Divan di Shams Ghazal 122 Distico 1 successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۲

  1. دیدم رخ خوب گلشنی را آن چشم و چراغ روشنی را

G122:1

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 دیدم رخ خوب گلشنی را·آن چشم و چراغ روشنی را
  2. 2 آن قبله و سجده گاه جان را·آن عشرت و جای ایمنی را
  3. 3 دل گفت که جان سپارم آن جا·بگذارم هستی و منی را
  4. 4 جان هم به سماع اندرآمد·آغاز نهاد کف زنی را
  5. 5 عقل آمد و گفت من چه گویم·این بخت و سعادت سنی را
  6. 6 این بوی گلی که کرد چون سرو·هر پشت دوتای منحنی را
  7. 7 در عشق بدل شود همه چیز·ترکی سازند ارمنی را
  8. 8 ای جان تو به جان جان رسیدی·وی تن بگذاشتی تنی را
  9. 9 یاقوت زکات دوست ما راست·درویش خورد زر غنی را
  10. 10 آن مریم دردمند یابد·تازه رطب تر جنی را
  11. 11 تا دیده غیر برنیفتد·منمای به خلق محسنی را
  12. 12 ز ایمان اگرت مراد امنست·در عزلت جوی ایمنی را
  13. 13 عزلت گه چیست خانه دل·در دل خو گیر ساکنی را
  14. 14 در خانه دل همی‌رسانند·آن ساغر باقی هنی را
  15. 15 خامش کن و فن خامشی گیر·بگذار تو لاف پرفنی را
  16. 16 زیرا که دلست جای ایمان·در دل می‌دارمؤمنی را

ganjoor: sh122 · public domain