Divan di Shams Ghazal 1095 Distico 2 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۹۵

  1. باز آن جاروب را ز آتش بسوخت گفت کز آتش تو جاروبی برآر

G1095:2

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 داد جاروبی به دستم آن نگار·گفت کز دریا برانگیزان غبار
  2. 2 باز آن جاروب را ز آتش بسوخت·گفت کز آتش تو جاروبی برآر
  3. 3 کردم از حیرت سجودی پیش او·گفت بی‌ساجد سجودی خوش بیار
  4. 4 آه بی‌ساجد سجودی چون بود·گفت بی‌چون باشد و بی‌خارخار
  5. 5 گردنک را پیش کردم گفتمش·ساجدی را سر ببر از ذوالفقار
  6. 6 تیغ تا او بیش زد سر بیش شد·تا برست از گردنم سر صد هزار
  7. 7 من چراغ و هر سرم همچون فتیل·هر طرف اندر گرفته از شرار
  8. 8 شمع‌ها می‌ورشد از سرهای من·شرق تا مغرب گرفته از قطار
  9. 9 شرق و مغرب چیست اندر لامکان·گلخنی تاریک و حمامی به کار
  10. 10 ای مزاجت سرد کو تاسه دلت·اندر این گرمابه تا کی این قرار
  11. 11 برشو از گرمابه و گلخن مرو·جامه کن دربنگر آن نقش و نگار
  12. 12 تا ببینی نقش‌های دلربا·تا ببینی رنگ‌های لاله زار
  13. 13 چون بدیدی سوی روزن درنگر·کان نگار از عکس روزن شد نگار
  14. 14 شش جهت حمام و روزن لامکان·بر سر روزن جمال شهریار
  15. 15 خاک و آب از عکس او رنگین شده·جان بباریده به ترک و زنگبار
  16. 16 روز رفت و قصه‌ام کوته نشد·ای شب و روز از حدیثش شرمسار
  17. 17 شاه شمس الدین تبریزی مرا·مست می‌دارد خمار اندر خمار

ganjoor: sh1095 · public domain