Leggi Libro 6 Gli emiri respinsero quella prova con un pretesto fatalistico, e il re rispose loro Distico 411

M6:411 — این تردد هست که موصل روم / یا برای سحر تا بابل روم

این تردد هست که موصل رومیا برای سحر تا بابل روم
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:411

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این تردید در دل من هست که آیا به شهر موصل بروم / یا برای آموختن سحر و جادو به بابل بروم؟ معنا: این بیت، تردید و دودلی میان دو انتخاب ممکن را نشانه‌ای آشکار از وجود اراده و اختیار در انسان می‌داند.

شرح

بی‌شک، یکی از بحث‌های عمیق و پرچالش در مثنوی معنوی، مسئله جبر و اختیار است. مولانا در دفتر ششم، که حاصل پختگی سال‌های پایانی عمر اوست، بیش از پیش بر کفه اختیار انسان تأکید می‌ورزد. این بیت نمونه‌ای روشن از استدلال بدیع او برای اثبات اختیار است.

مولانا استدلال می‌کند که تردید (به فارسی، دودلی و درنگ میان انتخاب‌های گوناگون)، خود دلیلی قاطع بر اختیار ماست. ما در برابر کارهایی که توان انجامشان را نداریم، دچار تردید نمی‌شویم. هیچ انسانی تردید نمی‌کند که «آیا بالا بپرم یا به قعر دریا روم؟» زیرا به ناتوانی خود در هر دو کار واقف است و اصولاً چنین گزینه‌هایی در حیطه توانایی او نیست تا جای تردید داشته باشند. اما وقتی از رفتن به «موصل» یا «بابل برای سحر» سخن می‌گوید، این‌ها اعمالی هستند که در محدوده قدرت و انتخاب او قرار می‌گیرند، و از همین رو، دلش در میان این دو درنگ می‌کند. این تردید، علامت یک قدرت و ظرفیت درونی برای انتخاب است. اگر قدرتی در کار نبود، تردیدی هم در کار نبود؛ و مولانا می‌گوید که انکار این قدرت، تمسخر خویشتن است.

اقبال لاهوری، آن عارف و فیلسوف زمانهٔ ما، به درستی اشاره می‌کند که ما غالباً تنها قدرت خدا را می‌بینیم و از اختیار او غافلیم. حال آنکه ما بر صورت خدا آفریده شده‌ایم، و اولین و برجسته‌ترین صفتی که از او می‌گیریم، همین اختیار است. خداوند در عین واجب‌الوجود بودن، مختار است و این صفت را به ما نیز بخشیده است. این گزاره که «خلق ما بر صورت خود کرد حق» دلالتی روشن بر همین سهم از اختیار در ساحت وجودی ما دارد.

پس، مولانا در دفتر ششم، به صراحت این ندای وجدانی را تقویت می‌کند که ما باید مسئولیت اعمال خود را بپذیریم. او کسانی را که «جرم خود را بر کسی دیگر نهند» و کار خطای خود را به گردن قضا و قدر یا بخت و شانس می‌اندازند، به چشم «اعور» (یک‌چشم) می‌نگرد. این نگرش یک‌چشمی، تنها بخشی از حقیقت را می‌بیند؛ آن کس که با دو چشم نگاه کند، هم قضای الهی را می‌بیند و هم «جهد بنده حق» را. «رنج را باشد سبب بد کردنی / بد ز فعل خود شناس از بخت نی». این یعنی هر آنچه از نیکی و بدی بر ما می‌رود، محصول فعل خود ماست، نه تقدیر کور یا شانسی که خارج از ماست.

نکتهٔ بسیار مهمی که از اینجا برمی‌خیزد، مسئله توبه و استغفار است. توبه، اعتراف عملی به اختیار است. آدمی که خود را مجبور می‌داند، از چه پشیمان شود؟ چه گناهی کرده که مستوجب عذرخواهی باشد؟ اما آنکه توبه می‌کند، پیش از فعل، تردد داشته و پس از آن، پشیمان شده و عزم بر ترک آن کار در آینده دارد؛ این‌ها همه نشانه‌های روشن اختیار انسان است. نفی اختیار در واقع نفی خویشتن است. آن کس که می‌گوید «من نکردم، عوامل دیگری کردند»، خود را از صحنه هستی ساقط می‌کند. در حالی که حتی اگر صد عامل در کار باشد، عامل صد و یکم خودِ ما هستیم و سهمی در هر فعلی داریم که مسئولیتش بر گردن ماست. این لب لباب سخن مولانا در باب اراده و عاملیت انسانی است.

نکات کلیدی

  • تردید میان گزینه‌ها، برهان قاطع بر وجود اختیار در انسان است.
  • ما بر اعمالی که توان انجامشان را نداریم، تردید نمی‌کنیم.
  • اختیار، بازتابی از صفت اختیار خداوند در وجود ماست.
  • مسئولیت اعمالمان بر دوش خودمان است، نه قضا و قدر یا بخت.
  • توبه و استغفار، نشانه‌های عملی اقرار به اختیار و آزادی اراده‌اند.
  • انکار اختیار، در حقیقت، انکار هستی و عاملیت خویشتن است.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:40:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.