Leggi Libro 6 Dibattito tra l'uccello e il cacciatore sulla rinuncia e sul significato di rinuncia che Mustafa (su di lui la pace) proibì alla sua comunità, dicendo: 'Non c'è monachesimo nell'Islam'. Distico 541

M6:541 — پیش از آنک اشکسته گردد کاروان / آن زمان چوبک بزن ای پاسبان

پیش از آنک اشکسته گردد کاروانآن زمان چوبک بزن ای پاسبان
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:541

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیش از آنکه کاروان درهم شکسته شود، آن زمان بر طبل بکوب، ای پاسبان!

معنا: این بیت بر اهمیت هوشیاری و اقدام به‌موقع تأکید می‌کند. پاسبان باید پیش از وقوع فاجعه و غارت کاروان، زنگ خطر را به صدا درآورد تا از زیان جلوگیری کند.

شرح

مولانا، در این بیت، بی‌تردید ما را به اقدام پیشگیرانه دعوت می‌کند. پیام روشن است: باید پیش از آنکه کار از کار بگذرد و زیانی جبران‌ناپذیر بر ما وارد شود، دست به کار شویم. این سخن را مولانا در ادامهٔ حکایتی شیرین و در عین حال عبرت‌انگیز از پاسبانی بیان می‌کند که وظیفهٔ حراست از کاروانی را بر عهده داشت.

ماجرا این بود که دزدان آمدند و اموال کاروان را به کلی بردند و پنهان کردند. اما این پاسبان در تمام آن مدت خاموش نشسته بود. وقتی روز شد و کاروانیان بیدار شدند و دیدند که رخت و مال و شترانشان به غارت رفته است، پاسبان تازه شروع کرد به «چوبک زدن»—یعنی طبل کوبیدن و «هی‌های» کردن که: «ای کاروانیان، بلند شوید که دزد اموالتان را برد!» کاروانیان با سرزنش به او گفتند: «این هنگام، پس از خراب شدنِ بصره، این چوبک زدن چه فایده‌ای دارد؟ چرا آن زمان که دزدان بودند، ما را خبر نکردی؟» پاسبان بیچاره بهانه‌آورد که «آنها بسیار بودند و من تنها، شمشیر و قداره به من نشان دادند و گفتند خموش باشی وگرنه بی‌دریغ می‌کشیمت. من از ترس دهان بستم. اما اکنون که رفته‌اند، هرچه بخواهید برایتان فریاد می‌زنم و طبل می‌کوبم!»

مولانا با ظرافت، این بی‌عملی و حسرتِ پس از آن را نکوهش می‌کند. او پیش از این می‌فرماید: «بعد درماندن چه افسوس و چه آه / پیش از آن بایست این دود سیاه.» مرادش این است که باید همان زمان که «حرص جنبید و هوس»، از خدای «فریادرس» یاری طلبید. این همان معنای ضرب‌المثل مشهور عربی است که می‌گوید: «قبل هدم البصره»، یعنی پیش از اینکه بصره خراب شود. بصره بارها در تاریخ دچار ویرانی شده و این عبارت به مثابه‌ی کنایه‌ای برای «پیش از آنکه کار از کار بگذرد» درآمده است.

بنابراین، این بیت یک هشدار جدی است؛ هشدار به نفس ما، به آن «پاسبان» درونی ما، که مراقب باشد و پیش از آنکه آفات و شهوات، کاروانِ سرمایه‌های معنوی ما را به غارت ببرند، چوبکِ بیداری و هوشیاری را بنوازد. در نگاه مولانا، تأسف خوردن پس از وقوع بلا، اگرچه بهتر از غفلت کامل است، اما حکمت اصلی در آن است که بیدار باشیم و اجازه ندهیم کاروان هستی‌مان دستخوش چپاول شود. حتی اگر نالهٔ ما «بی‌نمک» باشد، خداوند «قادر» است که آن را بپذیرد، چرا که «از تو چیزی فوت کی شد ای اله؟» اما شرط عقل و عرفان این است که فرصت را از دست ندهیم.

نکات کلیدی

  • لزوم اقدام و هوشیاری پیش از وقوع بحران، نه پس از آن.
  • فایده نداشتن حسرت و پشیمانی پس از آنکه کار از کار گذشته است.
  • پاسبان درونی باید در برابر «حرص و هوس» پیش از چیره شدن آنها هشدار دهد.
  • پیام بیت، همان ضرب‌المثل «قبل از خراب شدن بصره» است.
  • اگرچه ندامت دیرهنگام بهتر از غفلت کامل است، اما حکمت در عمل به‌موقع است.

Sources: d6-s12 · 00:35:25 d6-s12 · 02:05:04 d6-s12 · 02:45:48

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.