Leggi Libro 6 Spiegazione della richiesta di aiuto del mistico alla fonte della vita eterna e della sua autosufficienza dalla richiesta di aiuto e dall'attrazione dalle fonti d'acqua infedeli, di cui il segno è il distacco dalla dimora dell'inganno, poiché quando l'uomo si affida agli aiuti di quelle fonti, diventa sempre debole nel cercare la fonte duratura. Un qanat dentro la tua anima è necessario, affinché le cose prese in prestito non ti aprano una porta. Una fonte d'acqua da dentro casa è meglio di un ruscello che viene da fuori. Distico 3614

M6:3614 — هی بیا من طمعها دارم ز تو / گویدش رو رو که بیزارم ز تو

هی بیا من طمعها دارم ز توگویدش رو رو که بیزارم ز تو
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3614

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: انسان فریب‌خورده به شیطان می‌گوید: «هی بیا، من از تو امیدها دارم.» شیطان در جواب می‌گوید: «رو، رو که از تو بیزارم.» معنا: این بیت اوج درماندگی انسان فریب‌خورده و بی‌رحمی شیطان است؛ در لحظهٔ خطر، شیطان از وعده‌های خود می‌گذرد و از انسان تبری می‌جوید و او را تنها می‌گذارد.

شرح

این بیت، اوج تراژدی فریب‌خوردگی انسان را به تصویر می‌کشد، هنگامی که شیطان به او وعده‌های دروغین داده و او را به میدان خطر فرستاده است. مثنوی به ما می‌آموزد که این جهان، «دارالغرور» است، سرزمینی که اساساً برپایهٔ خدعه و فریب بنا شده است. زشتی‌ها در چشم ما زیبا جلوه می‌کنند و نفس اماره، که خود شیطان است، راهبر این فریب می‌شود.

شیطان به آدمی نزدیک می‌شود، همان‌طور که در قرآن کریم هم آمده است، و او را به ناسپاسی و کفران ترغیب می‌کند. او زشتی‌ها را در نگاه انسان می‌آراید و به او وعده‌هایی دروغین می‌دهد: «من تو را یاری خواهم داد، با تو هستم، در خطرها پیشاپیش تو خواهم رفت. گاهی سپر تو می‌شوم، گاهی تیرت. یار و یاور تو در تنگنا هستم و جانم را فدایت می‌کنم؛ تو رستم هستی، شیری هستی، پس مردانه باش!» این چنین بادی در آستین آدمی می‌اندازد، دلش را شیر می‌کند و او را به دل خطرها می‌فرستد.

اما فاجعه آنجاست که خطر واقعی رخ می‌نماید. در این لحظه، شیطان بی‌هیچ درنگی پشت می‌کند. آنگاه که انسان قدم در خندق بلا نهاده و چاره‌ای جز فریاد ندارد، شیطان با قاه‌قاه خنده برمی‌خیزد، به مسخره‌اش می‌گیرد و به او پشت می‌کند. در اینجاست که انسان فریب‌خورده، که خود را در چاه خطر یافته، با التماس رو به شیطان می‌کند و می‌گوید: «هی بیا! من از تو طمع‌ها دارم.» اما شیطان بی‌اعتنا و بی‌رحمانه پاسخ می‌دهد: «رو رو که بیزارم ز تو!»

این بیزاری شیطان، نکته‌ای کلیدی دارد. او در توجیه کار خود می‌گوید: «تو از عدل کردگار نترسیدی، اما من می‌ترسم! پس دست از من بدار.» این اعتراف، عمق پستی شیطان را نشان می‌دهد؛ او نه از سر دلسوزی، که از ترس مجازات الهی، از قربانی خود تبرّی می‌جوید و می‌گریزد. از نظر مولانا، در روز قیامت، هم فاعل (فریب‌کار) و هم مفعول (فریب‌خورده) در این معامله زیانکارند. هر دو «رو سیاه‌اند و حریف سنگسار»، و در «بئس المهاد» یعنی بدترین جایگاه قرار می‌گیرند. این سرانجام نهایی کسانی است که به جای دست آویختن به دامن مردان حق، به وعده‌های پوچ شیطان دل می‌بندند و در سرای فریب، خود را به دست نیرنگ می‌سپارند.

نکات کلیدی

  • دنیا «دارالغرور» است: سرزمینی پر از فریب و نیرنگ که زشتی‌ها را زیبا نشان می‌دهد.
  • فریب‌کاری شیطان با وعده‌های دروغین آغاز می‌شود: او انسان را به سوی گناه می‌کشاند و خود را حامی او معرفی می‌کند.
  • نقطهٔ اوج فریب، لحظهٔ پشت کردن شیطان است: وقتی خطر واقعی فرامی‌رسد، او قربانی خود را رها می‌کند و به مسخره‌اش می‌گیرد.
  • اعتراف شیطان به ترس از عدل الهی: او نه از سر دلسوزی، که از ترس مجازات، از فریب‌خورده تبرّی می‌جوید.
  • سرنوشت مشترک فاعل و مفعول فریب: در قیامت، هم فریب‌کار و هم فریب‌خورده، هر دو رو سیاه و مجازات‌خواهند بود.

Sources: d6-s80 · 00:02:22 d6-s80 · 00:03:34 d6-s80 · 00:05:06 d6-s79 · 56:03:33

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.