Leggi Libro 6 Quella persona tornò felice e soddisfatta, ringraziando Dio, prostrata, meravigliata delle stranezze dei segni di Dio e della manifestazione delle loro interpretazioni in un modo che nessuna mente e nessuna comprensione possono raggiungere. Distico 4340

M6:4340 — تا نباشد هیچ محسن بی‌وجا / تا نباشد هیچ خاین بی‌رجا

تا نباشد هیچ محسن بی‌وجاتا نباشد هیچ خاین بی‌رجا
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:4340

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: باشد که هیچ نیکوکاری بدون بیم نمانَد، و باشد که هیچ خطاکاری بدون امید نگردد.

معنا: این بیت بیانگر آن است که حکمت و رحمت الهی اقتضا می‌کند که هیچ انسان نیکوکاری از احتمال لغزش غافل نماند و هیچ گناه‌کاری نیز از آمرزش و لطف الهی ناامید نشود.

شرح

این بیت گوهری است از حکمت مولانا که در میانهٔ حکایت مرد بغدادی و گنج یافتنش نهاده شده؛ حکایتی که از «لطف خفی» و «انعکاس روزی» پرده برمی‌دارد. مولانا در اینجا به دو سوی طیف انسانی می‌پردازد: نیکوکار و گناه‌کار، و برای هر دو وضعیتی خاص در نظر می‌گیرد که با حکمت الهی عجین است.

«تا نباشد هیچ محسن بی‌وجا» «وجا» به معنای «ترس» است. این مصرع به ما می‌گوید که هیچ نیکوکاری، هیچ مؤمنی، هیچ انسان خوبی، نباید ایمنِ ایمن باشد. همواره باید «در لبهٔ خوف» قرار داشته باشد که «مبادا بلغزم.» این نکته‌ای بسیار عمیق است که با صفت «ماکر» بودن خداوند نیز پیوند می‌خورد، آنچنان که در قرآن آمده است: «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین.»

این در اشعار حافظ نیز بازتاب یافته است: «صوفی منش و از مکر ایمن مشو.» نمونه‌های تاریخی بسیاری داریم، همچون ابلیس یا بلعم باعورا، که در اوج تقرب بودند اما ناگهان لغزیدند و سقوط کردند. همان‌طور که شیخ بهایی می‌گوید: «جد تو آدم بهشتش جای بود / قدسیان کردند بهر وی سجود / یک گنه ناکرده گفتندش تمام / مذَنبی، مذنَب، برو بیرون خرام.» اگر آدم با یک گناه بهشت را از دست داد، ما چگونه با این همه گناه انتظار بهشت داریم؟ این به ما هشدار می‌دهد که حتی در عالی‌ترین مقامات نیز کسی از لغزیدن ایمن نیست. بنابراین، انسان باید همواره در حالت «خوف و رجا» باشد و از خداوند تمنا کند که بر صراط مستقیم ثابت‌قدم بماند. وقتی ما هر روز در نماز «اهدنا الصراط المستقیم» می‌گوییم، این تنها برای گناهکاران نیست؛ حتی پیامبران نیز، با وجود اینکه بر صراط مستقیم بودند، از انحراف می‌ترسیدند و این دعا را زمزمه می‌کردند.

«تا نباشد هیچ خاین بی‌رجا» از سوی دیگر، این مصرع به معنای آن است که هیچ ناامیدی در کار نباید باشد. اگر کسی عمری خطا کرده باشد، خیانت کرده باشد، کار بد کرده باشد، نباید بگوید: «من که قطع امید کردم، دیگر به من نگاهی نمی‌کنند.» این‌گونه نیست؛ همواره در این سیاه‌ترین لحظات نیز «احتمال وجود دارد و این امید.»

اینجاست که اهمیت «توبه» هویدا می‌شود. توبه صرفاً بازگشت به حالت قبل از گناه نیست؛ توبه انسان را «به معراج می‌برد.» مولانا می‌فرماید: «مرکب توبه عجایب مرکبی‌ست.» آدمی فکر می‌کند توبه یعنی پاک شدن گناه و بازگشت به نمرهٔ قبلی، اما نه، نمره‌ات از پنج به بیست می‌رسد! توبه یک کیمیاگر است؛ «سیئات را بدل به حسنات می‌کند،» نه اینکه فقط پاکشان کند. هر چه بیشتر گناه کرده باشی و توبه‌ای حقیقی کنی، بالاتر می‌روی. حافظ چه زیبا گفته است: «نصیب ماست بهشت ای خداپرست / برو که مستحق کرامت گناهکارانند.» در توبه کرامتی هست که به گناه نکرده‌ها نمی‌دهند. این مکرمتی است که در گناه نهفته است، به شرطی که «معصیتی که منتهی به توبه بشود، معصیت خجسته‌ای است.» این خود مولاناست که می‌فرماید: «بس خجسته معصیت کان کرد مرد.» این برکت و خجستگی از پشیمانی و سوختن دل می‌آید که «ندامت عین توبه است.» این گنج مخفی در دل گناهان است که با لطف خفی الهی نمایان می‌شود؛ همان پادزهری که در دل زهر می‌نشیند. خداوند گاهی در گناهان نیز «خلعت مغفرت» را می‌نهد و این نشان از بی‌کرانی لطف اوست.

نکات کلیدی

  • حکمت الهی ایجاب می‌کند که نه نیکوکار از مکر الهی ایمن باشد و نه گناه‌کار از رحمتش ناامید.
  • مؤمنان راستین همواره در حال «خوف و رجا» زندگی می‌کنند و هرگز از احتمال لغزش غافل نمی‌شوند.
  • امید به آمرزش الهی حتی برای خطاکاران بزرگ نیز همواره باز است و ناامیدی گناهی نابخشودنی است.
  • توبه عملی کیمیاگرانه است که گناهان را نه پاک، بلکه «بدل به حسنات» می‌کند و موجب عروج معنوی می‌شود.
  • گاهی معصیت‌های خجسته (که به توبه ختم می‌شوند) کرامتی دارند که به بی‌گناهان عطا نمی‌شود.

Sources: d6-s96 · 21:11:32 d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.