Leggi› Libro 6› La storia di Bilal che pronunciava 'Ahad, Ahad' (Dio è Uno, Uno) nel caldo dell'Hijaz per amore di Mustafa (su di lui la pace) in quelle mattinate in cui il suo padrone ebreo lo picchiava con rami spinosi sotto il sole dell'Hijaz, e il sangue sgorgava dal corpo di Bilal per i colpi, e da lui, senza sua intenzione, usciva 'Ahad, Ahad', così come da altri sofferenti esce un gemito senza intenzione, perché era pieno del dolore dell'amore, e la preoccupazione di allontanare il dolore delle spine non aveva alcuna incidenza, come i maghi di Faraone e Giorgio e altri, innumerevoli.› Distico 895
M6:895 — روز دیگر از پگه صدیق تفت / آن طرف از بهر کاری میبرفت
M6:895
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
روز بعد، ابوبکر که از دیدن شکنجهٔ بلال پریشانحال بود، دوباره صبح زود برای کاری از همان مسیر میگذشت.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان شکنجه شدن بلال به دست ارباب یهودیاش است. روز قبل، ابوبکر صدیق (لقب حضرت ابوبکر) بلال را در حال شکنجه دیده و از سر دلسوزی به او توصیه کرده بود که برای حفظ جانش، ایمان خود را پنهان کند. بلال نیز ظاهراً پذیرفته و توبه کرده بود.
مولانا با عبارت «صدیق تفت» حال درونی ابوبکر را به تصویر میکشد. او صرفاً یک عابر معمولی نیست، بلکه ذهنش درگیر و قلبش از آنچه دیروز دیده بود، داغ و پریشان است. این بیت، صحنه را برای تکرار اتفاق روز گذشته آماده میکند: ابوبکر دوباره صدای «احد احد» گفتن بلال را از زیر ضربات خار میشنود و درمییابد که عشق الهی چنان بر بلال غلبه کرده که توبه و پنهانکاری در برابر آن رنگ میبازد. این بیت گذار، نشاندهندهٔ تداوم آزمون بلال و افزایش دغدغه و تأثر ابوبکر است که در نهایت به خریدن و آزاد کردن بلال منجر میشود.
- پگه
- صبح زود، سحرگاه، بامداد
- صدیق
- بسیار راستگو؛ لقب حضرت ابوبکر، از نزدیکترین یاران پیامبر اسلام
- تفت
- داغ، سوزان، پریشان، آشفتهحال
- بهرِ
- برایِ
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.