Leggi Libro 6 Gli emiri respinsero quella prova con un pretesto fatalistico, e il re rispose loro Distico 422

M6:422 — در دل شحنه چو حق الهام داد / که چنین صورت بساز از بهر داد

در دل شحنه چو حق الهام دادکه چنین صورت بساز از بهر داد
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:422

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون حق تعالی در دل شحنه الهام داد که چنین صورتی (از مجازات یا قانون) برای اجرای عدالت بسازد.

معنا: مولانا می‌گوید که خداوند در دل حاکمان و کارگزاران عدل، صورت‌ها و روش‌های اجرای عدالت را الهام می‌کند؛ یعنی تدابیر قضایی بشر ریشه‌ای الهی دارد.

شرح

در این بیت، مولانا به یکی از نکات عمیق و بحث‌برانگیز خود در باب قضا و جزا اشاره می‌کند که من خود آن را به سادگی قابل پذیرش نمی‌دانم، اما باید آن را از او شنید و در جایگاه خود فهمید. این بیت در ادامهٔ مباحث مولانا دربارهٔ اختیار و مسئولیت انسان می‌آید؛ جایی که تأکید می‌کند آدمی نباید تقصیر کارهای خود را بر گردن قضا و قدر یا بخت و شانس بیندازد. هر رنجی که به انسان می‌رسد، معلول فعل و عمل خود اوست، نه بخت بد.

در همین راستا، مولانا قدمی فراتر می‌نهد و می‌گوید: «فعل را در غیب صورت می‌کنند.» این یعنی هر فعلی در عالم غیب، صورت و جزای خود را دارد. گویی مجازات، صرفاً یک قرارداد انسانی نیست که ما برای تنظیم جامعه وضع کرده باشیم؛ بلکه خداوند این صورت‌ها را در غیب تعیین کرده و در لحظهٔ مناسب، الهام آن را در دل انسان‌ها می‌افکند. مثال او، مجازات دزدی است. او می‌پرسد: «فعل دزدی را نه داری می‌زنند؟» و بلافاصله توضیح می‌دهد که دار زدن، هیچ شباهتی به دزدی ندارد، اما این «تصویر خدای غیب‌دان» است که برای این فعل معین شده است. این الهام الهی در دل شحنه (حاکم و مجری قانون) می‌نشیند تا او «چنین صورت بساز از بهر داد.»

بنابراین، از نگاه مولانا، حتی این مجازات‌ها که به نظر ما انسانی و قراردادی می‌آید، ریشه‌ای الهی دارد. خداوند، احکم‌الحاکمین است و اوست که می‌داند چه عملی را با چه جزایی متناسب سازد. این دیدگاه، پیوندی ذاتی میان فعل و جزای آن برقرار می‌کند؛ بر خلاف تلقی قراردادی که در آن، رابطهٔ میان جرم و مجازات، اعتباری و وضعی است. از دیدگاه مولانا، مجازات، گویی معلول طبیعیِ علت خود یعنی فعل است؛ درست مانند جو که از جو برمی‌روید و هیچ دانهٔ دیگری از آن حاصل نمی‌شود. این مسئله، قبولش دشوار است، چرا که معیارهای مجازات در طول تاریخ و فرهنگ‌های مختلف، متفاوت بوده و هست و با تحولات فکری بشر تغییر می‌کند. اما مولانا این را در پرتو تعالیم نبوی و الهامات غیبی می‌بیند.

نکتهٔ کلیدی در اینجا تأکید بر مسئولیت فردی و جزای ذاتی اعمال است. مولانا نمی‌گوید که انسان‌ها مختار نیستند، بلکه می‌گوید حتی وقتی حاکمان انسانی بر اساس اختیار خود، صورت‌های عدالت را تنظیم می‌کنند، ریشه‌های آن در الهامات حق است. این نگاه، راه را بر بهانه‌جویی می‌بندد و انسان را وادار می‌کند تا «جرم خود را بر خود نهد» و با «جزای عدل حق کن آشتی». این همان تعارض درونی است که انسان مختار در مواجهه با قوانین الهی و بشری تجربه می‌کند و باید آن را حل کند.

نکات کلیدی

  • مجازات‌ها و صورت‌های اجرای عدالت در دل حاکمان الهام می‌شود و صرفاً قرارداد بشری نیست.
  • بین فعل انسان و جزای آن پیوندی ذاتی و حقیقی وجود دارد که خداوند آن را مقدر کرده است.
  • مولانا حتی تدابیر قضایی انسان را ریشه در الهام الهی می‌داند؛ نه صرفاً عقل بشر یا توافقات جمعی.
  • مسئولیت کارها متوجه خود فاعل است و نباید آن را به بخت، قضا و قدر یا عوامل بیرونی نسبت داد.
  • خداوند، احکم‌الحاکمین است و هیچ کیفر و جزایی را به خطا و ناعادلانه مقدر نمی‌کند.

Sources: d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:38:00 d6-s10 · 00:44:45

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.