Leggi Libro 6 Videro nel palazzo di questa fortezza ricca di immagini il ritratto della figlia dell'Imperatore della Cina, e tutti e tre svennero, cadendo in tentazione e cercando di scoprire chi fosse quella persona. Distico 3778

M6:3778 — نک در افتادیم در خندق همه / کشته و خستهٔ بلا بی ملحمه

نک در افتادیم در خندق همهکشته و خستهٔ بلا بی ملحمه
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3778

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اکنون همگی در گودالی افتاده‌ایم، کشته و زخمیِ بلا، بی‌آنکه جنگی رخ داده باشد.

معنا: این بیت از زبان جوانانی روایت می‌شود که به دلیل بی‌توجهی به راهنمایی‌های حکیمانه، خود را در چاه بلا گرفتار دیده‌اند، زخم‌خورده از مصیبتی که بدون هیچ نبردی، تنها به سبب کج‌اندیشی خودشان دامنگیرشان شده است.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن جوانانی می‌آید که از پدر و شاه خود سرپیچی کرده‌اند و اکنون به عواقب کارشان واقف شده‌اند. من می‌دانم که این بیت، تصویری از فرو افتادن در چاله‌ای بزرگ، در یک «خندق» است؛ واژه‌ای که خود از «کنده» فارسی به عربی رفته و سپس باز به زبان ما بازگشته است، همچون «زیبق» که همان «جیوه» است. اما نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینجاست: «کشته و خستهٔ بلا بی ملحمه». «خسته» در اینجا به معنای مجروح است، و «بی ملحمه» یعنی بدون آنکه جنگی در گرفته باشد. این اعتراف، قلب پیام بیت است.

آنچه آنان را در این ورطه افکنده، نبرد بیرونی نبوده، بلکه نبرد درونی و خطای درونی بوده است. درست بعد از این بیت، مولانا دلیل اصلی این بلا را آشکار می‌کند: «تکیه بر عقل خود و فرهنگ خویش / بودمان تا این بلا آمد به پیش». اینجاست که من تاکید می‌کنم، این یکی از اصلی‌ترین درس‌های این بخش از مثنوی است: تکیهٔ بی‌چون و چرای بر عقل خویش.

عقل آدمی، با همه نفاست و گران‌بهایی‌اش، میوه‌ای است رسیده که دشمنان بسیاری دارد. چه کسی می‌تواند تضمین کند که عقلش سالم، کامل و بری از بیماری و نقص است؟ آیا این عقل، بردهٔ عواطف، منافع یا پیش‌داوری‌ها نیست؟ عارفان و پیامبران، بیش از آنکه به آزادی سیاسی فکر کنند، به آزادی خرد می‌اندیشیدند. خردی که اسیر نفس و تمایلات نباشد. ما گاهی دموکراسی‌ها را ازدحام عقول می‌پنداریم، حال آنکه غالباً ازدحام نفوس و تمایلات‌اند، و لذا در بهترین حالت «بهترین بدها» محسوب می‌شوند، نه آنکه به بهترین مقاصد برسند.

بنابراین، این جوانان زخم‌خورده و اسیر بلا، بدون آنکه دست به جنگی بزنند، تنها با تکیه بر عقل معیوب و برده‌شدهٔ خویش، خود را در این گودال افکنده‌اند. این حکایت، دعوتی است به فراتر رفتن از اعتماد مطلق به «عقل خود»، و گشودن چشم‌ها به راهنمایی‌هایی که فراتر از محدودهٔ تنگ بینش فردی عمل می‌کنند، و این مهمترین نتیجه‌گیری است: «سایهٔ رهبر به است از ذکر حق».

نکات کلیدی

  • این بلا از درون می‌جوشد: مصیبت آنان بیرونی و از نبرد نیست، بلکه نتیجهٔ اشتباه درونی و خودفریبی است.
  • فریبندگی عقل خویش: تکیهٔ بی‌چون و چرا بر «عقل خود»، بدون در نظر گرفتن بیماری‌ها، نقص‌ها و اسارت آن به دست هوای نفس، راهگشا نیست.
  • آزادی خرد: پیامبران و راهنمایان الهی در پی آزادی عقل از بندگی عواطف و منافع بوده‌اند، نه فقط آزادی سیاسی.
  • عقل میوه‌ای ظریف: عقل انسانی، با همهٔ ارزشش، همچون میوه‌ای رسیده است که اگر مراقبت نشود، آسیب‌پذیر و در معرض آفت‌هاست.
  • نیاز به راهبر: برای رهایی از این «خندق» خودساخته، انسان به هدایت یک راهبر دانشمند نیاز دارد که فراتر از بینش محدود خود عمل کند.

Sources: d6-s84 · 03:18:18 d6-s84 · 03:20:00 d6-s84 · 03:26:37 d6-s84 · 03:28:40 d6-s84 · 03:30:00 d6-s84 · 03:51:50

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.