Leggi Libro 6 Videro nel palazzo di questa fortezza ricca di immagini il ritratto della figlia dell'Imperatore della Cina, e tutti e tre svennero, cadendo in tentazione e cercando di scoprire chi fosse quella persona. Distico 3795

M6:3795 — ترک مکر خویشتن گیر ای امیر / پا بکش پیش عنایت خوش بمیر

ترک مکر خویشتن گیر ای امیرپا بکش پیش عنایت خوش بمیر
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:3795

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای امیر، از مکر و خودخواهی خویش دست بردار؛ در برابر لطف و عنایت الهی گام عقب بنه و خشنود بمیر. معنا: این بیت به انسان توصیه می‌کند که از تدبیرها و چاره‌جویی‌های خود دست کشیده و کار را به عنایت الهی بسپارد تا به آرامش و رضایت درونی دست یابد.

شرح

این بیت، چکیده‌ٔ یک آموزهٔ بنیادی در مثنوی و بلکه در کل عرفان اسلامی است: «ترک مکر خویشتن» و «پناه بردن به عنایت الهی». مولانا اینجا خطابش به «امیر» است که می‌تواند مراد از فرمانروای نفس یا هر انسانی باشد که سودای رهبری و تدبیر امور خود را دارد. "مکر خویشتن" اشاره به تکیه بر عقل جزوی، خوداندیشی، چاره‌جویی‌های شخصی و تدابیر ذهنی دارد که چه بسا در نهایت انسان را به ورطهٔ گمراهی می‌کشاند. این دقیقاً همان خطایی است که شاهزادگان در داستان پیش از این مرتکب شدند؛ پند پدر (که خود جلوه‌ای از عنایت بود) را نشنیدند و بر عقل و تدبیر خودشان تکیه کردند و در گرداب عشق گرفتار آمدند.

در مقابل این «مکر خویشتن»، مولانا راهکار را در «عنایت» می‌داند. "عنایت" به معنای توجه و لطف خاص خداوند است. این واژه، آن‌چنان که من بارها تأکید کرده‌ام، در دفتر ششم مثنوی بسامد بالایی دارد و محور بسیاری از آموزه‌هاست. حافظ نیز در همین معنا می‌گوید: «آن به که کار خود به عنایت رها کند». یعنی انسان باید از "عمل" دست بشوید و به "فضل" روی آورد.

اما "پا بکش پیش عنایت خوش بمیر" معنای عمیق‌تری دارد. "پا کشیدن" یعنی کناره گرفتن، سکوت کردن و از تکاپوی بیهوده دست شستن. "خوش مردن" نیز نه مرگ فیزیکی، بلکه فنای نفس اماره، مرگ اراده‌های شخصی و خودبینی است. این همان «مُوتُوا قَبْلَ أَن تَمُوتُوا» است، نوعی "محو" شدن در ارادهٔ حق. وقتی نفس بمیرد، انسان از قید رنج‌های ناشی از خودخواهی آزاد می‌شود و زندگی واقعی و رضایتمندانه آغاز می‌گردد. این مردن، مردنی است که شادی‌آور و شیرین است، زیرا انسان را به سوی اصل خویش بازمی‌گرداند.

داستان صدر جهان بخارا که مولانا پس از این ابیات می‌آورد، تمثیل روشن این اصل است. صدر جهان به فقیران کمک می‌کند، اما به شرطی که هرگز از او چیزی نخواهند و از نیازمندی‌های خود سخن نگویند. او خود تشخیص می‌دهد و می‌بخشد. این حکایت، تصویر روشن‌تری از "عنایت" الهی و نحوهٔ رویارویی انسان با آن به دست می‌دهد. خداوند، چونان صدر جهان، از حال بندگان آگاه است و به سکوت و تسلیم ایشان پاداش می‌دهد. من در جای دیگر اشاره کرده‌ام که "قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا / که زبانشان بسته باشد از دعا." اینان عارفانی هستند که از شدتِ قرب و تسلیم، حتی از دعا کردن و خواستن هم خودداری می‌کنند و خود را سراپا تسلیم ارادهٔ حق می‌دانند، چرا که خواستن را نوعی نشانِ جدایی و عدم رضایت تلقی می‌کنند. "پا کشیدن" در برابر عنایت، یعنی دقیقاً همین حالت سکوت، رضایت و پذیرشِ هر آنچه از جانب معشوق می‌رسد. در چنین حالتی است که "خوش می‌میری"؛ یعنی از دغدغه‌های نفسانی رها می‌شوی و حیات ابدی می‌یابی.

نکات کلیدی

  • اعتماد بر عقل و تدبیر خویش، منشأ بسیاری از سقوط‌هاست.
  • راه نجات در "ترک مکر خویشتن" و تسلیم محض به عنایت الهی است.
  • "خوش مردن" کنایه از فنای نفس و اراده شخصی در برابر اراده حق است که به رضایت و شادی می‌انجامد.
  • عنایت الهی بدون طلب و خواهش آشکار نیز شامل حال بندگان می‌شود، به شرط سکوت و تسلیم.
  • برخی اولیا از شدت قرب، از دعا کردن نیز خودداری می‌کنند و خود را به عنایت حق می‌سپارند.

Sources: d6-s85 · 00:02:34 d6-s85 · 00:07:30

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.