Leggi› Libro 6› La storia di Bilal che pronunciava 'Ahad, Ahad' (Dio è Uno, Uno) nel caldo dell'Hijaz per amore di Mustafa (su di lui la pace) in quelle mattinate in cui il suo padrone ebreo lo picchiava con rami spinosi sotto il sole dell'Hijaz, e il sangue sgorgava dal corpo di Bilal per i colpi, e da lui, senza sua intenzione, usciva 'Ahad, Ahad', così come da altri sofferenti esce un gemito senza intenzione, perché era pieno del dolore dell'amore, e la preoccupazione di allontanare il dolore delle spine non aveva alcuna incidenza, come i maghi di Faraone e Giorgio e altri, innumerevoli.› Distico 926
M6:926 — چونک کلیات پیش او چو گوست / سخره و سجده کن چوگان اوست
M6:926
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
این بیت میگوید که کل هستی، با تمام عظمتش، در برابر قدرت خداوند مانند یک گوی در بازی چوگان است و تمام موجودات، مطیع و فرمانبردار ارادهی او هستند.
مولانا در این بخش از مثنوی، پس از توصیف حرکت افلاک، خورشید، ماه و ستارگان به امر الهی، به یک نتیجهگیری کلی میرسد. او تمام پدیدههای بزرگ و «کلیات» عالم هستی را به «گوی» تشبیه میکند که در میدان تقدیر الهی، با ضربات «چوگان» ارادهی او به هر سو که بخواهد رانده میشود.
تصویر گوی و چوگان، تصویری آشنا در ادبیات عرفانی فارسی برای نمایش جبر و اختیار است. گوی هیچ اختیاری از خود ندارد و تمام حرکتش تابع ضربهی چوگانباز است. مولانا با این تصویر، قدرت مطلق و حاکمیت بیچونوچرای خداوند بر کل کائنات را به نمایش میگذارد. عبارت «سخره و سجدهکن» نیز همین معنای تسلیم و انقیاد کامل را تقویت میکند. تمام موجودات، چه بخواهند و چه نخواهند (سخره)، و چه از روی آگاهی و عبادت (سجدهکن)، در نهایت تابع فرمان او هستند.
این بیت مقدمهای است برای بیت بعدی که در آن، مولانا این حقیقت کیهانی را به انسانِ جزئی یادآوری میکند: «تو که یک جزوی دلا زین صدهزار / چون نباشی پیش حکمش بیقرار». یعنی اگر کل عالم چنین تسلیم است، تو که ذرهای کوچک در این مجموعه هستی، چگونه میتوانی در برابر حکم او آرام و قرار داشته باشی و سرکشی کنی؟
- کلیات
- موجودات و پدیدههای بزرگ و کلی در عالم هستی (مانند افلاک، ستارگان، عناصر اربعه).
- گو
- گوی، توپ (در اینجا توپ بازی چوگان).
- سخره
- تحت فرمان، مسخّر، کسی که به زور و بیمیل به کاری واداشته شده.
- چوگان
- چوب سرکجی که با آن در بازی به گوی میزنند؛ نماد اراده و قدرت الهی.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.