Leggi Libro 6 Dibattito tra l'uccello e il cacciatore sulla rinuncia e sul significato di rinuncia che Mustafa (su di lui la pace) proibì alla sua comunità, dicendo: 'Non c'è monachesimo nell'Islam'. Distico 511

M6:511 — گیرم آن گرگت نیابد ز احتیاط / بی ز جمعیت نیابی آن نشاط

گیرم آن گرگت نیابد ز احتیاطبی ز جمعیت نیابی آن نشاط
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:511

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: فرض کن با احتیاط فراوان، آن گرگ به تو دست نیابد؛ اما بی همراهی و جمعیت، هرگز آن نشاط و سرزندگی را پیدا نخواهی کرد. معنا: این بیت تأکید می‌کند که حتی اگر دوری از اجتماع و احتیاط بیش از حد، شما را از آسیب‌ها و خطرات بیرونی در امان نگه دارد، بدون هم‌نشینی و همراهی با دیگران، هرگز به سرزندگی و شکوفایی روحی و معنوی دست نخواهید یافت.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن مولانا می‌آید که از «راه پرنشان» و «یار نردبان رای‌ها» سخن می‌گوید. او پیش از این تأکید کرده که سلوک در راهی که سالکان بسیاری طی کرده‌اند و یاری جستن از هم‌سفران در این راه، شرط اساسی است. سپس با این بیت، ضرورت حضور در جمعیت را حتی بیش از احتیاط و گریز از خطر، برجسته می‌کند. من بر این عقیده‌ام که مولانا در اینجا یک نکتهٔ فلسفی و روان‌شناختی عمیق را مطرح می‌کند. می‌گوید: «گیرم آن گرگت نیابد ز احتیاط.» فرض کنید شما از فرط احتیاط و دوری از مهالک، به جایی نروید که گرگ در آنجا کمین کرده باشد. در این صورت، هیچ زیانی به شما نمی‌رسد. اما آیا این همهٔ داستان است؟ هرگز. او بلافاصله اضافه می‌کند: «بی ز جمعیت نیابی آن نشاط.» یعنی، شما در تنهایی ممکن است از خطر مصون بمانید، اما هرگز آن سرزندگی و پویایی (نشاط) که برای طی طریق معنوی لازم است را به دست نخواهید آورد. این «نشاط» در مثنوی، صرفاً یک خوشی روزمره نیست؛ بلکه نوعی سرزندگی وجودی، شور حرکت و انگیزه‌ای است که روح را به پرواز درمی‌آورد. اگر این نشاط نباشد، حرکت متوقف می‌شود و سالک درجا می‌زند، هرچند که در امن و امان باشد. این از جملهٔ دلایل مهمی است که مولانا برای نفی ترهب، انزوا و عزلت مطلق می‌آورد. او بر این باور است که هر سودی که سالک در تنهایی از حیث حفظ خود از گزندها می‌برد، صد برابر آن را در میان یک جمعیت بانشاط، همدل و همراه خواهد برد. اینجا باید به تفاوت «تنهایی» و «جدایی» در جهان‌بینی مولانا اشاره کنم. «جدایی» همان فراق از اصل خویش است که جان انسان از آن شکایت می‌کند و در نهایت به «وصل» می‌انجامد. این جدایی، با تمام دردش، شور و انگیزهٔ بازگشت ایجاد می‌کند. اما «تنهایی» که این بیت از آن برحذر می‌دارد، یک وضعیت ایستا و بی‌تحرک است که گرچه از آسیب محفوظ می‌ماند، اما به رکود و سکون می‌انجامد. در این تنهایی، «عزم» و «انگیزه» سست می‌شود و سالک، حتی اگر در راهی امن باشد، پیش نمی‌رود. مولانا در ادامه این معنا، حتی به مثال «خر» اشاره می‌کند: «با غلیظی خر ز یاران ای فقیر / در نشاط آید شود قوت‌پذیر.» می‌گوید حتی خری با تمام بی‌ظرافتی و غلیظ بودنش، وقتی در جمع خران دیگر است، نشاط می‌یابد و قوی‌تر می‌شود. اما همان خر وقتی تنهاست، از سستی آنقدر چوب می‌خورد تا مسیرش را طی کند. سپس به ما متذکر می‌شود: «مر تو را می‌گوید آن خر خوش شنو / گر نه‌ای خر همچنین تنها مرو.» یعنی اگر تو خر نیستی، مثل او تنها مرو. پیام روشن است: نشاط جمعی، سرعت حرکت را صدچندان می‌کند و از رکود و فرسودگی در مسیر می‌رهاند. این همان روح سبک‌روح و پروازگونهٔ مثنوی است که هرگز به تنهایی و سکون رضایت نمی‌دهد.

نکات کلیدی

  • احتیاط به تنهایی برای پیشرفت و شکوفایی روحی کفایت نمی‌کند.
  • نشاط و سرزندگی معنوی عمدتاً در گرو همراهی و جمعیت است.
  • انزوا و عزلت، حتی اگر از آسیب‌ها مصون بدارد، به رکود و بی‌انگیزگی می‌انجامد.
  • هم‌نشینی با همسفران، عزم و انگیزهٔ سالک را صدچندان می‌کند.
  • مولانا به تفاوت عمیق میان «تنهایی» (که نکوهش می‌کند) و «جدایی» (که لازمهٔ وصل می‌داند) اشاره دارد.
  • حرکت و پویایی در مسیر معنوی، بر امنیت ایستا در تنهایی برتری دارد.

Sources: d6-s12 · 00:12:35 d6-s12 · 00:13:50

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.