Divan di Shams Ghazal 1117 Distico 7 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۱۱۷

  1. غوطی بخورد جان به تک بحر و شد گهر این بحر و این گهر ز پی لعل توست زار

G1117:7

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار·جان مست گلستان تو آن گاه خار خار
  2. 2 هر دم ز پرتو نظر او به سوی دل·حوریست بر یمین و نگاریست بر یسار
  3. 3 هر صبحدم که دام شب و روز بردریم·از دوست بوسه‌ای و ز ما سجده صد هزار
  4. 4 امسال حلقه ایست ز سودای عاشقان·گر نیست بازگشت در این عشق عمر پار
  5. 5 بنواز چنگ عشق تو به نغمات لم یزل·کز چنگ‌های عشق تو جانست تار تار
  6. 6 اندر هوای عشق تو از تابش حیات·بگرفته بیخ‌های درخت و دهد ثمار
  7. 7 غوطی بخورد جان به تک بحر و شد گهر·این بحر و این گهر ز پی لعل توست زار
  8. 8 از نغمه‌های طوطی شکرستان توست·در رقص شاخ بید و دو دستک زنان چنار
  9. 9 از بعد ماجرای صفا صوفیان عشق·گیرند یک دگر را چون مستیان کنار
  10. 10 مستانه جان برون جهد از وحدت الست·چون سیل سوی بحر نه آرام و نه قرار
  11. 11 جزوی چو تیر جسته ز قبضه کمان کل·او را نشانه نیست به جز کل و نی گذار
  12. 12 جانیست خوش برون شده از صد هزار پوست·در چاربالش ابد او راست کار و بار
  13. 13 جان‌های صادقان همه در وی زنند چنگ·تا بانوا شوند از آن جان نامدار
  14. 14 جان‌ها گرفته دامنش از عشق و او چو قطب·بگرفته دامن ازل محض مردوار
  15. 15 تبریز رو دلا و ز شمس حق این بپرس·تا بر براق سر معانی شوی سوار

ganjoor: sh1117 · public domain