Leggi Libro 6 Mustafa (su di lui la pace) raccomandò a Siddiq (che Dio sia soddisfatto di lui): 'Quando acquisti Bilal, loro, per testardaggine, aumenteranno il prezzo. Rendimi partecipe di questo merito, sii mio procuratore e prendi metà del prezzo da me'. Distico 999

M6:999 — دیده‌هاشان را به سحر می‌دوختند / تا چنین جوهر به خس بفروختند

دیده‌هاشان را به سحر می‌دوختندتا چنین جوهر به خس بفروختند
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:999

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دیدگانشان را با جادو درگیر خود کردند، تا آن گوهر گران‌بهای حقیقت را به بهایی ناچیز چون خس و خاشاک بفروشند. معنا: این بیت از فریب و جادوی دشمنان دین سخن می‌گوید که با چشم‌بندی، مردم را وادار می‌کنند تا ارزش‌های حقیقی و گران‌بها را با چیزهای بی‌ارزش و فانی معامله کنند و از تجارت راستین بازمانند.

شرح

این بیت، تصویری روشن از فریبکاری و جادوی دشمنان راه حق به دست می‌دهد، همان ساحران و غولانی که مولانا از آنان سخن می‌گوید. انبیا آمده بودند تا تجارت راستین را بیاموزند؛ تجارتی که در آن کالای واقعی، یعنی دین و حقیقت، به بالاترین سود ممکن فروخته می‌شود، نه به خسی ناچیز. قرآن کریم نیز از دین به منزله یک تجارت سودبخش یاد می‌کند («هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم؟»)، و انبیا را تاجرهای این بازار می‌شناسد که شمع دین را برافروختند تا مردم کالای گرانبها را از متاع دروغین بازشناسند.

اما سحر ساحران کاری می‌کند که دیده‌ها کور و فریب‌خورده می‌شود. دیدن با چشم سر، فایده‌ای ندارد اگر چشم دل به سحر دوخته شده باشد. این «دوختن به سحر» به معنای چشم‌بندی و شعبده‌بازی است، چنانکه مردم گوهری گران‌قدر را به پاره‌ای خس بفروشند. این همان کاری است که گاهی ساحران می‌کنند و میان زن و شوهر جدایی می‌افکنند، همان‌گونه که در سوره بقره از هاروت و ماروت یاد شده که «یفرقون به بین المرء و زوجه».

گوهر در اینجا، آن حقیقت و کالای اصیل دینی است که از هر دو عالم برتر است. اما برای کسی که هوش و بصیرت ندارد، فرقی میان گوهر و خرمهره نیست. مولانا از کلمه ترکی «اشک» به معنای الاغ استفاده می‌کند و می‌فرماید: «پیش خر خرمهره و گوهر یکی‌ست». حیوانات اهل زینت کردن و ارزش‌گذاری نیستند؛ برای آنها مروارید با یک تکه سنگ‌ریزه یکی است. اینجاست که فرق میان انسان و حیوان آشکار می‌شود: حیوانات «اعتبار کننده» نیستند؛ یعنی چیزی را به منزله چیز دیگری نمی‌شمارند. این «شمردن» یا «اعتبار کردن»، مختص عالم انسانی و شعور آدمی است، و متعلق به نفس ناطقه انسان. لذا، وقتی انسان به مقام «خر» نزول می‌کند، دیده‌اش به سحر دوخته می‌شود و گوهر را به خس می‌فروشد، چرا که دیگر قوه تمییز و ارزش‌گذاری حقیقی را از دست داده است. این تنزل مقام انسانی، نتیجهٔ فریب جادوگرانی است که می‌خواهند مردم را از حقیقت دور کنند.

نکات کلیدی

  • انبیا تاجرهای حقیقت هستند که کالای اصیل دین را به مردم عرضه می‌کنند.
  • دشمنان دین با سحر و چشم‌بندی، مردم را از تشخیص ارزش‌های حقیقی بازمی‌دارند.
  • فروش گوهر به خس، نماد از دست دادن بینش و فریب خوردن از جلوه‌های دروغین است.
  • قوه «اعتبار کردن» و ارزش‌گذاری تمایز اصلی انسان از حیوان است؛ از دست دادن آن، سقوط به مرتبه حیوانی است.

Sources: d6-s21 · 00:51:05 d6-s21 · 00:54:29 d6-s21 · 00:57:30

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.