Leggi Libro 6 Dibattito tra l'uccello e il cacciatore sulla rinuncia e sul significato di rinuncia che Mustafa (su di lui la pace) proibì alla sua comunità, dicendo: 'Non c'è monachesimo nell'Islam'. Distico 517

M6:517 — آنک تنها خوش رود اندر رصد / با رفیقان بی‌گمان خوشتر رود

آنک تنها خوش رود اندر رصدبا رفیقان بی‌گمان خوشتر رود
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:517

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که در راه سلوک تنها به خوشی قدم برمی‌دارد و پیش می‌رود، بی‌گمان با همراهان و رفیقان طریق، این سیر برایش دلپذیرتر و پرنشاط‌تر خواهد بود. معنا: این بیت تأکید می‌کند که هرچند سفر معنوی در تنهایی نیز ممکن است همراه با خوشی باشد، اما حضور یاران و هم‌سفران، بر نشاط و سرعت این سفر به مراتب می‌افزاید.

شرح

«آنک تنها خوش رود اندر رصد / با رفیقان بی‌گمان خوشتر رود.» این بیت، یک پیام قاطع و بی‌پرده از مولاناست درباره‌ی اهمیت بی‌بدیل هم‌راهی در سلوک معنوی. اینجا مولانا نمی‌گوید که تنهایی و انزوا مضر است؛ خیر، می‌گوید ممکن است در خلوت خودت هم نشاطی بیابی و راهی بپیمایی. اما تأکید او بر «خوشتر بودن» است. این «خوشتر بودن» تنها یک تفاوت کمی نیست، بلکه کیفیتی متفاوت به سفر می‌بخشد.

مولانا در جای دیگری از مثنوی این نکته را چنین بسط می‌دهد که اگرچه شاید در تنهایی از «گرگ احتیاط» – یعنی مخاطرات و فریب‌ها – در امان بمانی، اما آن نشاط و انگیزه‌ای که موجب پیشرفت حقیقی است را هرگز پیدا نمی‌کنی. این سخن، مستقیماً نقدِ آن رهبانیت و عزلت‌گزینی افراطی است که تصور می‌کند هرچه از خلق دور شوی، به حق نزدیک‌تر می‌شوی. در منطق مولانا، انزوا ممکن است تو را از زیان برهاند، اما به مقصود هم نمی‌رساند. در جا می‌زنی.

برای اثبات این نکته، مولانا حتی به مثال «خر» متوسل می‌شود. می‌گوید: «با غلیظی خر ز یاران ای فقیر / در نشاط آید شود قوت‌پذیر.» حتی یک حیوان کندذهن و غلیظ‌الطبع چون خر، در میان هم‌جنسان خود، فعال و بانشاط می‌شود. اما اگر تنها بماند، به ضرب چوب و سیخ باید او را به حرکت درآورد. این تمثیل، کنایه‌ای بی‌نظیر است؛ اگر خری چنین است، چگونه انسان، که اشرف مخلوقات است، می‌تواند در تنهایی به شکوفایی برسد؟ از همین رو، مولانا گویی مستقیماً به ما می‌گوید: «مر تو را می‌گوید آن خر خوش شنو / گر نه‌ای خر همچنین تنها مرو.» اگر خود را خر نمی‌دانی، پس راه تنهایی نپوی.

اینجا مولانا بر سرعتی صدچندان در حضور رفیقان تأکید می‌کند: «با رفیقان سیر او صد تو شود.» حضور همراهان، نیروی محرکه‌ای پدید می‌آورد که فرد را از رخوت می‌رهاند و او را با خود می‌کشاند. این نشاط جمعی، نوعی «سماع روحی» است که در آن، حرکت یک‌تنه به پروازی جمعی بدل می‌شود. این با همان سبک‌روحی مولانا سازگار است که از مثنوی کتابی پر از نشاط و حرکت ساخته است.

حتی پیامبران، با آن مقام قدسی‌شان، از معجزه استفاده می‌کردند تا یاران بیشتری گرد آورند؛ نه برای اثبات صدق، بلکه برای جمع کردن جمعیت. همان‌طور که بارها گفته‌ام، معجزه در نگاه مولانا، نه دلیلِ صدق نبوت، که ابزاری برای «قهر دشمنان» و جذب همراهان است. این نشان می‌دهد که تا چه اندازه «همراه» در این طریق، ضروری است. این طریق، طریقِ «جدایی» است، اما نه «تنهایی»؛ جدایی از اصل خویش، اما نه تنهاییِ مطلق و بی‌کس‌وکار. همراهان، این جدایی را تاب‌آوردنی و مسیر بازگشت را پرنشاط‌تر می‌کنند. این همان معنای عمیق «وصال» است که تنها در پی «فراق» می‌آید، و راهِ رسیدن به آن، با هم‌دلان هموارتر می‌شود.

نکات کلیدی

  • سلوک معنوی در تنهایی اگرچه ممکن است، اما با نشاط و سرعت کامل همراه نیست.
  • همراهی با رفیقان و هم‌سفران، نشاط و انگیزه را در راه سلوک صدچندان می‌کند.
  • مولانا حتی از مثال حیوانات (خر) استفاده می‌کند تا اهمیت ذاتی اجتماع و همراهی را نشان دهد.
  • حفظ خود از آفات (گرگ احتیاط) در تنهایی ممکن است، اما این خودِ مقصد نیست.
  • «خوشتر بودن» با رفیقان، نه تنها یک تفاوت کمی، بلکه کیفیت وجودی سفر را ارتقا می‌دهد.
  • این بیت نقدی است بر رهبانیت افراطی و تأکیدی بر «سماع روحی» جمعی.

Sources: d6-s12 · 00:12:35 d6-s12 · 00:13:50 d6-s12 · 00:15:17

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.