Leggi Libro 6 Il completamento del libro Al-Muwatta' al-Karim (Il Sentiero Onorevole) Distico 66

M6:66 — آب جیحون را اگر نتوان کشید / هم ز قدر تشنگی نتوان برید

آب جیحون را اگر نتوان کشیدهم ز قدر تشنگی نتوان برید
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:66

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر نتوان آب رودخانهٔ جیحون را به تمامی کشید و برداشت، اما به هر روی، از سهم تشنگی خود نمی‌توان محروم شد.

معنا: این بیت بیان می‌کند که هرچند حقایق عظیم و معارف بیکران الهی را نتوان به تمامی دریافت یا وصف کرد، اما تشنگی و طلب انسان به قدر ظرفیت و اشتیاقش، بی‌پاسخ نمی‌ماند و از آن بهره‌ای خواهد برد.

شرح

این بیت یکی از کلیدی‌ترین پاره‌ها برای فهم رویکرد مولانا به جهان معرفت و رسالت مثنوی است. آن را مولانا در پی توصیفی عظیم از غلبه و سیطره پیامبران، و به خصوص پیامبر اسلام، در هر دو جهان جسم و جان می‌آورد. پس از آنکه فرمود «شرح این غالب نگنجد در دهان»، این بیت را می‌افزاید. این «غالب بودن» و چیرگی پیامبر، خود به مثابه «آب جیحون» است؛ حقایقی بس عظیم و بی‌کران که به سادگی در قالب زبان و بیان نمی‌گنجد و عقل‌ها از احاطه بر آن قاصرند.

اما مولانا در اینجا دو نکته ظریف را به هم می‌تند. اول، مسئله «بیان‌ناپذیری» و «نامتعینی» پاره‌ای از حقایق والا. این همان حقیقتی است که عرفا و فلاسفه به آن اذعان کرده‌اند: که قلمروهایی از واقعیت هست که از محدوده واژه‌ها، مفاهیم و حتی ادراکات متعارف ما فراتر می‌رود. آب جیحون، به تعبیر دیگر، استعاره‌ای است از دریای بی‌کران معانی که مولانا در مقدمه دفتر اول مثنوی نیز به آن اشاره می‌کند: «دریاست معرفت‌های ربانی که بر هیچ بشری جز خواص اولیا مکشوف نیست». این رودخانه عظیم، نماد فیض بی‌نهایت و دانش بی‌انتهای الهی است که به تمامی قابل برداشتن و کشیدن نیست؛ درست همانند خورشیدی که نمی‌توان تمامی نورش را در ظرفی محبوس کرد.

نکته دوم، اما امیدبخش و تسلی‌بخش است: «هم ز قدر تشنگی نتوان برید». این «تشنگی» را می‌توان به معنای میل، اشتیاق، طلب و ظرفیت درونی انسان برای دریافت حقایق معنوی دانست. مولانا می‌گوید اگرچه تمام آب جیحون را نمی‌توانی بکشی، اما به اندازهٔ تشنگی‌ات، از تو دریغ نخواهد شد. این یعنی حتی اگر کل حقیقت بر تو مکشوف نشود، از آن بهره‌ای متناسب با میزان طلب و ظرفیت وجودی‌ات خواهی برد. مثنوی به تعبیر خود مولانا، «جزیره‌ای است در دریای معنویت»؛ جایی که تشنه می‌تواند گام بگذارد و از آن فیض الهی به قدر خود بنوشد. این یک نوید است: هیچ تشنه‌ای بی‌تشنگی نخواهد ماند، و هیچ سالکی بی‌حاصل از راه باز نخواهد گشت. حق تعالی کریم‌تر از آن است که تشنگان را بی‌پاسخ رها کند، حتی اگر دریایش بی‌کران و وصف‌ناپذیر باشد.

این بیت، در باطن خود، هم حد و مرز فهم و بیان بشری را می‌نمایاند و هم سخاوت و فیض لایزال الهی را نوید می‌دهد. آن «تشنگی» نه تنها محرومیت نیست، بلکه معیار و مقیاس دریافت نیز هست. کسی که تشنه‌تر است، بیشتر می‌نوشد. این یک اصل بنیادی در عرفان مولوی است که میزان دریافت تابع ظرفیت و طلب سالک است، نه صرفاً وسعت فیض الهی که همواره بی‌نهایت است.

نکات کلیدی

  • حقایق الهی فراتر از ظرفیت کامل ادراک و بیان بشری است.
  • تشنگی و طلب معنوی انسان هرگز بی‌پاسخ نمی‌ماند.
  • میزان دریافت فیض الهی متناسب با ظرفیت و عمق اشتیاق سالک است.
  • مثنوی مولانا خود مانند «جزیره‌ای» است که تشنگان می‌توانند از آن سیراب شوند.

Sources: d6-s02 · 47:14 d6-s02 · 49:10 d6-s02 · 49:48 d1-s01 · 00:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.