che nemmeno un grano di quell'argento sarebbe tornato a me o ai miei familiari', ecc. Distico 3540

M6:3540 — قیمت آن را نداند جز ملوک / فاجتهد بالبیع ان لا یخدعوک

قیمت آن را نداند جز ملوکفاجتهد بالبیع ان لا یخدعوک
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3540

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ارزش آن را کسی جز شاهان نمی‌شناسد؛ پس در فروختن بکوش تا تو را فریب ندهند. معنا: این بیت دربارهٔ ارزش بی‌اندازهٔ گوهرهای نهفته‌ای است که جز پادشاهان کسی قدر آن را نمی‌داند و بر کسی که مسئول فروش آن است تأکید می‌کند که در معامله هوشیار باشد تا گول نخورد.

شرح

این بیت، که در ادامهٔ داستان خواجهٔ درگذشته و وصیت او در خواب به پایمرد می‌آید، اشاره به گوهرهای گران‌بهایی دارد که خواجه برای ادای دین دوست غریبش پنهان کرده بود. خواجه در خواب به این پایمرد وصیت می‌کند که این گنجینهٔ عظیم را که تنها ملوک و شاهان قادر به درک ارزش حقیقی آن هستند، با نهایت دقت و هوشیاری به فروش رساند. این توصیه تنها یک پند اخلاقی نیست، بلکه حاوی نکات دقیق فقهی و حقوقی‌ست که مولانا در دل یک داستان عارفانه گنجانده است.

مولانا در اینجا بلافاصله به مسئلهٔ «بیع غرری» می‌پردازد؛ یعنی معامله‌ای که در آن یکی از طرفین از عدم آگاهی دیگری سوءاستفاده کرده و او را فریب می‌دهد. او این را به سنت نبوی پیوند می‌زند، جایی که رسول اکرم (ص) برای جلوگیری از «غرر» و فریب‌خوردگی، اختیاراتی را در بیع قرار داده‌اند. از جمله این اختیارات، «خیار مجلس» و به‌ویژه «خیار حیوان» و «خیار غبن» است که مشتری را قادر می‌سازد تا پس از معامله نیز در صورت بروز شرایطی، معامله را فسخ کند. مولانا به‌صراحت به «سه روز اختیار» اشاره می‌کند، که مشتری می‌تواند کالایی را تحویل بگیرد و تا سه روز مهلت داشته باشد که در مورد آن بیندیشد و در صورت عدم رضایت یا کشف عیبی، آن را بازگرداند. این نه تنها حکمت شرعی، بلکه یک اصل عمیق اخلاقی در روابط انسانی و اقتصادی‌ست: محافظت از ضعیف‌تر در معامله و جلوگیری از سودجویی.

بدین‌سان، این بیت که در ظاهر دربارهٔ معاملات مادی و گرانبهاست، در باطن درسی از اخلاق فقهی و حقوق اقتصادی اسلامی به دست می‌دهد؛ اینکه حتی در امور دنیوی نیز باید امانت‌داری و انصاف را رعایت کرد و از فریب و حیله دوری جست. این نشان می‌دهد که در منظومه فکری مولانا، دنیا و آخرت، فقه و عرفان، جدایی‌ناپذیرند و همهٔ اینها باید تحت لوای اخلاق الهی قرار گیرند.

نکات کلیدی

  • حتی در معاملات مادی، شناخت دقیق ارزش کالا و پرهیز از فریب حیاتی است.
  • مولانا فقه و اخلاق را به هم می‌آمیزد و اصول معاملات را از سنت نبوی استخراج می‌کند.
  • مفهوم «غرر» (فریب در معامله) و «خیارات» (اختیار فسخ معامله) از آموزه‌های کلیدی در معاملات اسلامی است.
  • حفظ حقوق ضعفا و جلوگیری از سوءاستفاده در نظام اقتصادی مولانا جایگاه والایی دارد.

Sources: d6-s78 · 47:22 d6-s78 · 50:00 d6-s78 · 53:30

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.