Leggi Libro 6 Quella persona tornò felice e soddisfatta, ringraziando Dio, prostrata, meravigliata delle stranezze dei segni di Dio e della manifestazione delle loro interpretazioni in un modo che nessuna mente e nessuna comprensione possono raggiungere. Distico 4346

M6:4346 — خصم منکر تا نشد مصداق‌خواه / کی کند قاضی تقاضای گواه

خصم منکر تا نشد مصداق‌خواهکی کند قاضی تقاضای گواه
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:4346

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا خصم انکارکننده طلب مصداق و دلیل نکرد، قاضی چگونه گواه بخواهد؟ معنا: این بیت بیان می‌کند که معجزات و دلایل قاطع، در پاسخ به انکار و طلب دلیل از سوی مخالفان ظهور می‌کنند و نه خودبه‌خودی.

شرح

این بیت در ادامهٔ بحث مولانا در باب «لطف خفی» خداوند می‌آید، آنجا که از حکمت پنهان الهی در تبدیل ضلالت به هدایت و گناه به مغفرت سخن می‌گوید. مولانا در اینجا به تمثیلی حقوقی دست می‌زند تا حکمت ظهور معجزات انبیا را توضیح دهد. او می‌گوید معجزه بسان گواهی است که قاضی تنها در پی انکار متهم، آن را مطالبه می‌کند. یعنی، تا زمانی که خصمِ منکر، حقیقت پیامبر را نپذیرد و طلب «مصداق» یا دلیل عینی نکند، نیازی به ظهور گواه (معجزه) نیست. معجزه، ابزاری است برای رویارویی با انکار و نادانی.

من، بر اساس همین نگاه مولانا، معتقدم که معجزات پیامبران در ابتدا برای اثبات «صدق» و راستی ادعای آنان نبوده است، بلکه بیشتر برای «قهر دشمنان» و بستن دهان منکران به کار می‌آمده است. کارکرد معجزه، ایجاد سکوت در برابر لجاجت و عناد بود، نه ارائهٔ برهانی فلسفی برای اثبات دعوی نبوت. پیامبران در ابتدا با سخنان دلنشین و فطری خود مردم را جذب می‌کردند و معجزه، واکنشی بود به ستیزه‌جویی‌ها و تردیدآفرینی‌های معاندان.

باری، مولانا در همین‌جا، از گواه به «زکی» بودن تعبیر می‌کند که در فقه به معنای «مزکا» و «عادل» بودن گواه است؛ یعنی گواه باید پاک و مورد اعتماد باشد. معجزات نیز به این معنا «گواهان پاک» و بی‌شبهه‌ای هستند که صدق مدعی را تأیید می‌کنند.

اما لازم است در اینجا نکته‌ای را یادآور شوم که جناب امام محمد غزالی نیز در «المنقذ من الضلال» بدان اشاره کرده است و من با او همدل هستم: معجزه نمی‌تواند دلیلی بر صدق مدعی باشد اگر آن مدعی سخنی خلاف عقل و بدیهیات بر زبان آورد. یعنی اگر کسی معجزه‌ای عظیم انجام دهد، اما در پی آن، مطلبی محال عقلی (مثلاً اینکه «عدد سه از ده بزرگتر است») را ادعا کند، آن معجزه نمی‌تواند دلیلی بر صدق آن ادعای خلاف عقل باشد. پس، هرچند مولانا در این بیت معجزات را گواه صدق می‌داند، این گواهی به معنای ابطال قواعد عقلانی نیست. معجزات در منظومه فکری مولانا، جلوه‌هایی از قدرت لایتناهی حق‌اند که برای اهداف تربیتی و اجتماعی خاصی، یعنی خاموش کردن دشمنان و باز کردن راه برای ایمان‌آورندگانِ بهانه‌گیر، ظاهر می‌شوند.

نکات کلیدی

  • معجزات، پاسخی الهی به انکار و طلب دلیل از سوی مخالفان‌اند.
  • کارکرد اصلی معجزه، بستن دهان دشمنان و رفع لجاجت است، نه لزوماً اثبات فلسفی صدق پیامبر.
  • مولانا معجزات را به گواهان «زکی» (پاک و عادل) تشبیه می‌کند که در دادگاه وجود ظاهر می‌شوند.
  • هرچند معجزات گواه صدق‌اند، اما این گواهی منطق عقل و بدیهیات را نقض نمی‌کند (همانطور که غزالی اشاره کرده است).
  • این بیت، بخشی از بحث کلی مولانا در مورد «لطف خفی» خداوند است که چگونه از دل ناملایمات، حکمتی پنهان آشکار می‌شود.

Sources: d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.