Leggi Libro 6 Gli emiri respinsero quella prova con un pretesto fatalistico, e il re rispose loro Distico 408

M6:408 — در تردد مانده‌ایم اندر دو کار / این تردد کی بود بی‌اختیار

در تردد مانده‌ایم اندر دو کاراین تردد کی بود بی‌اختیار
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:408

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما در تردید میان دو کار مانده‌ایم؛ این تردید چگونه می‌تواند بدون داشتن اختیار صورت پذیرد؟ معنا: این بیت تأکید می‌کند که تردید و دو دلی در انتخاب میان کارهای مختلف، خود دلیل قاطعی بر وجود اختیار و اراده در انسان است.

شرح

این بیت در حقیقت، یکی از دلایل قاطع مولانا برای اثبات اختیار انسان است. من همواره بر این نکته تأکید کرده‌ام که در مثنوی، خصوصاً در دفتر ششم که حاصل سالیان پایانی حیات مولاناست، کفهٔ اختیار سنگین‌تر می‌شود. مولانا اینجا به وضوح می‌گوید که تردد و دو دلی ما در انتخاب میان دو یا چند کار، نشانه‌ای بی‌چون و چرا از وجود اختیار در ماست. اگر اختیاری در کار نباشد، اصلاً تردیدی معنا ندارد.

من قبلاً هم به نکته‌ای از اقبال لاهوری اشاره کرده‌ام که می‌گوید چرا ما همواره تنها قدرت قاهرهٔ خداوند را می‌بینیم و از اختیار او غافل می‌مانیم؟ حال آنکه ما، انسان‌ها، بر صورت خداوند آفریده شده‌ایم و اولین چیزی که از او می‌گیریم، همین صفت اختیار است. خداوند مختار است، پس ما هم مختاریم. اختیار، رازآلودترین چیزی است که در هستی انسان وجود دارد، اما وجودش را هرگز نمی‌توان انکار کرد؛ خودِ همین تردید شاهد صدق این مدعاست.

مولانا استدلال خود را با مثال‌هایی روشن‌تر می‌کند: «این کنم یا آن کنم او کی گود / که دو دست و پای او بسته بود؟» کسی که دست و پایش بسته است، هرگز نمی‌گوید این کار را انجام دهم یا آن کار را. چنین کسی اساساً انتخاب و تردیدی ندارد. به همین ترتیب، ما در مورد کارهایی که توانایی انجامشان را نداریم، دچار تردید نمی‌شویم. مثلاً هیچ‌کس تردید نمی‌کند که به هوا بپرد یا به ته دریا برود، چون این‌ها از توان او خارج است. اما تردید می‌کنیم که «موصل روم / یا برای سحر تا بابل روم؟» این تردید دقیقاً به این دلیل است که هر دو گزینه در حیطهٔ قدرت و اختیار ما قرار دارد.

در نهایت، مولانا نتیجه می‌گیرد: «پس تردد را بباید قدرتی / ورنه آن خنده بود بر سبلتی». یعنی تردید و توانایی انتخاب، بدون وجود قدرت و اختیار معنا ندارد؛ در غیر این صورت، مسخره کردن خود است. این تعبیری عمیق است که هر انسانی را وادار می‌کند تا به هستی خود و مسئولیت‌هایش بیندیشد. این تفکر انسان را از افتادن به دام جبرگرایی و فرافکنی گناهانش بر «بخت» یا «قضا و قدر» بازمی‌دارد. مولانا در همین سیاق می‌فرماید: «جرم خود را بر کسی دیگر منه / گوش و هوش خود بدین پاداش ده». مسئولیت افعال ما، همچون فرزندی از جان و تن ما متولد می‌شود و خیر و شرش دامان خودمان را می‌گیرد. نفی اختیار، در حقیقت، نفی خویشتن است؛ چرا که پذیرفتن مسئولیت خویشتن، از دلِ پذیرفتن اختیارمان برمی‌آید.

نکات کلیدی

  • تردید و دو دلی در انتخاب، نشانه‌ای بی‌چون و چرای وجود اختیار در انسان است.
  • اختیار، صفتی الهی است که انسان‌ها به دلیل آفرینش بر «صورت حق»، از آن بهره‌مند شده‌اند.
  • مسئولیت‌پذیری و توبه، تنها در پرتو پذیرش اختیار معنا می‌یابد؛ ورنه گناه به گردن دیگری یا «بخت» می‌افتد.
  • نفی اختیار به معنای نفی «خود» و هستی مستقل انسان است؛ هر عملی، نتیجه‌ای مستقیم برای عامل خود دارد.
  • مولانا در برابر جبرگرایی، بر اهمیت قدرت و توانایی انسان برای انتخاب و تعیین سرنوشت خود تأکید می‌کند.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:31:37 d6-s10 · 00:32:00 d6-s10 · 00:32:51 d6-s10 · 00:40:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.