Divan di Shams Ghazal 1028 Distico 4 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۲۸

  1. با لطف بهارت دل چون برگ چرا لرزد ترسد که خزان آید آرد دغلی دیگر

G1028:4

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر·ای عشق تو را در جان هر دم عملی دیگر
  2. 2 از روی تو در هر جان باغ و چمنی خندان·وز جعد تو در هر دل از مشک تلی دیگر
  3. 3 مه را ز غمت باشد گه دق و گه استسقا·مه زین خللی رسته از صد خللی دیگر
  4. 4 با لطف بهارت دل چون برگ چرا لرزد·ترسد که خزان آید آرد دغلی دیگر
  5. 5 هر سرمه و هر دارو کز خاک درت نبود·در دیده دل آرد درد و سبلی دیگر
  6. 6 ابلیس ز لطف تو اومید نمی‌برد·هر دم ز تو می‌تابد در وی املی دیگر
  7. 7 فرعون ز فرعونی آمنت به جان گفته·بر خرقه جان دیده ز ایمان تکلی دیگر
  8. 8 خورشید وصال تو روزی به جمل آید·در چرخ دلم یابد برج حملی دیگر
  9. 9 اجزای زمین را بین بر روی زمین رقصان·این جوق چو بنشیند آید بدلی دیگر
  10. 10 بر روی زمین جان را چون رو شرف و نوری·در زیر زمین تن را چون تخم اجلی دیگر
  11. 11 تا چند غزل‌ها را در صورت و حرف آری·بی‌صورت و حرف از جان بشنو غزلی دیگر

ganjoor: sh1028 · public domain